قانون مورفی(murphy’s law) و آثار آن

احتمالا با قوانین مورفی (murphy’s law)  اشنا هستید قوانین مورفی که ابتدا توسط مورفی برای یکی از تکنیسین هاش که کارش را اشتباه انجام داده بود با این جمله که «اگر راه اشتباهی برای انجام کاری وجود داشته باشه این تکنیسین دقیقا همون راه انتخاب میکنه»  بیان شد و پس از گذشت زمان بر این گزاره ها افزوده شد نهایت قانون مورفی به ما میگه فردا بدتر از امروز خواهد بوداین قوانین شبیه شوخی هستند اما گاهی برای ما اتفاق افتاده اند.

چند نمونه ازین قوانین :

هنگام ورود به پمپ بنزيـن جـايگاهـي را كه انتخاب مي كنيد هميشه طولاني تر از جايگاه هاي ديگر خواهد بود

همواره در خيابان در هنگام رانندگي ماشينها در لاين ديگر سريعتر حركت مي‌كنند!
وقتی  قصد دارید با اتوبوس بروید اتوبوس دیر می اید به همین خاطر سوار تاکسی می شوید

وقتی سوار تاکسی میشوید اتوبوس می اید و روز بعد انقدر منتظر اتوبوس می شوید که دیگر تاکسی هم گیر نمی اید

زماني كه دستگاه معيوب خود را نزد تعميركار مي‌بريد كاملا بي عيب و درست كار خواهد كرد!
قانون بقاء كثيفي: براي تميز كردن هر چيزي چيز ديگري بايد كثيف گردد
افرادي كه مي توانند بهترين نصيحت ها را بكنند، نصيحت نمي‌كنند

برای خواندن گزاره های بیشتر به اینجا و فارسیش در  اینجا رجوع کنید

در اقتصاد هم این قانون گاهی دیده می شود مثلا در همین بحران مالی اخیر دولت قصد مبارزه با بحران را دارد اما عکس العمل های دولت به عمق بحران می افزاید

چند نمونه دیگر ازین گزاره ها که در اقتصاد ممکن است اتفاق بیفتد به ذهنم رسیده:
هرچقدر دولت برای مبارزه با بحران تلاش میکند بحران وخیم تر میشود
تلاش دولت برای رفع بیکاری به بیکاری بیشتر می انجامد
اگر انتظار کسب سود بیشتری را بخاطر افزایش قیمت سیب زمینی داری کمترین سود دوران بهره برداریت را کسب می کنی (رابطه تار عنکبوتی قیمت و عرضه)
اگر قیمت پودر لباسشویی گران شود نیاز شما به ان بیشتر می شود و تقاضای پودر لباسشویی بیشتر میشود و دوباره قیمتش بیشتر می شود
دقیقا  وقتی مصرف کالای  الف در سبد مصرفی خانوادتان زیاد میشود(نیازتان به آن کالا بیشتر می شود) قیمتش هم زیاد میشود
درامد های نفتی به بدترین شکل ممکن هزینه می شوند تا توسعه اقتصادی به ارمغان نیاورد
تصمیم گیرنده یک سیاست بی تدبیر ترین فرد در آن زمینه است
وقتی دولت باید کاهش تورم را اولویت قرار دهد روی  بیکاری تمرکز می کند وقتی باید بیکاری را کاهش دهد سیاست های ضد تورمی اجرا میکند
شما هم میتونید ازین گزاره هایی که مبتنی بر قانون مورفی هستند را برای خود پیدا کنید. شاید یکی از نتایج خوبی که فکر کردن به قانون مرفی برای ما داشته باشد دقت بیشتر در انجام کارهایمان است زیرا با اطلاع از آن دیگر مراقبیم که در چاه قانون مرفی نیفتیم اما یکی از نتایج بدی هم که دارد ذهنیت منفی نگریست که به اتفاقات روزمره ظیدا می کنیم و خود را تسلیم ان می کنیم و شاید باعث شود وضعیت با اعتقاد به این قانون هر روز بدتر و بدتر شود زیرا یک بهانه ای برای خرابکاری هایمان پیدا کرده ایم.

