راه حل اقتصادي براي داستان قضاوت سالمون

يادمه تو بچگي يكي از قسمت هاي كارتون ايكيوسان در مورد دو زن بود كه سر بچه اي نزاع داشتن و ايكيوسان يك قاعده بازي پيشنهاد ميكنه كه هر زن يك طرف بچه را بگيره و بكشه، هركس قدرت بيشتري داشت بچه مال اون ميشه. با كنار كشيدن مادر واقعي از اين بازي مادر اصلي از مادر قلابي معلوم ميشه. داستان مشابهي هم در مورد پادشاه سالمون وجود داره كه پيشنهاد ميكنه بچه را با شمشير دو نيم كنند تا به هر زن نصف بچه برسد، هر زني كه از ادعاي خود عقب كشيد مادر واقعيه. اما اين راه حل اگرچه هوشمندانه است اما مشكلش اينه كه ممكنه مادر قلابي نقش بازي كنه. براي يك انسان رشنال خيلي سخت نيست كه چنين كلكي را حدس بزنه و يك كلك ديگه رو كنه، يا حداقل ميشه گفت اين پيشنهاد فقط يك بار كار ميكنه و براي مشاجره هاي بعدي داستان براي هر دو طرف رو شده.
چند تا پيشنهاد ديگه توسط برخي اقتصاددونا مطرح شده كه در جاي خودش هم جالبه هم آموزشي.
قضيه كوز در اقتصاد ميگه اگر اثرات خارجي وجود داشته باشه و بازاري با هزينه انتقال صفر براي اون شكل بگيره، مبادلات منجر به تخصيص بهينه مي شود. اين تئوري نخست براي فركانس هاي راديويي در ايالات متحده مطرح شد. دعوا سر اين بود كه ايستگاه هاي راديويي از فركانس هاي مشابهي براي انتشار برنامه استفاده ميكردند و بين فركانس هاي مختلف تداخل بوجود ميومد. سوال اين بود كه چطوري اين فركانس هارو بين اين ايستگاه ها تخصيص كنن. قضيه كوز اطمينان ميده كه اگر براي فركانس هاي راديويي بازاري شكل بگيره كه هزينه انتقال نداشته باشه، و اين فركانس ها به هر نحوي(حتي دلبخواهي يا تصادفي) به تملك ايستگاه هاي راديويي در بياد نتيجه نهايي تخصيص بهينه مي باشد.
در مورد داستان ما هم رويكرد كوز ميگه اين بچه را بصورت رندم به يكي از زن ها بده از اونجايي كه مادر واقعي تمايل به پرداخت بيشتري نسبت به مادر قلابي داره، در صورت امكان مبادله بچه، مادر واقعي به عزيزش ميرسه.
اشكالي كه اين روش داره اينه كه دور از انصافه كه مادر واقعي براي رسيدن به بچش بايد هزينه پرداخت كنه
پيشنهاداي ديگه اي هم هست كه اين مشكل را حل ميكنه اما ميزارم براي پستاي بعدي تا شما هم بهش فكر كنيد و مغلوب جواب مساله نشيد.

اينجا ايران است

ادم يه چيزايي از روزنامه هاي ايران ميبينه كه تعجب ميكنه و تاسف ميخوره، سال پيش يه مطلبي در مورد جمعيت اينجا نوشته بودم، چند شب پيش همون مطلب رو ديدم در سرمقاله 28 فروردين روزنامه آرمان چاپ شده به نام دكتر رناني. يكم تعجب كردم با دكتر صحبت كردم گفتم كه روزنامه داره از نام شهرت شما سو استفاده مي كنه ايشون هم شاكي بود و گفت بهشون تذكر داده كه چيزي رو به من نسبت ندن. اما جالب اينه كه هيچ اصلاحيه و ياداشتي در مورد اشتباهشون چاپ نكردن. در واقع اين روزنامه وزين با چاپ يك مقاله هم سرقت ادبي كرده و هم سوء استفاده از شهرت و نام ديگري.  وقتي  ميبينم يه روزنامه از طريق جستوجو در اينترنت مطالب وبلاگي رو توي روزنامه خودش به عنوان سرمقاله چاپ ميكنه و براي جذب مخاطب بيشتر از شهرت اساتيد سو استفاده ميكنه از خوندن روزنامه نااميد ميشم.

پا نوشت: اولا خواهش ميكنم اگه كسي ميخواد مطالب اين وبلاگ رو جاي ديگه منتشر كنه حتما من رو با خبر كنه كه اتفاقاتي مثل اين نيفته،. اين سايت اين مطلب رو كه يه مطلب كاملا وبلاگي و براي روشن كردن يك مساله داره و شبيه يك اصلاحيه است رو در اين خبر گزاري در قسمت سرمقاله هاش منتشر كرده.

پيش نهادي براي خروج از ركود و افزايش درامد اقتصاددانان (يك بهينه اجتماعي) :D

اين طرح نقدي كردن يارانه ها براي هركي بد باشه براي اقتصاددانان نيست 😀 اجراي اين طرح اگر چه براي اكثر نسل حاظر(منظورم كوتاه مدت است) كاهش دهنده رفاهه يا حداقل ترس از كاهش رفاه براي اين افراد وجود داره اما اقتصاددانان خوشحال اند كه فروششون زياد شده، فعلا بازار فروش اقتصاددانان داغه داغه دولت، بخش خصوصي، شهرداري ها، كارخانه ها همه و همه ميخوان بدونند چطوري و چقدرتحت تاثير سياست هدفمند سازي يارانه ها قرار مي گيرند. بازار اقتصاد از جمله اون بازار هاييه كه از اين طرح بي نصيب نميمونه مخصوصا اينكه همه، تقاضاي پيش بيني دارن و نتيجتا قبل از اينكه طرح اجرا بشه و آثار زيانبار طرح مثل تورم و كاهش قدرت خريد گريبان گيرشون بشه با افزايش درآمد روبرو ميشن و در واقع اگر نرخ زماني پول رو لحاظ كنيم درآمد اقتصاددانان بيش از اون مقداريه كه اسما به درامد ثابتشون اضافه ميشه. يكي نيست به اين اقتصاددانان بگه اخه چرا به فكر خودتون نيستيد؟ بجاي اينكه همش روي بازار بقيه تحليل مي كنيد يكم هم بازار فروش خودتون رو تحليل كنيد. من پيش نهادي دارم: بي شك روش معجزه آساي رگرسيون! به ما كمك ميكنه كه رابطه قوي و معنا داري بين درآمد اقتصاددانان و شاخص هاي توسعه اقتصادي پيدا كنيم با قدرت توضيح دهندگي و R2 بالا يعني درآمد اقتصاددانان ميتونه توسعه اقتصادي را به ارمغان بياره پس پروژه ي مفصلي انجام بديد و به دولت پيشنهاد بديد در برنامه پنجم توسعه درآمد اقتصاد دانان رو چند ده برابر كنه تا از اين ركود عميق خارج بشيم 😀 اين يك بهينه اجنماعي هم هست چونكه ازين به بعد اقتصاددانان با خيال راحت براي رفع مشكلات اقتصادي جامعه مخ ميتركونند! 😀

