نقل قول

بعضی‌ها سرمایه‌گذاری بخش خصوصی را به ببری درنده تشبیه کرده‌اند که باید او را به ضرب گلوله از پای درآورد. عده‌ای آن‌را به صورت گاو شیرده می‌نگرند که باید دوشیدش. فقط عده قلیلی آن را همانطور که هست می بینند – قاطری که با تمام قدرت گاری را می‌کشد.(چرچيل)

ازين به بعد نقل قول هايي  كه ارزش نوشتن داشته باشد را  در بلاگ منتشر خواهم كرد.

 

جايزه نوبل اقتصاد امسال براي كروگمن

پل كروگمن متخصص اقتصاد بين الملل امروز جايزه نوبل اقتصاد را برد تو وبلاگش با يك جمله ساده نوشته

A funny thing happened to me this morning …

اگه خواستيد بهش تبريك بگيد ميتونيد بريد اينجا و يه كامنت براش بزاريد.

آمار طلاق

مجله فرهنگ و پژوهش با مديريت مسوول دكتر مسجد جامعي مقالات خوبي در مورد مباحث فرهنگي دارد

مجله سپيده دانايي هم از جمله مجلات خوب با موضوعيت اجتماعي و با محوريت مشكلات جوانان خصوصا مساله ازدواج است. مدير مسوول مجله هم دكتر محمود گلزاري است كه 2 بار در سخنراني ايشان شركت كرده ام و بسيار اموزنده بوده است

امروز هم ايشان در مراسمي به دعوت از سازمان ملي جوانان بعنوان سخنران امده بودند قبل از ايشان يكي از دوستان اين سازمان كه مسوليت ايشان در ابهام بود يعني شفاف نبود چه مسوليتي دارند سخنراني كردند و مطالبي را در مورد آمار ازدواج و طلاق مطرح كردند. احتمالا امار 25 درصد ميزان طلاق را شنيده ايد؟  دوست بسيجيمان با انتقاد از بزرگ جلوه دادن امار طلاق گفتند كه مسولين براي اينكه جوانان را بترسانند و ترغيب به انتخاب محتاتانه كنند اين امار ها را ارائه مي دهند بعد امار استان اصفهان را بيان كردند كه 10.8 درصد است ايشان در جلسه نماندند وگرنه بحثي با ايشان مي داشتيم

اولا امار 25 در صد براي شهر تهران است و ميدانيم در شهر هاي بزرگ امار طلاق بيش از شهر هاي كوچك استبراي مثال اينجا را ببينيد

دوما امار 10.8 درصد براي استان اصفهان است نه شهر اصفهان حتما شهر اصفهان بيشتر است

امار طلاق در ايران رو به افزايش است(اين مقاله را ببينيد) خيلي ها اين افزايش را ناشي از مشكلات اقتصادي و تغيير شيوه هاي ازدواج و اشنايي و ازين حرف ها مي دانند اما به نظر مي رسد بيش از اين ها تحولات اجتماعي در مساله طلاق بيشتر موثر است به گفته دكتر گلزاري كه البته صحت و ثقمش خيلي قابل اتكا نيست اما براي درك شهودي خوب است 25 درصد ازدواج ها موفق 25 درصد به طلاق و 50 درصد هم بطور اشفته ادامه پيدا مي كند يعني اگر مساله طلاق با سهولت بيشتري انجام شود، قبح عرفي آن بريزد، و ديگر تحولات اجتماعي صورت گيرد 50 درصد از زندگي هاي اشفته به طلاق اضافه ميشود اين مساله در ايران خيلي ملموس است مثلا امار ها نرخ خود كشي زنان متاهل را بيش از پسران مجرد بيان مي كند اين يعني چي؟ ما تعداد كثيري طلاق مخفي داريم كه در آمار ها نشان داده نمي شود چون امكان حقوقي براي ثبت شدن ندارد.