پا نوشت: علي يك يستي را معرفي كرده به نام پيش بيني خود محقق كننده در اينجا

البته خيلي مرتبط نيست بخونيد متوجه ميشيد تفاوت اين دو رو

اقتصاد دانش محور

اقتصاد دانش محور (knowledge-based economy)  به اقتصادی گفته می شود که تولیداتش مستقیما متکی بر دانش باشد نه بر نیروهای فیزیکی و ملموس در تعریف دانش هم گفته می شود انباره ای از اطلاعات و مهارت ها است که خود تولید دانش و مهارت می کند گفته می شود دانش همان چیزی است که نتیجه توسعه مبتنی بر صنایع تکنولوژی برتر است این نوع اقتصاد ویژگی هایی دارد یکی از ویژگی های آن عدم کمیابی منابع است اما این عدم کمیابی منابع گاهی اشتباه فهم می شود بطوری که گاهی برخی می گویند تعریف سنتی اقتصاد مبنی بر تخصیص منابع محدود به خواسته های نا محدود دیگر در عصر تکنولوژی معنایی ندارد زیرا امروزه ما با عدم محدودیت در نهاده ها در اقتصاد دانایی محور مواجهیم و حرف از تغییر پارادایم علم اقتصاد می زنند اما معنای عدم  کمیابی منابع نداشتن قید در تخصیص این منابع نیست منظور این است که این نهاده و عامل تولیدی بر عکس دیگر نهاده های فیزیکی که در فرایند تولید مستهلک میشود نه تنها مستهلک نمی شود بلکه انباشته تر می شود که ما از آن با عنوان سرریز دانش (spillover) یا اثرات خارجی (externalities) می توانیم نام ببریم که در بازار های تحقیق و توسعه(r&d market) بسیار شناخته شده است. اصلا چه بسا ما برای تولید علم و دانش نیاز به نهاده های فیزیکی داشته باشیم که خود به معنای محدودیت در تولید این نهاده هاست.

كنفرانس تجارت الكترونيك در اصفهان

اول: آبان ماه كنفرانسي بين المللي با موضوع تجارت الكترونيك در اصفهان برگزار ميشه، مهلت ارسال چكيده مقالات تا 1ول سپتامبر مي باشد كه البته شايد تمديد شود و 10 سپتامبر هم اطلاع از پذيرش مقاله در كنفرانس داده خواهد شد و روز همايش در 22 و 23 اكتبر است كه در آبان ماه مي افتد. در جريان بعضي از كاراش هستم كنفرانس بزرگي است و اساتيد مطرحي از تمام دنيا براي ارائه و سخنراني پيش از كنفرانس به اصفهان مي آيند براي ثبت نام و اطلاعات بيشتر براي ارسال مقالات اينجا را ببينيد

دوم: دوستاني كه از خوراك rss استفاده مي كنند ازين به بعد از خوراك فيدبرنر من استفاده كنند.