انگيزه دانش جويان اقتصاد در ايران

استاد و دوست گرامي ام دكتر اميري ايميلي فرستادند و فرموده اند كه: دانشجويان اقتصاد در ايران چه آنهايي كه بر حسب علاقه وارد اين رشته شده اند و چه آنهايي كه بدون علاقه وارد شده اند عمدتاً به اين نتيجه مي رسند كه اقتصاد علم كاربردي نيست و قادر نيستند در حل مسايل روزمره از آن استفاده كنند.
به اعتقاد من يكي از مشكلاتي كه موجب شده آموزش اقتصاد براي دانشجويان  در ايران غير كاربردي و بي فايده به نظر آيد ويژگي چنين كشور هاي مثل كشور ما است. در كشوري كه تقاضايي براي رشته اقتصاد و تحقيقات دانشگاهي اقتصادي وجود نداشته باشد انتظاري نداريم كه رشته اقتصاد را يك رشته كاربردي و بدرد بخور بيابيم، فارق التحصيلان رشته اقتصاد براي كسب يك شغل چهار گزينه را در پيش رو دارند، استاد دانشگاه كه بسيار محدود است و رقابت شديد، مراكز تحقيقاتي كه بدليل تقاضاي كم براي تحقيقات اقتصادي توسط بخش خصوصي، آن هم با محدوديت مواجه است، شغل دولتي كه تا پيش از شروع به كوچك سازي دولت انگيزه مناسبي براي اقتصاد خواندن بود، و بازار كار خصوصي كه همچنان نسبت به رشته اقتصاد بي نياز است علتش را هم در ويژگي كشور هاي در حال توسعه بايد جستوجو كرد. وقتي شكاف تكنولوژيكي ميان ايران و كشورهاي توسعه يافته زياد باشد آنچه كه باعث افزايش سود بنگاه هاي اقتصادي ميشود سرمايه گزاري براي رفع اين شكاف و انتقال تكنولوژي مي باشد نه بهبود مديريت بنگاه يا رعايت موازين اقتصادي و همين امر، بنگاه هاي اقتصادي را از تقاضاي اقتصاد بي نياز مي كند و در عوض نياز بنگاه ها را به رشته هاي فني  افزايش مي دهد. شايد ماهيت رشته اقتصاد هم بي تاثير نباشد، روز اول دانشگاه وقتي كه دكتر داوودي از دانشگاه شهيد بهشتي در جلسه معارفه ورودي هاي جديد سخنراني ميكرد مي گفت: من وقتي دكترايم را گرفتم تازه فهميدم علم اقتصاد چيست و مي خواهد چه بگويد. به نظر من ايشان كم بيراه نگفته اما با كمي اغراق.
با تمام اين اوصاف چگونه مي توان انگيزه دانشجويان را به علم اقتصاد و ادامه آن افزايش داد؟ زيرا به شخصه  چنين بي رغبتي را در دانشجويان رشته اقتصاد ديده ام خصوصا دانشگاه هاي غير ازشهر تهران (شايد بدليل كم بودن انگيزه سوم). يك راه براي ايجاد انگيزه در دانشجويان اين است كه نشان دهيم آنچه كه 4 سال براي آن صرف مي كنند مفيد است. اگر دانشجويان از جريان به روز علم اقتصاد و كاربردهايي كه اين علم در تمام حوزه هاي زندگي دارد اطلاع داشته باشند به اهميت رشته خود پي خواهند برد و درك ميكنند كه اقتصاد فقط آن چيزي نيست كه در كلاس درس دانشكده هاي اقتصاد ايران مطالعه ميكنند. از عمده موانعي كه دانشجويان را  از جريان به روز علم اقتصاد دور مي كند و آنان را مجبور ميكند با سرفصل هاي قديمي و فسيل شده اقتصاد وقت بگذرانند، اولا ضعف اساتيد از به روز ماندن و ثانيا ضعف دانشجويان در زبان انگليسي است. اگر اين دو مشكل رفع ميشد نه تنها انگيزه براي تحصيل اقتصاد فزوني مي يافت، بلكه با افزايش كيفيت توليد تحقيقات اقتصادي و خصوصي شدن تدريجي اقتصاد، تقاضا براي اقتصاد افزايش مي يافت و اين جريان داخل گردونه بهبودي مي افتاد.

پا نوشت1: پويا جبل عاملي مقاله مفيدي با عنوان پيرامون نقايص آموزش اقتصاد در ايران نوشته است، فقط نميدانم چرا دانشگاه شهيد بهشتي را با عنوان اصلي دانشگاه ملي و داخل پرانتز دانشگاه شهيد بهشتي نام برده!  چون فكر مي كنم ايشان دهه هفتاد دانشجوي آنجا بوده اند.

پا نوشت 2: اينجا هم بلاگ اقتصادي  دكتر اميري است.

فرو پاشي سرمايه اجتماعي پس ار انتخابات

سرمقاله امروز دنياي اقتصاد به شرح فرو پاشي سرمايه اجتماعي پس از انتخابات مي پردازد و فرصت سوزي كه از ان براي انباشت سرمايه اجتماعي در دوران انتخابات استفاده نشد. مقاله را در زير مي اورم

اينجا هم سرمقاله 20 خرداد است كه در پست قبلي در موردش نوشته بودم امروز تازه خبردار شدم كه چاپ شده.

جايگاه «سرمايه اجتماعي»در توسعه

ناصر يارمحمديان
اگر چه در تعريف سرمايه اجتماعي اجماع وجود ندارد، اما …

… سرمايه اجتماعي را مي‌توان در چند مشخصه هنجارهاي رسمي‌ و غيررسمي، اعتماد عمومي ‌و مشاركت اجتماعي خلاصه كرد. اعتماد مهم‌ترين ‌اين فاكتورها است كه به سه نوع، اعتماد درون اعضاي خانواده، اعتماد ميان مردم و اعتماد مردم به حاكميت قابل تفكيك است. مطالعات متعدد نشان داده است كه سرمايه اجتماعي با مشخصه‌هاي مذكور، اثر مثبت و معناداري بر كاهش هزينه مبادله، توليد و تسريع در رشد اقتصادي دارد و بهره‌وري را در اقتصاد افزايش مي‌دهد. از آنجا كه عمده دليل رشد پايين اقتصاد ‌ايران به پايين بودن رشد بهره‌وري باز مي‌گردد، انباشت سرمايه اجتماعي مساله‌اي قابل توجه و وزن‌دار است.
در مطالعه‌اي كه به رتبه‌بندي كشورها بر اساس شاخص سرمايه اجتماعي پرداخته است، در ميان صدوپنجاه‌وپنج كشور، اقتصاد ‌ايران در رتبه صدودهمين قرار دارد. اين در حالي است كه انتظار مي‌رود سرمايه اجتماعي با توسعه اخلاق در جامعه افزايش يابد و به طور معناداري تحت تاثير نهاد دين و مذهب قرار گيرد؛ اما مشكل از كجا است؟
از نظر رابرت پوتنام، نوع رفتار دولت تاثير به‌سزايي بر روند افزايشي و كاهشي سرمايه اجتماعي دارد؛ به‌طوري كه رويكرد شفاف‌سازي در حكومت‌هاي دموكراتيك موجب افزايش سرمايه اجتماعي و روند محافظه‌كارانه، موجب كاهش سرمايه اجتماعي مي‌شود.
افزايش بهره‌وري عوامل توليد از جمله مهم‌ترين تاثيرات سرمايه اجتماعي بر مناسبات اقتصادي است و راز آن در كاهش هزينه‌هاي توليد و مبادلات اقتصادي نهفته است؛ زيرا در فضاي پراز اعتماد، ديگر نيازي به هزينه‌هاي اضافي براي جلب اعتماد طرفين در مبادلات نيست و سرعت و سهولت مبادلات افزايش مي‌يابد. همچنين تاثير سرمايه اجتماعي بر افزايش سرمايه‌گذاري بخش خصوصي معنا دار است؛ زيرا با رعايت هنجار‌ها و كاهش رفتار‌هاي سودجويانه و فرصت‌طلبانه، انگيزه براي سرمايه‌گذاري افزايش مي‌يابد.
در مقابل، عدم وجود سرمايه اجتماعي كافي مي‌تواند منجر به خروج سرمايه از اقتصاد شود، همان‌گونه كه حقوق مالكيت، فضاي مناسبي براي سرمايه‌گذاري در تجهيزات توليد ‌ايجاد مي‌كند، سرمايه اجتماعي نيز فضاي مناسبي را هم براي سرمايه‌گذاري فيزيكي و هم براي سرمايه‌گذاري انساني فراهم مي‌كند و افراد با داشتن اطمينان بيشتر از حقوق مالكيت فكري، اقدام به سرمايه‌گذاري مي‌كنند و همچنين بازدهي بيشتري را براي تحصيلات و سرمايه‌هاي انساني به همراه دارد. يكي از تاثيرات مهم ديگر، افزايش كارآيي سياست‌ها و تصميمات دولت است. دولت‌ها تا زماني كه نتوانند اعتماد مردم را كسب كنند، نمي‌توانند سياست‌هاي اقتصادي موثري را به انجام برسانند. كارآيي سياست‌هاي دولت در بخش مالي و پولي اقتصاد به ميزان اعتماد مردم به نهاد‌هاي سياست‌گذار بستگي دارد، سرمايه اجتماعي با تامين اعتماد مردم به نهاد‌ها و سازمان‌هاي دولتي، تاثيرگذاري تصميمات و سياست‌هاي دولت را تامين مي‌كند. در آخر بد نيست به تاثير تخريبي ساختار نفتي اقتصاد‌ ايران بر سرمايه اجتماعي اشاره‌اي كرد. يكي از عوامل توليد سرمايه اجتماعي وابستگي دولت به مردم و مردم به مردم است. دولت تا به مردم وابسته نباشد، خود را در موقعيت جلب اعتماد مردم نمي‌بيند؛ اما وجود درآمد‌هاي نفتي باعث عدم وابستگي دولت به مردم شده است و همچنين مانع وابستگي قشر منتفع از درآمد‌هاي نفتي به اقشار ديگر شده است. اميد است مسوولان ابتدا با پي‌بردن به اهميت مساله و سپس با شناخت و ريشه كن كردن عوامل مخرب تاثيرگذار بر سرمايه اجتماعي، موجبات انباشت بيشتر آن را فراهم كنند.