خودخواهي اقتصاددانان؟

اول:

در مقاله اي كه از رابينستين (Ariel Rubinstein)خوندم نوشته بود:

A number of economists have already
argued that the study of economics influences students› views and, in particular,
makes them more selfish

البته ايشون فقط به نقل از برخي مطالعات ديگه اين ادعا را مطرح مي كند به نظر ميرسه بر اساس نظريه مكان يابي در نظريه بازي ايشون اكراه دارند كه مستقيما نظرشون را در مورد خودخواهي اقتصاددانان مطرح كنند چون حرف كوچيكي نيست و بايد جواب اين ادعا را به همه همكارانشون بدهند (در ضمن ايشون متخصص نظريه بازي هستند)

دوم: الحمد الله مقاله ام در كنفرانس تجارت الكترونيك و كشور هاي در حال توسعه پذيرفته شد 1 و 2 ابان اين كنفرانس در اصفهان برگزار ميشه يه دوروزي تو هتل عباسي خرابيم((: اگر كسي از دوستان  اونجا بود در خدمتش هستيم.

مقالاتي كه دكتر واعظ معرفي كرد

مقالاتي كه دكتر واعظ معرفي كرد بشرح زير است كه مي توانيد با كليك راست بر روي آن و زدن گزينه save as  يا  save link as آنرا دانلود كنيد

تفسيري نوين از اقتصاد كلان

از دكتر احمد جعفري صميمي

مروري تاريخي بر روند نظريه اقتصاد كلان

از دكتر عباس شاكري

اين مدت وبلاگ شده كتابخانه دانشجويان اقتصاد كه مطمئنا در آينده اينگونه نخواهد بود و مباحث اقتصادي مثل گذشته نوشته خواهد شد در ضمن كتاب اقتصاد خرد پيشرفته هال واريان و حل تمريناتش را نيز ميتوانيد از اينجا و اينجا دانلود كنيد

حاج آقاي مسجد ما در نيم ساعت 10 ميليون تومان جمع كرد، او يك اقتصاددان بود

هجدهم ماه مبارك براي نماز ظهر رفتم مسجد كه شاهد اجراي يك سناريوي جمع آوري كمك براي مسجد بودم كه در اين سناريو با هوشياري امام جماعت مكانيزمي طراحي شده بود كه با همسويي منافع سه گروه امام جماعت، مامومين، و خيرين بتوانند كمك هاي مردمي را جذب مسجد كنند اين سناريو 2 ويژگي داشت اول همسويي منافع دوم نظام انگيزشي قوي
ابتدا حاج آقا در بين الصلاتين احاديث فراواني مبني بر ثواب كمك و احداث مسجد گفت و از اجر دنيوي و اخروي كمك به بناي مسجد و جهاد با مال در راه خدا
دوم ايشان از خيرين گذشته مسجد تشكر كرد و با ذكر نام ايشان براي خود و خانوادشان دعا كرد و از مردم خواست بلند آمين بگويند
سوم اين مراسم همزمان با اولين شب قدر بر گزار ميشد كه روزه داران و نمازگزاران خودشان را براي شب قدر آماده ميكردند
چهارم حاج آقا نگفت بعد از نماز كمك هايتان را تحويل من يا دفتر مسجد بدهيد بلكه گفت همين جا بين دو نماز خودتان را با ميزان مبلغ پرداختي معرفي كنيد و بعد در حق ايشان خير دنيا و اخرت را طلب ميكرد و  از مردم هم درخواست ميشد بلند آمين بگويند
پنجم نكته جالب اين بود كه حاج آقا بعد از اينكه از اهميت تعمير دستشويي هاي و بهداشت عمومي مسجد و جامعه مومنين سخن گفت يك قيمت تقريبي20 ميليون تومان را مطرح كرد و با اقتدار تمام گفت اين پول بايد همين الان جور شود يا 1 نفر تمام پول را تقبل كند يا 20 نفر 1 ميليوني پيدا شود يا 40 نفر 500 هزار توماني من مينشينم اينجا تا پول جور شود و تا پول جور نشود از نماز خبري نيست
در اين حالت ريش سفيدان و بزرگان مسجد كه در صفوف اول نشسته بودند احتمالا خيس عرق شده اند و درد ناچاري چند نفر 500 هزار توماني خودشان را معرفي كردند و با ذكر نامشان حاج آقا برايشان و خانوادشان دعا ميكرد و مردم با شور خاصي آمين ميگفتند اينجا بود كه مكانيزم به كار افتاد و همسويي منافع باعث تحريك دادن پول شد. در اينجا هركس پول بيشتري ميداد مشمول دعاي بيشتر و بهتري ميشد و آمين هاي بلند تري نصيبش ميشد در واقع دراين مكانيزم سه گروه بازيگر سناريو منفعت ميبردند هم امام جماعت كه به هدفش رسيده بود هم نمازگزاران كه انتظار استفاده از خدمات بهتري را در اينده ميكشيدند و به همين خاطر با كمك بيشتر آمين بلندتري ميگفتند و هم خيرين كه با دعاها و آمين هاي بلند تر مردم تحريك ميشدند پول بيشتري پرداخت كنند و بدين ترتيب با دادن پول بيشتر مطلوبيت سه گروه به حداكثر ميرسيد تا اينكه در سطح 10 ميليون تومان به تعادل رسيدند
سال اول دانشگاه به ما ميگفتند جامعه آزمايشگاه اقتصاددانان است حقيقتا همينطور است من در اينچنين اتفاقاتي است كه خوانده هاي داخل كتاب هايم را ياد ميگيرم در اينجا بود كه به قدرت همسويي منافع پي بردم و به ياد آدام اسميت افتادم، هنر ادام اسميت به عنوان پدر علم اقتصاد همين بود او با ارائه چهارچوب اقتصاد آزاد و آزادي اقتصادي منافع جمع و فرد را در يك جهت همسو كرد و مكانيزمي را از داخل آن بيرون كشيد كه منابع در آن بهينه تخصيص مي يابد، حاج اقاي مسجد ما يك اقتصاددان بود همانگونه كه آدام اسميت بود.