ارزش شبكه فرندفيد و اثرات خارجي شبكه

در ادامه پستي كه مورد اقبال هم قرار گرفت (چون تعداد دليشز شدنش كم نبود) و افزايش ارزش شبكه توييتر را حساب كردم قول دادم اثر چت روم را بر ارزش شبكه با استفاده از قانون ريد بنويسم. ارزش يك شبكه با  امكان ايجاد چت روم از قانون نمايي پيروي مي كند يعني 2­­n و بطور فزاينده بالا مي رود اما ارزش يك شبكه بدون ايجاد روم برابر بود با n2 اين بدين معناست كه با اضافه شدن يك عضو جديد به چت روم ارزش شبكه دو برابر مي شود!!! ابتدا براي من كمي باور نكردني بود مثلا فرض كنيد چت روم ياهو 10 نفر عضو دارد ارزش شبكه مي شود 1024 با اضافه شدن فقط يك نفر ارزش شبكه 2 برابر مي شود يعني 2048 و هرچه بر تعداد كاربران افزوده مي شود نه تنها بر ارزش(value) بطور فزاينده افزوده مي شود بلكه شدت افزايش ارزش شبكه هم بطور فزاينده افزايش مي يابد!!! ميتوانيد تفاوت در سرعت افزايش اين دو نوع شبكه را در تصوير روبرو مشاهده كنيد رنگ قرمز جز دوم است كه بصورت نمايي افزايش مي يابد. حالا شما مي توان اثر امكان ايجاد روم را بر ارزش شبكه تحليل كنيد اين اثر با يك جز  2­­n قابل نمايش است فرض كنيد در توييتر امكان ايجاد روم وجود دارد حال براي محاسبه ارزش توييتر دو جز V = n2 + 2n را با هم جمع كنيد و جز دوم يعني 2 به توان تعداد كاربران به شدت بزرگتر از جز اول است!!! اما چگونه مي شود كه وقتي يك نفر به شبكه افزوده مي شود ارزش شبكه 2 برابر مي شود. مساله با فرمول زير قابل توضيح است 2n – n + 1 در اينجا n  تعداد كاربران است وقتي 2 نفر عضو شبكه هستند امكان ايجاد 3 روم وجود دارد وقتي كاربران به 3 افزايش يابد امكان ايجاد 7 روم وجود دارد همينطور با افزايش كاربران امكان ايجاد روم ها با اين ضابطه افزايش مي يابد حال با افزايش n به اعداد بزرگ مي توان نوشت  2­­n.  حالا شما يك شبكه از شبكه هارا در نظر بگيريد مثل فرند فيد كه بين شبكه هاي مختلف اشتراك و ارتباط بر قرار كرده براي محاسبه ارزش اين شبكه بايد مجموع ارزشهاي شبكه هارا باهم جمع كرد(دو جز بالا) به علاوه اثر سومي كه ممكن است از طريق يك ابداع براي نحوه ارتباط ميان شبكه ها انجام شود كه از طريق يك امكان در شبكه فرند فيد ممكن است اين اتفاق بيفتد به اين اثر (interaction (effect گفته مي شود.

سرعت افزايش ارزش شبكه

اما جنبه اقتصادي قضيه جالب است در حالي كه ارزش شبكه با شدت صعودي در حال افزايش است هزينه ها بصورت خطي افزايش مي يابد(منحني به رنگ بنفش را با منحني آبي و قر مز مقايسه كنيد) و در يك تعداد مشخصي از كاربران به حد سر به سر مي رسيم كه در شكل زير قابل مشاهده است اين افزايش ارزش خالص با افزايش تعدادكاربران به اثرات خارجي شبكه معروف است( network externalities effect) يعني افزايش ارزشي كه نيازي به هزينه كردن ندارد و با گستردگي شبكه خود به خود بوجود مي آيد.

مشكل توضيحات من زير لينك هاي دليشز شده هم حل شد از بعضي دوستان هم بدليل پيشنهادات و كمك هايي كه به نگاه آزاد كردند ممنونم از جمله بامدادي كه سوال هاي من را جواب داد همينطور امين كه بسيار از لطفش ممنونم و مجيد ، بسيار از همشون ممنون هستم.https://negaheazad.wordpress.com

يه سوال هم داشتم كه از دوستان ورد پرسي كمك ميخوام.من لينكهاي روزانم را در ورد پرس فعال كردم اما نمي خوام بطور پست جداگانه نمايش داده بشه بلكه ميخوام فقط در فيدم بياد مثل بعضي وبلاگ ها مثلا وبلاگ خانم توحيد لو.