ذهن مصرف كنندگان در دوران ركود

بازي با رفتار مصرف كنندگان در دوران ركود: كمپاني ها فهميده اند كه نداشتن پول مشكل مصرف كنندگان نيست انها پول دارند اما بدليل ترس از اينده بسختي انرا خرج مي كنند پس بنگاه ها بدنبال روشي هستند تا مصرف كننده را ترغيب به مصرف كنند يك مثال ان شركت هيونداي است كه قراردادي مي بندد كه در صورت از دست دادن شغل تا در طول سال ميتواند پول خود را ريفاند يا باز پس بگيرد اينطوري به مصرف كننده اين اظمينان را مي دهد كه كمتر از اينده بترسد. يك مثال ديگر شركت لويس وويتون (Louis Vuitton) توليد كننده كيف و چمدان است كه با توليدات 2 بعدي خود به مصرف كننده مي گويد نيازي نيست 2 سال ديگر يك چمدان ديگر بخري همين چمدان را با زيرو رو كردن ميتواني تغيير دهي و حتي مي تواني صبح چمدان سياه و بعد از ظهر چمدان قرمز استفاده كني. يك ترفند ديگر شركت ها استفاده از ذهن گذشته مصرف كنندگان است. با توجه به اتفاقاتي كه اكنون افتاده و ورشكستي بسياري از بنگاه هاي بزرگ و سود اوري كه انتظار ورشكستيشان نميرفت ذهن مصركنندگان به محيط حال حاظر بي اعتماد شده به همين خاطر به خاطرات گذشته فيدبك مثبت ميدهند و براي مثال همين شركتويس وويتون از بازيگراني براتي تبليغ استفاده ميكنند كه اكنون شهرت انچناني ندارند اين به انها كمك مي كند تا اعتماد مصرف كنندگان را جلب كنند.

خلاصه اي از يك مقاله  در تايمز

تحليل اماري انتخابات و مشكل خود گزينشي

اول: يك فايل پاورپوينت از تحليل انتخابات رياست جمهوري دوره نهم در اينجاست. اطلاعات اماري خوبي دارد. يك بنده خدايي درست كرده و من هم با حذف تبليغاتش اينجا گزاشتم. حتما ببينيد.

دوم (مساله خود گزينشي): روزي توي رستوران دانشگاه يك سوال اقتصادي (سوال در پايين امده) از همكلاسيام پرسيدم و با وجود اينكه 7 يا 8 نفر از دانشجو هاي ارشد بودند بجاي اينكه يه جوابي براي سوال داشته باشند هاج و واج فقط به من نگاه ميكردن بعد همين سوالم رو توي يك فاروم اقتصادي پرسيدم و جواب هاي خوبي از اعضايي كه سنشون ميخورد دانشجوي سال دوم يا سوم كارشناسي باشن گرفتم.اينجا ممكنه براي من يك سوال پيش بياد كه آيا كساني كه از اينترنت و شبكه هاي اجتماعي در اينترنت استفاده ميكنند نسبت به كسايي كه استفاده نميكنند داراي ذهن پويا و جوال تري هستند كه جواب بهتري به سوالات ميدهند؟ و حتي ممكنه من يك تحقيقي را براي پيدا كردن جواب اين سوال شروع كنم. اما اين سوال تحقيق اصلا پايه و اساسي ندارد زيرا كه هيچ بعيد نيست كه مدلي كه من براي ازمون طراحي ميكنم دچار مشكل خود گزينشي (self selection) باشد يعني اينكه در اين مثال افراد باهوش تر از شبكه هاي اجتماعي استفاده ميكنند نه اينكه افراد بعد از استفاده باهوش ميشن.در اين صورت افراد يا نمونه مورد بررسي من خودش خودش را انتخاب ميكند تا من به يك رابطه قوي بين استفاده از اينترنت و پويايي فكر برسم امابه دليل اينكه نمونه من تصادفي نيست مطالعه من خيلي قابل اتكا نيست. اساسا مشكل خود گزينشي يك چنين مشكلي است كه در تحقيقات علوم اجتماعي اقتصادي و روانشناسي بروز ميكنه به همين خاطر مدل هايي طراحي شده كه ميشه با اونها ابتدا به اين سوال جواب داد كه نمونه مورد بررسي من دچار خودگزينش شده است يا نه؟ و در صورت منفي بودن جواب به ادامه تحقيقتان ميپردازيد. يك مثال ديگش ميتونه نظر سنجي هاي انتخاباتي باشه. معمولا افرادي كه شور انتخاباتي دارن در نظر سنجي ها شركت ميكنند از طرفي همين افراد هم معمولا به كانديداهايي كه شور ايجاد ميكنن راي ميدن. مثلا يك كانديدا ممكنه شعار هاي همسو با منافع جوانان بدهد و از آنجايي كه جوانان شور انتخاباتي بيشتري دارند در نظر سنجي ها شركت مي كنند پس نتيجه نظر سنجي به نفع كسي است كه شعار جوان پسند تر بدهد.
اينم سوال و جوابي كه گفتم: فرض كنید شما مالك 1 میلیون تومان هستید و در چهارچوب مالكیت خصوصی حق دارید  مال خود را اتش بزنید. فرض كنید می خواهید پول خود را بسوزانید اما می دانید پول یك كالای عمومی است و دولت برای هر ورق كاغذ پول مقداری هزینه كرده مثلا برای هر هزار تومان 100 تومان هزینه چاپ اسكناس كرده. پس شما برای سوزاندن 1 میلیون 100 هزار تومان به دولت بدلیل خصارتی كه میزنید میپردازید. حال سوال من این است كه با وجود پرداخت این خصارت باز هم شما حق چنین كاری را دارید؟ در ضمن سوزاندن پول خيلي هم بعيد نيست مثل اون دلقك در فيلم بت من.