اگر به مباحث سرمايه اجتماعي علاقه داريد پست قبلي را بخوانيد و نظر دهيد

مقاله شهیر ثالث و سریع القلم

مقاله آقای شهیر شهید ثالث بسیار جالب است در مورد اقتصاد فاجعه و بهره گیری مکتب اقتصادی شیکاگو (فریدمن) از تز شوک درمانی ایون کامرون است که برای درمان بیماران روانی استفاده میشده و این تز بیشتر در سازمان سیا برای مخالفین سیاسی هم استفاده میشده است همچنین روش شوک و رعب در عراق برای مبارزه با تروریست در زندان های امریکایی مانند ابو غریب الهام گرفته از این تز دکتر کامرون است.

http://yaranema.com/didgah_detail.php?aid=549

مقاله دکتر سریع القلم را هم بخوانید صراحت کلامی دارد که کمتر در روزنامه ها وجود دارد

http://www.sarmayeh.net/ShowNews.php?6143

چرا نمیشود روی متن لینک داد؟

آموزش آقتصاد آقای رئیس جمهور

دیشب که مصاحبه اقای احمدی نژاد را دیدم به این نتیجه رسیدم که آقای احمدی نژاد در طول این 3 سال به اندازه یک دانشجوی سال سومی اقتصاد، علم اقتصاد را یاد گرفته و البته این خیلی خوب است اگر حرف های دیشب را با سخنان ابتدای ریاست جمهوری مقایسه می کردیم سخنانی که از علت مشکلات اقتصادی ایران زد از جمله نظام یارانه ها، سیستم مالیاتی کشور و اتکای دولت به مالیات، نظام ارزشیابی پول ملی و نرخ ارز شناور و نظام توزیع کالا همه صبغه اقتصادی به خود گرفته بود در حالی که در اوان ریاست جمهوری سخنان ایشان اگر چه صحیح اما از نظم تئوری های اقتصادی بدور بود اگر میگویم صحیح منظورم این است که گلچینی که ایشان برای صحبت کردن انتخاب می کرد از مبنا های اقتصادی بدور بود شاید مبانی دیگری داشت خلاصه می خواهم از مکانیزم آموزش اقتصادی مدیران بگویم، آقای خاتمی و آقای رفسنجانی هم در طول 8 سال ریاست جمهوری اقتصاد و کشور داری را خوب یاد گرفتند اما مشکل این است که دیگر فرصت مدیریت ندارند آقای احمدی نژاد هم در طول این سال ها به نظرم سریع تر از همنوعان خود در دوره های پیشین اقتصاد را آموخته اما معلوم نیست ایشان فرصت مدیریت با آموخته های جدیدش را دارد یا نه . اما سخن من وجود چنین مکانیزمی در انتخاب رئیس جمهور است که چرا یک رئیس جمهور در طول دوران ریاست جمهوری به جای عمل، تازه کشور را برای آموزش خود هزینه می کند و زمانی که آموخت اجازه اجرا ندارد؟ راه برون رفت ازین مشکل چیست؟ شاید یک راه کار این باشد که یک رئیس جمهور باید اقتصاد خوانده باشد اما آیا اگر اقای احمدی نژاد اقتصاد خوانده بود مشکلات حل می شد؟ نظر شما چیست؟