امروز هم نتايج كنكور مي آيد

روزهاي سرگرداني من با ثبت نام در فرند فيد

اخيرا كه در توييتر و فرند فيد و فيد برنر و دليشز و اين شبكه هايي كه به هم وابسته ان(يكي رو كه عضو بشي بايد تو همش عضو بشي وگرنه فكر ميكني كه هي داري از دنيا عقب ميموني) عضو شدم، دچار ترس از عدم كنترل اطلاعات شده ام، بي نظمي تمام وجودمو فرا گرفته به هيچ كاريم نميرسم اصلا برنامه ريزي ندارم حس ميكنم همه اون چيزايي كه قبلا بلد بودم فراموش كردم و دچار يك سرگرداني در دنياي مجازي و متاسفانه واقعي شده ام . از يك طرف نميتونم بي خيال اين شبكه ها بشم و از طرفي وقتي واردشون ميشم در كسري از ثانيه غرق ميشم در هر حالت وضعيت خوبي ندارم حتي مجبورم مدتي بجاي نوشتن مطالب اقتصادي وقتمو صرف نوشت براي اين سايت ها بكنم. اما ميدونم اگه يكم صبر پيشه كنم اين نيز بگزرد. هرچي جلوتر ميرم فضاي مجازي بزكتر ميشه مثلا اول در توييتر عضو ميشي وارد يك شبكه اجتماعي n نفره ميشي كه دوستايي پيدا ميكني، لينكهايي به اشتراك ميزاري و با عده اي همفكري ايجاد ميكني اما وقتي يكم جلوتر ميري و وارد فرند فيد ميشي با N شبكه n نفري روبرو ميشي كه هركدوم از شبكه ها امكانات و كارايي خودشونو دارن و اين n.N اكانت يك شبكه عظيمي ايجاد ميكنن كه با سرعت باد در حال كسترش و با سرعت برق درحال توليد و اشتراك اطلاعات است كه بلافاصله اگر هوشمندي و هدف نداشته باشي خودتو گم ميكني و غرق اين شبكه ها ميشي. تا وقتي به ثبات نرسم ديگه در شبكه ديگه اي عضو نميشم اصلا مي ترسم تو بعضي از اين شبكه هاي معروف مثل فيس بوك ثبت نام كنم.اما من همه اين پيش روي ها را به خاطر اشنايي با فاير فوكس و افزونه هاي بي نظيرش مي دانم اگر با فاير فوكس و افزونه هايش اشنا باشيد نمي توانيد ازين امكانات صرف نظر كنيد

صفحه من در توييتر

صفحه من در فرندفيد

صفحه من در دليشز لينك هاي منتخب مرا نيز مي توانيد در سمت راست وبلاگ با عنوان «خالي از لطف نيست» ببينيد. نمي دونم چرا توضيحاتي كه پاي هر لينك مينويسمو نشون نميده كسي ميدونه چرا؟

موانع بر سر راه توسعه علوم انساني در ايران

يك اطلاعيه فراخوان مقاله اي مدتي پيش توي دانشگاه زدند در مورد چالش هاي علوم انساني كه يك چكيده اي نوشتم براشون فرستادم دوتا مانع رو براي توسعه علوم انساني نوشتم كه در پايين مي آورم و در حال حاضر هم بدنبال شواهد تجربيش هستم

 

عدم توسعه علوم انساني در كشور و گسترش مباني تمدن غرب  در ايران متوليان اموزشي و حتي فرهنگي را بران داشته تا درصدد چاره جويي اين مشكل دست ريشه يابي موانع  توسعه علوم انساني بزنند در همين جهت ما در اين مقاله نشان خواهيم داد كه از جمله اين موانع  اولا وجود شكاف تكنولوزيكي داخل و خارج است و  ثانيا موانع فرهنگي و اعتقادي كه مهمتر از مورد قبلي است در زير اشاره كوتاه و خلاصه اي به آن شده  است

1.      وجود شكاف تكنولوژيكي ميان داخل وخارج : اصولا توسعه علوم انساني با  توسعه و پيشرفت تكنولوژيكي و فني رابطه مستقيم دازد مثلا كشوري كه مصرف كننده توليدات صنعتي  و علوم فني خارجي باشد از فرهنگو علوم انساني از خارج بي تاثير نيست  و علوم انساني در پي علوم فني حركت ميكند.

2.      موانع فرهنگي و اعتقادي :اصولا توليد علوم با پرسش همراه است و هر تحقيقي در جهت پاسخ به سوالي است حال وجود خطوط قرمزها ي اعتقادي، سياسي، حكومتي مانع بزرگي در برابر روحيه ي پرسشگري است كه خود مانعي بزرگ بر سر توليد علوم انساني است.