جواب: اول اینكه ایا ما می توانیم كالای عمومی را بخریم؟ كالای عمومی كالایی است كه نتوان منافع آن را اختصاصی كرد یعنی منافع كالا به افرادی كه هزینه آنرا نپرداخته اند هم تعلق می گیرد مثل روشنایی چراغی كه همسایه شما به كوچه میزند به نظر میرسد كه نمیتوان كالای عمومی را خرید و فروش كرد زیرا با تعریفش سازگار نیست.
دوم اثرات اجتماعی این عمل را باید بررسی كنیم. عمل سوزاندن یك كالای عمومی از آنجایی كه كالای عمومی است و منافعش به همه تعلق می گیرد پس زیان از بین بردن این كالا هم به همه تعلق می گیرد پس عمل سوزاندن یك نوع اثرات خارجی منفی در بر دارد (negative externalities) یك نوعش همان كاهش حجم پول است كه اثرات كلان اقتصادی بر جا میگزارد مثلا در دوره ركود این عمل به عمق ركود می افزاید و زیانش به همه میرسد نه یك فرد.
اما ایا فرد نمی تواند این اكسترنالیتی را به روشی محاسبه كند و پولش را بسوزاند؟ مثلا غیر از هزینه چاپ پول هزینه اجتماعی كاهش حجم پول را بپردازد؟

نیچه و عقلانیت غیر عقلایی

* نيچه می گوید که باور داشتن به یک عقیده یا واقعیت به دلیل لذت داشتن آن است نه حقیقت داشتن آن. معنای این سخن از نظر اقتصادی این است که اعتقاد برای ما مطلوبیت زاست و مردم با انتخاب اعتقادات و سبک زندگی مطلوبیت خود را حداکثر میکنند بطوری که حتی حاظر هستند اعتقاد غیر عقلایی را به خاطر فرض رفتار عقلایی حداکثر کننده مطلوبیت انتخاب کنند. مثلا وقتی برای شما عقلایی است که غیر عقلایی رفتار کنید شما دچار عقلانیت غیر عقلایی می شوید (irrational rational ).

برای عاملان اقتصادی عقلایی است که از تمام داده ها برای تصمیم گیری و پیش بینی استفاده کنند اما از انجا که این اطلاعات هزینه بر است (پولی، وقتی، مهارتی و …) آنها از کسب اطلاعات پرهیز میکنند.

در انتخابات کسب اطلاعات هزینه بر است به همین خاطر برای رای دهندگان عقلایی است که خود را به غفلت بزنند.

یک مثال دیگر که در این پست هم توضیح دادم خریداران لباس است که گاهی نسبت به قیمت لباس عکس العمل مثبت نشان می دهند و با گران شدن قیمت لباس تمایل بیشتری برای خریدن نشان می دهند زیرا انها با دادن پول بیشتر برای لباس پرستیژ بیشتری را می خرند.

*سایت گرداب هم سایت خوبی است.

*چند لینک برای دانلود کتاب در موضوعات مختلف به زبان فارسی.

http://www.irpdf.com/

http://ebookclub.blogfa.com/

http://www.seapurse.com/books.php

http://www.irebooks.com/

پا نوشت: این سایت هم یک شبکه خوب از سایت ها دانلود کتاب فارسی است

http://www.freebooks.yahova.com/page31.htm

فلسفه، اخلاق، زندگی و …

این چند روز تجربه های استثنایی اگزیستانسیالیستی داشته ام و انگار این تجربه ها انسان را بزرگتر میکند انگار در یک روز یکسال بزرگتر شده ای.
یکی از اصول گزیستانسیالیست ها امور حدی و استثنایی برای خود شناسی است میگویند انسان برای شناخت خود باید خود را در امور حدی و غیر روزمره قرار دهد
گاهی اوقات انسان از بهترین لذت های مادی چشم پوشی میکند تا لذت زیر پا نگزاشتن گزاره اخلاقی اش را ببرد این یک رفتار کاملا عقلایی است که از بیرون شاید عقلایی به نظر نرسد یک نمونه ازین گونه رفتار ها که در انتخابات امریکا در موردش تحلیل شد افزایش فعالان انتخاباتی است مثلا این که تعداد رای دهندگان یا فعالان در عرصه انتخابات زیاد شود یک رفتار غیر عقلایی به نظر میرسد زیرا تاثیر هر فرد در نتیجه انتخابات به اندازه یک تقسیم بر n  است که  n تعداد رای دهندگان است حال با ورود بیشتر فعالان و رای دهندگان این تاثیر کوچکتر و کوچکتر می شود اما چرا شور اشتیاق برای فعالیت و رای دهی زیاد شده است؟ به نظر من این توضیح این امر با  گزاره های اخلاقی مورد قبول هر فرد شدنی است  که چه اتفاقی را ایده آل خود می داند و دوست دارد اتفاق بیفتد.
این رساله را در مورد جامعه اخلاقی از فیلسوف خوش بیان و خوش فکر مصطفی ملکیان از دست ندهید.

اخیرا در کنار یکی از دوستان که حتی اسم واقعیش رو هم نمیدونم حرف از دنیا و زندگی شد به نقل از خودش خیلی نا امید و تنها بود و میگفت چند باری میخواستم برم گفتم کجا؟ گفت بالا!! میگفت من از عشق شما زمینی ها بیزارم به نظر شما برای یک انسان که نا امیده چه دلیلی برای زندگی کردن میتونه وجود داشته باشه؟ !! من که نتونستم جواب درست و حسابی بدم بهش البته به هیچ  وجه چنین قصدیم نداشتم.

قيمت هاي بالاتر و فروش بيشتر

تريا سنگي دانشگاه ما (ظاهرا اين سنگيش خيلي مهمه) 5 و 6 نوع غذا داره از جمله همبر گر هات داگ سوسيس ژامبون و … تمام قيمت ها متفاوت است بالاترين قيمت 1000 و كمترين ان 500 تومان از ان سوسيس است اما من تا به حال كسي را نديده ام كه سوسيس بخرد با وجود اينكه ارزانترين است شايد بگوييد چون كسي دوست ندارد اما شما ميدانيد بين سوسيس و هات داگ خيلي تفاوت چشم گيري چه در حجم چه در مزه وجود ندارد وتفاوت قيمت هات داگ 150 تومان است و به وفور ديده ام افراد نسبتا زيادي هات داگ كه قيمت پايين اما نه كمترين را دارد ترجيح ميدهند. اين رفتار يك رفتار بر اساس ترجيحات است. در اين حالت قيمت براي افراد مطلوبيت زاست. مثلا فردي با دوست دخترش براي اولين بار مي ايند تريا ببخشيد تريا سنگي احتمالا در اين دامنه ضعيف از قيمت ها آنها بالاترين قيمت را ترجييح ميدهند. اين مساله را بارها در مورد كالاهاي مختلف ديده ام خصوصا لباس كه قيمتش مثل يك برند عمل ميكند يك مثال خوب ديگر كه ديده ام عينك افتابي است، عينك افتابي مرغوب و غير مرغوب در بازار وجود دارد از طرفي تشخيص مرغوبيت سخت و هزينه بر است اولا تخصص مي خواهد ثانيا بطور چشمي و شهودي قابل تشخيص نيست به همين خاطر مصرف كننده ها از قيمت عينك سيگنالي مبني بر مرغوبيت عينك ميگيرند هرچه قيمت بالاتر مرغوبيت بهتر و تمايل براي خريد بيشتراست حالا فروشندگان و بازارياب ها خودشان ببينند چه كالاهايي امكان فروش بيشتر با قيمت هاي بالاتر را دارند.