امتحانات و پیشنهادات احمدی نژاد

شش امتحان در پنج روز واقعا طاقت فرسا بود آن هم در دانشکده ما که گرفتن نمره از استاد مثل کندن مو از بدن خرس است (بلا تشبیه) الان از سر جلسه امتحان آمدم تا بعد از یک هفته ببینم چه خبر است و دنیا دست کیست ظاهرا جریان معاون فرهنگی دانشگاه زنجان خیلی سرو سدا داشته و دیگر پیشنهادات رییس جمهوری برای اوپک بود که به نظرم پیشنهادات خوبی بود

اولین پیشنهاد مبنی بر استفاده از یک سبد ارزی برای مبادلات نفتی بود که خود مانع کاهش بیشتر دلار می شود و به اقتصاد جهانی کمک می کند کاهش هزینه های جنگی هم که مسلما خوب است و یک پیشنهاد بشر دوستانه است اما آیا خود ما به این سخن عمل می کنیم به نظر من یک بخش از تورم در ایران به خاطر افزایش تقاضا ناشی از هزینه های جنگی و ارتشی است. کاهش مالیات ها هم خیلی به ما ربط نداره فقط باعث افزایش رفاه مصرف کنندگان غربی به خاطر کاهش قیمت بنزین خواهد شد که با ثابت بودن سایر شرایت فی نفسه خوب است. چنتا پیشنهاد دیگه که باعث همکاری های بیشتر بین مجموعه ای از کشور ها خواهد شد. گفته میشود » اگرچه آسه آن در بسیاری از توافقات تجاری و اقتصادی بسیار موفق بوده است اما اگر این اتحادیه صرفا مانع بروز درگیری و جنگ در جنوب شرق آسیا می شد باز هم موفق بود» این جمله بسیار مفهوم دارد یکی از اهداف اصلی تقریبا همه سازمان های بین المللی که بعد از جنگ جهانی دوم بوجود آمدند گره زدن منافع اقتصادی کشورها برای جلوگیری از بروز جنگ های دوباره بوده به منطقه خاور میانه نگاه کنید در نیم قرن اخیر چند جنگ در خاور میانه رخ داده؟ سپس به سطح همکاری های اقتصادی این کشورها توجه کنید کدام سازمان، ادغام یا موسسه بین المللی موفق در این منطقه وجود دارد؟ به نظر می رسد تشنه ترین منطقه برای همکاری های اقتصادی و توافقات تجاری این منطقه باشد البته مشکلات بسیاری هست به نظر می رسد اولین مشکل، مشکل فرهنگی میان عرب و عجم باشد تا زمانی که ما اعراب را ملخ خور بدانیم و عرب ها مارا عجم بدانند نمی توان امید به همکاری های موفقیت آمیز داشت من تا زمانی که با اعراب مکه و مدینه و جده برخورد نکرده بودم نمی دانستم اینها اینقدر با فارس ها بغض و کینه دارند و این ذهنیت کاملا دو طرفه است. بهر حال برای همگرایی بیشتر با اقتصاد جهانی ما نیاز داریم که همکاری های منطقه ای را افزایش دهیم و این مستلزم پاک کردن ذهنیت های منفی است. البته باید عرض کنم که این سخنان من از جایگاه یک اقتصاد خوانده است نه موضعی دیگر.