آمار طلاق

مجله فرهنگ و پژوهش با مديريت مسوول دكتر مسجد جامعي مقالات خوبي در مورد مباحث فرهنگي دارد

مجله سپيده دانايي هم از جمله مجلات خوب با موضوعيت اجتماعي و با محوريت مشكلات جوانان خصوصا مساله ازدواج است. مدير مسوول مجله هم دكتر محمود گلزاري است كه 2 بار در سخنراني ايشان شركت كرده ام و بسيار اموزنده بوده است

امروز هم ايشان در مراسمي به دعوت از سازمان ملي جوانان بعنوان سخنران امده بودند قبل از ايشان يكي از دوستان اين سازمان كه مسوليت ايشان در ابهام بود يعني شفاف نبود چه مسوليتي دارند سخنراني كردند و مطالبي را در مورد آمار ازدواج و طلاق مطرح كردند. احتمالا امار 25 درصد ميزان طلاق را شنيده ايد؟  دوست بسيجيمان با انتقاد از بزرگ جلوه دادن امار طلاق گفتند كه مسولين براي اينكه جوانان را بترسانند و ترغيب به انتخاب محتاتانه كنند اين امار ها را ارائه مي دهند بعد امار استان اصفهان را بيان كردند كه 10.8 درصد است ايشان در جلسه نماندند وگرنه بحثي با ايشان مي داشتيم

اولا امار 25 در صد براي شهر تهران است و ميدانيم در شهر هاي بزرگ امار طلاق بيش از شهر هاي كوچك استبراي مثال اينجا را ببينيد

دوما امار 10.8 درصد براي استان اصفهان است نه شهر اصفهان حتما شهر اصفهان بيشتر است

امار طلاق در ايران رو به افزايش است(اين مقاله را ببينيد) خيلي ها اين افزايش را ناشي از مشكلات اقتصادي و تغيير شيوه هاي ازدواج و اشنايي و ازين حرف ها مي دانند اما به نظر مي رسد بيش از اين ها تحولات اجتماعي در مساله طلاق بيشتر موثر است به گفته دكتر گلزاري كه البته صحت و ثقمش خيلي قابل اتكا نيست اما براي درك شهودي خوب است 25 درصد ازدواج ها موفق 25 درصد به طلاق و 50 درصد هم بطور اشفته ادامه پيدا مي كند يعني اگر مساله طلاق با سهولت بيشتري انجام شود، قبح عرفي آن بريزد، و ديگر تحولات اجتماعي صورت گيرد 50 درصد از زندگي هاي اشفته به طلاق اضافه ميشود اين مساله در ايران خيلي ملموس است مثلا امار ها نرخ خود كشي زنان متاهل را بيش از پسران مجرد بيان مي كند اين يعني چي؟ ما تعداد كثيري طلاق مخفي داريم كه در آمار ها نشان داده نمي شود چون امكان حقوقي براي ثبت شدن ندارد.

خودخواهي اقتصاددانان؟

اول:

در مقاله اي كه از رابينستين (Ariel Rubinstein)خوندم نوشته بود:

A number of economists have already
argued that the study of economics influences students› views and, in particular,
makes them more selfish

البته ايشون فقط به نقل از برخي مطالعات ديگه اين ادعا را مطرح مي كند به نظر ميرسه بر اساس نظريه مكان يابي در نظريه بازي ايشون اكراه دارند كه مستقيما نظرشون را در مورد خودخواهي اقتصاددانان مطرح كنند چون حرف كوچيكي نيست و بايد جواب اين ادعا را به همه همكارانشون بدهند (در ضمن ايشون متخصص نظريه بازي هستند)

دوم: الحمد الله مقاله ام در كنفرانس تجارت الكترونيك و كشور هاي در حال توسعه پذيرفته شد 1 و 2 ابان اين كنفرانس در اصفهان برگزار ميشه يه دوروزي تو هتل عباسي خرابيم((: اگر كسي از دوستان  اونجا بود در خدمتش هستيم.

پراكنده هايي از محيط جديد تحصيلي

قبل از هر چيز اينكه، دوستاني كه مقالات معرفي شده براي مقدمه اقتصاد كلان دكتر واعظ را ميخواهند ميتوانند آنها را در اين پست و كتاب واريان و حل تمرينش را در اين پست دانلود كنند.

و اما پراكنده هاي خودم. ترم جديدم را در فضايي جديد شروع كرده ام با اساتيد و دوستاني جديد كه نظاره گر مشاهداتي بوده ام:

1- دانشكده اقتصاد دانشگاه اصفهان امسال شايد بيش از 100 درصد پذيرش دانشجويان ارشد را اضافه كرده است سر جمع شايد حدود 60 دانشجو گرفته، دانشكده درست مثل يك بنگاه عمل ميكند داده اي دارد و ستاده اي بيرون مي دهد و اين فرايند توليد با يك تكنولوژي كه در ضابطه و پارامتر هاي تابع خلاصه ميشود انجام ميشود سوال من اين است كه آفزايش يك نهاده كه دانشجو باشد به معناي افزايش توليد ميتواند باشد؟ با فرض بازده ثابت نسبت به مقياس كه فرض عقلايي است و فرض كنيد بنگاه از 2 نهاده دانشجوي ورودي جديد و استاد تمام استفاده ميكند(البته نهاده هاي ديگري هم مانند كلاس و كارمندان ميتوانند باشند)افزايش تمام نهاده ها به اندازه t بايد توليد را به همان اندازه زياد كند اما افزايش 100 درصدي دانشجويان ضرف يكسال هيچ وقت نميتواند همراه با 2 برابر شدن اساتيد كامل در يك دانشگاه باشد، زيرا نهاده استاد با محدوديت زماني و مكاني روبروست در اين حالت مطمئنا بازده كاهنده است نسبت به مقياس و حتما از كيفيت آموزشي كه مورد انتظار بود كاسته خواهد شد اما اين عمل (action) از يك دانشكده اقتصاد بعيد است اگر دانشكده ادبيات يا فني يا علوم پايه دست به اين تصميم مي زد خرده اي بر آنان نبود.

2- تا به حال 3 نفر از دوستان را ديده ام كه از رشته كامپوتر و فيزيك به اقتصاد آمده اند كه احتمالا بيشتر هم هستند چون هنوز من با همه اشنا نشده ام اين تعداد در نوع خودش زياد است حتما ديگر دانشكده هاي اقتصاد در سراسر كشور نيز همينگونه است كه به اين دوستان هم خوشامد ميگوييم((: اخه يكي نيست بگه تو اين وسط چيكاره اي

3- دانشگاه اصفهان وسعتي عريض دارد بطوري كه از در ورودي تا دورترين دانشكده اگر تنها پياده روي كني شايد 1 تا 1.5 ساعت طول بكشد(اگر با دوستت پياده روي كني بيشتر طول ميكشد اما احساس ميكني كمتر طول كشيده، چرا؟) بهر حال در اين ايستگاه ها از بس كه علاف شدم يه محاسبه سر پايي در يك مدل اقتصادي انجام دادم ديدم در هر روز كاري كه 12 ساعت باشد 1140 ساعت وقت دانشجويان به انتظار اتوبوس تلف مي شود با فرض اينكه هر 20 دقيقه يك اتوبوس بيايد كه خيلي خوشبينانه است چون نتايج خيلي نجومي بود دراين زمينه يك تحقيق سرپايي 3 صفحه اي نوشتم و يكسري پيشنهادات مبتني بر اقتصاد خرد هم دادم كه اصلي ترين آن استفاده از حمل و نقل خصوصي بدون سوبسيد بود يعني به تاكسي ها اجازه رفت و آمد بدهند تا كساني كه هزينه فرصت بالايي دارند وقتشان را بخرند اين سياست يك سياست بهينه است زيرا بر اساس بهينه پرتو مطلوبيت عده اي زياد مي شود و مطلوبيت عده ديگز اگر افزايش نيابد (زيرا اتوبوس ها خلوت تر ميشود) كاهش نميابد. اين مقاله هم را با عنوان»مدلي براي براورد هزينه انتظار اتوبوس و يك پيشنهاد مبتني بر اقتصاد خرد»  در اينجاميگزارم.

4- اين مقالات و كتاب هايي كه براي استفاده دانشجويان گذاشته ام تا حالا چيزي حدود 40شايدم بيشتر بار كليك خورده اند اما هنوز يك نظر هم در اين باره گذاشته نشده است، از دوستان تشكر مي كنم كه رعايت فضاي در اختيار گذاشته شده توسط ورد پرس را براي وبلاگ من ميكنند اما دوستان نگران نباشيد چون اين فضا مجاني است اگر هم تمام شد يك وبلاگ جديد درست مي كنم پس نگران نباشيد )):

مقالاتي كه دكتر واعظ معرفي كرد

مقالاتي كه دكتر واعظ معرفي كرد بشرح زير است كه مي توانيد با كليك راست بر روي آن و زدن گزينه save as  يا  save link as آنرا دانلود كنيد

تفسيري نوين از اقتصاد كلان

از دكتر احمد جعفري صميمي

مروري تاريخي بر روند نظريه اقتصاد كلان

از دكتر عباس شاكري

اين مدت وبلاگ شده كتابخانه دانشجويان اقتصاد كه مطمئنا در آينده اينگونه نخواهد بود و مباحث اقتصادي مثل گذشته نوشته خواهد شد در ضمن كتاب اقتصاد خرد پيشرفته هال واريان و حل تمريناتش را نيز ميتوانيد از اينجا و اينجا دانلود كنيد

منبع درس اقتصاد خرد پيشرفته (واريان)

همكلاسي هاي عزيز مي توانند كتاب اقتصاد خرد پيشرفته واريان را از لينك زير دانلود كنند(حجم 8 مگابايت)

براي دانلود روي لينك مربوطه راست كليك كنيد و گزينه save as يا save link as را بزنيد.

microeconomic_analysis_hal_varian_3rd_edn_1992

دوستان بين خودمان بماند و دكتر خوش اخلاق بويي نبرد حل تمرين كتاب واريان را هم مي توانيد از لينك زير دانلود كنيد اما من هم توصيه استاد را مي كنم كه بهتر است خودتان تمارين را حل كنيد چون ممكن است پاي تابلو ضايع شويم

answers-to-varian

دو پست قبلی هم مطلبی در باب سرمایه اجتماعی است که خالی از لطف نیست مخصوصا برای من که خیلی دوست دارم بازخورد  خوانندگان را بدانم

پا نوشت: دوستان نميدونم مشكل چيه كه نميشه حل تمرين را دانلود كرد احتمالا مشكل ورد پرس باشه شما ميتونيد بريد اينجا و در ششمين كامنت با عنوان solutions are here روي گزينه download  كليك كنيد و فايل مورد نظر را برداريد خود كتاب هم مشكلي براي دانلود ندارد شايد چون حجمش بالاست بخوبي دانلود نميشود.

حاج آقاي مسجد ما در نيم ساعت 10 ميليون تومان جمع كرد، او يك اقتصاددان بود

هجدهم ماه مبارك براي نماز ظهر رفتم مسجد كه شاهد اجراي يك سناريوي جمع آوري كمك براي مسجد بودم كه در اين سناريو با هوشياري امام جماعت مكانيزمي طراحي شده بود كه با همسويي منافع سه گروه امام جماعت، مامومين، و خيرين بتوانند كمك هاي مردمي را جذب مسجد كنند اين سناريو 2 ويژگي داشت اول همسويي منافع دوم نظام انگيزشي قوي
ابتدا حاج آقا در بين الصلاتين احاديث فراواني مبني بر ثواب كمك و احداث مسجد گفت و از اجر دنيوي و اخروي كمك به بناي مسجد و جهاد با مال در راه خدا
دوم ايشان از خيرين گذشته مسجد تشكر كرد و با ذكر نام ايشان براي خود و خانوادشان دعا كرد و از مردم خواست بلند آمين بگويند
سوم اين مراسم همزمان با اولين شب قدر بر گزار ميشد كه روزه داران و نمازگزاران خودشان را براي شب قدر آماده ميكردند
چهارم حاج آقا نگفت بعد از نماز كمك هايتان را تحويل من يا دفتر مسجد بدهيد بلكه گفت همين جا بين دو نماز خودتان را با ميزان مبلغ پرداختي معرفي كنيد و بعد در حق ايشان خير دنيا و اخرت را طلب ميكرد و  از مردم هم درخواست ميشد بلند آمين بگويند
پنجم نكته جالب اين بود كه حاج آقا بعد از اينكه از اهميت تعمير دستشويي هاي و بهداشت عمومي مسجد و جامعه مومنين سخن گفت يك قيمت تقريبي20 ميليون تومان را مطرح كرد و با اقتدار تمام گفت اين پول بايد همين الان جور شود يا 1 نفر تمام پول را تقبل كند يا 20 نفر 1 ميليوني پيدا شود يا 40 نفر 500 هزار توماني من مينشينم اينجا تا پول جور شود و تا پول جور نشود از نماز خبري نيست
در اين حالت ريش سفيدان و بزرگان مسجد كه در صفوف اول نشسته بودند احتمالا خيس عرق شده اند و درد ناچاري چند نفر 500 هزار توماني خودشان را معرفي كردند و با ذكر نامشان حاج آقا برايشان و خانوادشان دعا ميكرد و مردم با شور خاصي آمين ميگفتند اينجا بود كه مكانيزم به كار افتاد و همسويي منافع باعث تحريك دادن پول شد. در اينجا هركس پول بيشتري ميداد مشمول دعاي بيشتر و بهتري ميشد و آمين هاي بلند تري نصيبش ميشد در واقع دراين مكانيزم سه گروه بازيگر سناريو منفعت ميبردند هم امام جماعت كه به هدفش رسيده بود هم نمازگزاران كه انتظار استفاده از خدمات بهتري را در اينده ميكشيدند و به همين خاطر با كمك بيشتر آمين بلندتري ميگفتند و هم خيرين كه با دعاها و آمين هاي بلند تر مردم تحريك ميشدند پول بيشتري پرداخت كنند و بدين ترتيب با دادن پول بيشتر مطلوبيت سه گروه به حداكثر ميرسيد تا اينكه در سطح 10 ميليون تومان به تعادل رسيدند
سال اول دانشگاه به ما ميگفتند جامعه آزمايشگاه اقتصاددانان است حقيقتا همينطور است من در اينچنين اتفاقاتي است كه خوانده هاي داخل كتاب هايم را ياد ميگيرم در اينجا بود كه به قدرت همسويي منافع پي بردم و به ياد آدام اسميت افتادم، هنر ادام اسميت به عنوان پدر علم اقتصاد همين بود او با ارائه چهارچوب اقتصاد آزاد و آزادي اقتصادي منافع جمع و فرد را در يك جهت همسو كرد و مكانيزمي را از داخل آن بيرون كشيد كه منابع در آن بهينه تخصيص مي يابد، حاج اقاي مسجد ما يك اقتصاددان بود همانگونه كه آدام اسميت بود.