مجله فورچون و آقاي قاليباف

– تعجب نكنيد چون ايشون فقط شبيه آقاي قاليباف هستند يك شباهت جالب كه در سايت فورچون(fortune) روي جلد شماره جديد مجله فورچون چاپ شده

اين عكس آقاي نلسون(Jonathan Nelson) يكي از سرمايه گزار هاي بزرگ امريكايي است

اينجا هم وبلاگيه كه در مورد دانشكده هاي اقتصاد بويژه دانشكده هاي تهران نوشته هايي رو جمع آوري كرده كه شايد بدرد خيلي از دانشجوها كه توي اين هفته ميخوان انتخاب رشته كنند بخوره از جمله خود من.

– پست قبلي هم يك مطلب جالبيه در مورد اثر شانس در كنكور كه با زبان اقتصاد سنجي بحث كردم خودم كه خوشم اومد، نتيجش اينه كه شانس در كنكور موثره.

دكتر محسن رناني و توصيف او از اقتصاد

16 آذر سال دوم دانشجويي جشني در دانشكده برگزار شده بود كه بعنوان هديه پاكتي به دانشجوها مي دادند، داخل پاكت دست نوشته هايي ازبرخي اساتيد بود كه به مناسبت روز دانشجو نوشته بودند.  دكتر نوفرستي به نقل از كتاب بازار يا نابازار؟  محسن رناني متني را نوشته بود كه بسيار تحت تاثير قرار گرفتم. با خريدن كتاب بازار يا نابازار دوباره با آن برخورد كردم و متن كامل تر آنرا در زير مي آورم:  

((به اقتصاد جاهلانه و ناخواسته آمدم، سپس حسابگرانه خواندم  و سرانجام عاشقانه دنبال كردم  اگذ چنين نهاده شود كه از نو بياغازم و در انتخاب مختارم كنند بي گمان همين رشته را برخواهم گزيد البته به گونه اي ديگر و جايي ديگر ….

در اين دنياست (علم اقتصاد) كه مي توان دريافت كه چرا  اصول و ارزشهاي خرد يا فردي را نمي توان به سطح كلان يا به جمع- يا برعكس- تعميم داد. در اين دنياست كه مي توان دريافت  كه مثلا قناعت – كه از ديدگاه اخلاق فردي ممكن است ارزش به شمار آيد- از ديدگاه اجتماعي مي تواند نامطلوب باشد در اينجاست كه درمي يابيم كه جامعه سالم الزاما جامعه كامل نيست.

شايد هيچكس مانند اقتصاددان نگران كمياب ترين عامل يا منبع توليد در زندگي يعني عمر خود نباشد . اقتصاد دانان بيش از همه از منافع مادي عظيمي كه استقرار ارزشهاي معنوي و ديني ميتواند در مناسبات ميان  انسانها ايجاد كند، آگاهند. نيز آنان بر كاهش عظيم هزينه مبادله فعاليت هاي اقتصادي كه از ايدئولوزي ناشي مي شود واقفند . به همين ترتيب  آنان از كمك بزرگ آزادي  و مردمسالاري در دسترسي به كارايي برتر به خوبي آگاهند. در واقع دامنه تحليل در علم اقتصاد از بررسي شيوه هاي بهينه سازي توليد و حداكثر سازي مطلوبيت آغاز مي شود اما سرانجام  به تحليل موضوع هايي همچون  چگونگي پيدايش و عوامل بقاي احزاب ، رژيم هاي سياسي و ايدئولوژي ها مي انجامد. سر انجام گزافه نيست اگر بگوييم برخي از دستاورد هاي معرفتي عارفان، از طريق تحليل اقتصادي نيز قابل دستيابي است مثلا اين بيت ژرف خواجه شيراز:

دراين بازار اگر سودي است با درويش خرسند است

خدايا منعمم گردان به درويشي و خرسندي

براي اقتصاددان مفهومي ملموس معقول و حتي علمي دارد! (قابل توجه روشنفكران) بي جهت نيست كه بسياري از نظريه پردازان بزرگ اقتصاد-كه گاه نظريه هاي خيره كننده اي براي بهبود اوضاع اقتصادي و مادي جوامع ارائه كرده اند- خود در عزلت و گمنامي و گاه تنگدستي روزگار گذرانده اند.))