اگر به مباحث سرمايه اجتماعي علاقه داريد پست قبلي را بخوانيد و نظر دهيد

چگونگي انباشت سرمايه اجتماعي؟ دولت به جاي توليد كالاهاي فرهنگي بدنبال ابداع قراردادهاي مناسب باشد

يكي از توجيهان اقتصادي براي هزينه هاي فرهنگي و مذهبي دولت ها اثرات خارجي ناشي از افزايش سرمايه هاي اجتماعي در جامعه است اگر از تعاريف پيچيده و بسيط صرف نظر كنيم بطور ساده منظور از سرمايه اجتماعي پيوند عميق ميان تك تك افراد با هم و با سازمان ها و نهادهاي يك جامعه است كه با صفاتي چون اعتماد به يكديگر و به سازمانها و نهاد ها نمود مي يابد سرمايه اجتماعي به شدت موجب تسهيل و كاهش هزينه هاي مبادلات تجاري و اقتصادي مي شود و ديگر سرمايه هاي فيزيكي را بدنبال خود مي اورد. من خيلي با ادبيات موضوع سرمايه اجتماعي آشنا نيستم اما 2 مثال برايم پيش آمد كه باعث ايجاد يك ايده در ذهن من شد.

1- يكي از دوستانمان كه داشت از وضع فرهنگي و ارزشي سال هاي اخير انتقاد ميكرد در ضمن حرف هايش خاطره اي گفت: گفت روزگاري در اين شهر پدر بزرگ من قصد داشت از بقالي سركوچه خريد مثلا يك ماهه اش را بكند و نيمي از هزينه را نقد ونيم ديگر را مي خواست پس دريافت دستمزدش بطور نسيه بپردازد، به پيش فروشنده رفت و قسم حضرت عباس خورد كه نصف ديگر پولش را يك ماه ديگر مي آورد حالا به قول اين دوستمان فروشنده اينقدر غيرت داشت كه تا نام حضرت عباس را شنيد گفت اصلا نمي خواهد پول بدهي تمام پول را ماه آينده بياور، و خلاصه اين دوستمان شاكي بود كه چرا ديگر كسي به اين نام هاي مقدس ارزش نمي نهد و البته تمام حرف ايشان اين بود كه اين رفتار به اعتقادات مردم لطمه ميزند و نبايد اينطور باشد اما اين واكنش از نظر يك اقتصاد خوانده كاملا دليل دارد كه در ادامه شرحش مي آيد.

2- مي خواستيم براي يكي از اقوام يك سيستم برداريم به سراغ يكي از فروشندگان كامپوتر در نظر اصفهان رفتيم و ليست خود را به همراه 500 هزار تومان نقد بعنوان پيش پرداخت به ايشان داديم. قرار شد يك هفته ديگر سيستم تحويل داده شود فروشنده هم قصد مهاجرت به امريكا طي 20 روز آينده را داشت ما اعتماد كرديم و بدون هيچ رسيدي پول را نقد پرداخت كرديم و بعد از يك بد قولي 2 هفته گذشت و سيستم را تحويل گرفتيم و بقيه پول را ،300 هزار تومان، با يك چك 20 روزه پرداخت كرديم كه پس از تاريخ مهاجرت ايشان بود اما ايشان هم به ما اعتماد كرد و پذيرفت و خلاصه مبادله ما به سهولت و سرعت بدون هزينه هاي جانبي مثل هزينه ايجاد اعتبار و تضمين براي فروشنده و كسب اعتبار از فوشنده انجام شد.

در مثال اولي ما شاهد عدم انباشت سرمايه اجتماعي در بلند مدت بوديم يعني زماني نام هاي مقدس براي فروشنده ها اعتبار داشته اما در بلند مدت بدليل سو استفاده هاي افراد سود جو اعتبار اين اسامي در مبادلات تجاري از بين رفته و باعث ناليدن معتقدان به اين ارزش ها شده زيرا تصور ميكنند اين رفتار خود از تقدس اين اسامي مي كاهد.

در مثال دوم سرمايه اجتماعي در حال انباشت است زيرا هرچه تعداد معاملات من با فروشگاه فرد مذكور و يا صنعت مورد نظر افزايش يابد اعتماد من و اعتبار فروشندگان افزايش مي يابد.

اما چه فرقي ميان اين دو معامله وجود دارد كه يكي موجب انباشت سرمايه اجتماعي مي شود و ديگري سرمايه موجود را تخريب مي كند؟

يك تفاوت ظريف و اساسي وجود دارد. در مثال اول اگر دقت كنيد توزيع ريسك يك طرفه است اما در مثال دوم ريسك بطور متعادل توزيع شده. يعني اينكه فروشنده مثال اول در يك دوره زماني تمام ريسك را تحمل كرد و هيچ گونه ريسكي متوجه خريدار نبود اما در مثال دوم در يك دوره ريسك بر ما نشانه رفته بود و در يك دوره بر دوش فروشنده،  وقتي ما پول را نقد پرداختيم تا زماني كه سيستم را تحويل بگيريم ريسك متوجه ما بود اما از زمان تحويل سيستم تا زمان پول شدن چك ريسك متوجه فروشنده بود در واقع ما شاهد تعادل در توزيع ريسك بوديم، يعني در قراردادهايي كه توزيع ريسك متعادل است شاهد انباشت سرمايه اجتماعي هستيم. اگر بتوان اين مساله را در چهارچوب يك مدل طراحي و آزمون كرد شايد موجب توسعه ادبيات موضوع سرمايه اجتماعي شود، شايد هم قبلا شده و ما بي خبريم. بهر حال اگر صحيح باشد نتيجه اي كه مي توان از آن گرفت اين است كه دولت بهتر است بجاي توليد كالا هاي فرهنگي و سرمايه گذاري هاي فرهنگي و ارزشي بدنبال ابداع قرارداد هايي باشد كه موجب تعديل ريسك ميان طرفين قرارداد شود و سرمايه اجتماعي را از اين طريق افزايش دهد و موجبات رشد و توسعه كشور را به همراه آورد زيرا كه دولت در توليد كالا و خدمات داراي كارايي بسيار پايين است چه اين كالا فرهنگي باشد چه اقتصادي، اينجا را ببينيد (البته خيلي ربط ندارد اما جالب است) يك سازمان بزرگ دولتي در يك آيه از قرآن چندين اشتباه دارد اين خود نشان از عدم كارايي دولت در توليد اين نوع كالاهاست.

اقتصاددانان در مورد اعتقاد شما به بشقاب پرنده چه مي گويند

يكي از موضوعات و شاخه هاي علم اقتصاد كه اخيرا در مطالعات برخي از اقتصاددانان پي گيري ميشود اقتصاد عجايب (freakeconomics) ناميده مي شود موضوعات مورد مطالعه در اين شاخص هر چيزي مي تواند باشد منتهي نحوه مطالعه پديده مورد نظر بر اساس روش ها و ابزار هاي اقتصادي مي باشد يكي از اين موضوعات كه توسط يكي از دانشجويان اقتصاد در وبلاگ تخصصي اين رشته آمده است رابطه بين مشاهده تعداد اشيا پرنده ناشناخته u.f.o يا همان بشقاب پرنده با تعداد پاگنده (bigfoot) در ايالات مختلف امريكاست  در شكل زير رابطه اين دو متغير بين سال هاي  1997 تا سال 2007 است. هر نقطه نشان دهنده يك ايالت است همانگونه كه بصورت شهودي مشخص است يك را بطه معنادار مثبت بين مشاهده اين دو شيء وجود دارد، ايالت هاي مشاهده كننده بشقاب پرنده بيشتر همينطور تعداد پا گنده هاي بيشتري را مشاهده كرده اند و در ايالت هايي كه بشقاب پرنده كمتر ديده شده پاگنده كمتري هم ديده شده بطوري كه از 10 ايالت اول در مشاهده هر يك از اين موجودات 6 ايالت مشترك وجود دارد (Washington, Oregon, New Mexico, Alaska, Wyoming, and Colorado). اما آيا شما به بشقاب پرنده و موجود ناشناخته پا گنده اعتقاد داريد؟ اين مشاهدات چه اثري بر اعتقاد شما مي گزارد؟

negaheazad.wordpress.com

negaheazad.wordpress.com

negaheazad.wordpress.com

negaheazad.wordpress.com

اولا اگر شما معتقد باشيد گه پاگنده ها غير واقعي هستند (همانگونه كه تعدادي از اين موجودات ناشناخته لاستيكي در برخي ايالت ها از جمله جورجيا ديده شده اند) شايد نتيجه گيري كنيد كه بشقاب پرنده هم جعلي است زيرا در ايالتهايي كه تمايل بيشتري به ديده شدن پاگنده جعلي وجود دارد بشقاب پرنده بيشتري ديده شده

دوما ممكن است ايالت هاي با بيشترين مشاهده اشيا عجيب و غريب ايالت هاي مرموز تر شناخته شوند چون در اين ايالتها ما بيشترين مشاهدات غير طبيعي داشته ايم پس امكان ترديد بيشتر را براي اين مكان ها بالا مي برد و از اعتقاد شما مي كاهد.

سوما اگر اين موجودات واقعي باشند اين نمودار هرگز به ما توضيح نميدهد كه چرا در ايالتهايي كه پشقاب پرنده تمايل بيشتري به ابراز وجود دارد پا گنده هاي بيشتري هم ديده مي شوند و بالعكس در واقع اين رابطه همبستگي بين اين دو لزوما رابطه عليت را توضيح نميدهد.

چهارم برخي از اين ايالتهايي كه بيشترين مشاهده را داشته اند از اشتراكات برون مدلي برخوردار بوده اند براي مثال ايالتهاي (Washington, Oregon, Alaska, and Colorado)  در ميان ايالتهاي كمتر مذهبي امريكا هستند كه بعيد نيست كه بر اين مشاهدات بي اثر نباشد

نهايتا در عمده ايالتهاي مشاهده كننده  اين موجودات صنعت توريست يك مساله مهم است و اين ايالت ها ميزبان توريست هاي كنجكاو و از همه جا بي خبرند كه كيف پولشان را نه براي پيتزا بلكه براي احتمال ديدن چيز هاي عجيب و غريب حاضرند خالي كنند

negaheazad.wordpress.com

negaheazad.wordpress.com

پا نوشت: اين مطلب از وبلاگ اقتصاد عجايب برداشت شده است.

كنفرانس تجارت الكترونيك در اصفهان

اول: آبان ماه كنفرانسي بين المللي با موضوع تجارت الكترونيك در اصفهان برگزار ميشه، مهلت ارسال چكيده مقالات تا 1ول سپتامبر مي باشد كه البته شايد تمديد شود و 10 سپتامبر هم اطلاع از پذيرش مقاله در كنفرانس داده خواهد شد و روز همايش در 22 و 23 اكتبر است كه در آبان ماه مي افتد. در جريان بعضي از كاراش هستم كنفرانس بزرگي است و اساتيد مطرحي از تمام دنيا براي ارائه و سخنراني پيش از كنفرانس به اصفهان مي آيند براي ثبت نام و اطلاعات بيشتر براي ارسال مقالات اينجا را ببينيد

دوم: دوستاني كه از خوراك rss استفاده مي كنند ازين به بعد از خوراك فيدبرنر من استفاده كنند.

ارزش شبكه فرندفيد و اثرات خارجي شبكه

در ادامه پستي كه مورد اقبال هم قرار گرفت (چون تعداد دليشز شدنش كم نبود) و افزايش ارزش شبكه توييتر را حساب كردم قول دادم اثر چت روم را بر ارزش شبكه با استفاده از قانون ريد بنويسم. ارزش يك شبكه با  امكان ايجاد چت روم از قانون نمايي پيروي مي كند يعني 2­­n و بطور فزاينده بالا مي رود اما ارزش يك شبكه بدون ايجاد روم برابر بود با n2 اين بدين معناست كه با اضافه شدن يك عضو جديد به چت روم ارزش شبكه دو برابر مي شود!!! ابتدا براي من كمي باور نكردني بود مثلا فرض كنيد چت روم ياهو 10 نفر عضو دارد ارزش شبكه مي شود 1024 با اضافه شدن فقط يك نفر ارزش شبكه 2 برابر مي شود يعني 2048 و هرچه بر تعداد كاربران افزوده مي شود نه تنها بر ارزش(value) بطور فزاينده افزوده مي شود بلكه شدت افزايش ارزش شبكه هم بطور فزاينده افزايش مي يابد!!! ميتوانيد تفاوت در سرعت افزايش اين دو نوع شبكه را در تصوير روبرو مشاهده كنيد رنگ قرمز جز دوم است كه بصورت نمايي افزايش مي يابد. حالا شما مي توان اثر امكان ايجاد روم را بر ارزش شبكه تحليل كنيد اين اثر با يك جز  2­­n قابل نمايش است فرض كنيد در توييتر امكان ايجاد روم وجود دارد حال براي محاسبه ارزش توييتر دو جز V = n2 + 2n را با هم جمع كنيد و جز دوم يعني 2 به توان تعداد كاربران به شدت بزرگتر از جز اول است!!! اما چگونه مي شود كه وقتي يك نفر به شبكه افزوده مي شود ارزش شبكه 2 برابر مي شود. مساله با فرمول زير قابل توضيح است 2n – n + 1 در اينجا n  تعداد كاربران است وقتي 2 نفر عضو شبكه هستند امكان ايجاد 3 روم وجود دارد وقتي كاربران به 3 افزايش يابد امكان ايجاد 7 روم وجود دارد همينطور با افزايش كاربران امكان ايجاد روم ها با اين ضابطه افزايش مي يابد حال با افزايش n به اعداد بزرگ مي توان نوشت  2­­n.  حالا شما يك شبكه از شبكه هارا در نظر بگيريد مثل فرند فيد كه بين شبكه هاي مختلف اشتراك و ارتباط بر قرار كرده براي محاسبه ارزش اين شبكه بايد مجموع ارزشهاي شبكه هارا باهم جمع كرد(دو جز بالا) به علاوه اثر سومي كه ممكن است از طريق يك ابداع براي نحوه ارتباط ميان شبكه ها انجام شود كه از طريق يك امكان در شبكه فرند فيد ممكن است اين اتفاق بيفتد به اين اثر (interaction (effect گفته مي شود.

سرعت افزايش ارزش شبكه

اما جنبه اقتصادي قضيه جالب است در حالي كه ارزش شبكه با شدت صعودي در حال افزايش است هزينه ها بصورت خطي افزايش مي يابد(منحني به رنگ بنفش را با منحني آبي و قر مز مقايسه كنيد) و در يك تعداد مشخصي از كاربران به حد سر به سر مي رسيم كه در شكل زير قابل مشاهده است اين افزايش ارزش خالص با افزايش تعدادكاربران به اثرات خارجي شبكه معروف است( network externalities effect) يعني افزايش ارزشي كه نيازي به هزينه كردن ندارد و با گستردگي شبكه خود به خود بوجود مي آيد.

مشكل توضيحات من زير لينك هاي دليشز شده هم حل شد از بعضي دوستان هم بدليل پيشنهادات و كمك هايي كه به نگاه آزاد كردند ممنونم از جمله بامدادي كه سوال هاي من را جواب داد همينطور امين كه بسيار از لطفش ممنونم و مجيد ، بسيار از همشون ممنون هستم.https://negaheazad.wordpress.com

يه سوال هم داشتم كه از دوستان ورد پرسي كمك ميخوام.من لينكهاي روزانم را در ورد پرس فعال كردم اما نمي خوام بطور پست جداگانه نمايش داده بشه بلكه ميخوام فقط در فيدم بياد مثل بعضي وبلاگ ها مثلا وبلاگ خانم توحيد لو.

امروز هم نتايج كنكور مي آيد