 در ضمن بايد عرض كنم كه من نه تنها با ايشان كلاس نداشته ام بلكه حتي تا به حال ايشان را از نزديك نديده ام.

دنياي اقتصاد و مقاله دكتر اورعي

روزنامه دنیای اقتصاد روز دوشنبه مقاله ای ار دکتر اورعی نوشت که وقتی خواندم به یاد بد خواهان این کشور افتادم که با ارائه پیشنهادهای غلط غرض ورزانه قصد انهدام کشور را دارند (خیلی تند گفتم )اما این فقط تصور من است و اشکال و اشتباه از جای دیگر است اول اینکه چرا یک استاد دانشگاه معدن به خودش اجازه اظهار نظر در حوزه ای غیر از حوزه کاری خود میدهد و دوم چرا روزنامه تخصصی دنیای اقتصاد بدون توجه به محتوای مطالب دست به چاپ این مقاله زده خلاصه قصد داشتم نقدی بر این مورد بنویسم که دیدم زودتر از من صاحب نظرانی این کار را کردند و نیازی به درس پس دادن من نیست. 

روزبه حسینی که بحث کاملی کرده حتما بخونید

اقتصاد خرد بازار و خانوار که نمیدونم نویسندش کیه

اینجا هم نوشته ای درین رابطه هست

سخني در باب انتطارات عقلايي

كلاسيك هاي جديد روش تشكيل انتظارات را (expectation formation) شيوه انتظارات عقلايي ميدانند در اين الگو فرض مي شود كه فرد بر حسب يك بسته از اطلاعات كه با متغير هاي مورد انتظارش در ارتباط است مي تواند به در ستي آنها را پيش بيني كند  و در واقع همان پيش بيني دولت را مي تواند انجام دهد البته بر اساس فرض اين امكان وجود دارد كه فرد اشتباها به خاطر داشتن اطلاعات غلط  يش بيني كند ، در اين الگو حتي اگر فرد اشتباه هم پيش بيني كند روش تشكيل انتظارات  همان انتظارات عقلايي است زيرا فرد همان اصول نئو كلاسيك ها  را براي پيش بيني عمل كرده و مثلا براي تورم نه تنها به نرخ هاي سالهاي گذشته بلكه به متغيرهاي ديگري از جمله توليد، نقدينگي و… هم نگاه كرده  پس ساختار پيش بيني اهميت دارد نه نتيجه پييش بيني، اما به نظر نگارنده اين فرض  و اين الگو در شرايط خاصي كار ميكند و در شرايط خاصي كار نمي كند اگر ما سه شرايط مختلف اطميناني، ريسكي و نا اطميناني را متصور شويم مي توان گفت كه در شايط اطميناني و ريسكي اين الگو بدرستي كار ميكند اما در شرايط نا اطميناني مردم از تشكيل انتظارات بگونه اي غير از عقلايي استفاده مي كنند، شرايط ريسكي به شرايطي گفته مي شود كه ميتوان آينده را حداقل با يك توزيع احتمال تشريح كرد و بر اساس يك سطح اطميناني گفت كه مثلا تورم انتظاري چگونه است اما شرايط نا اطميناني كه نوعي بي ثباتي در اقتصاد حاكم است ديگر قدرت پيش بيني از افراد به هر نحوي گرفته مي شود و فرد با تعدد خطاهايي كه مي كند  دست از پيش بيني ميكشد، در لين شرايط  كه عدم اطمينان بر اقتصاد حاكم است همه چيز بطور غير منتظره در حال تغيير است، قوانين، سياستها، روابط دروني و بروني دولتها و غيره و ذلك در اين شرايط فرد منتظر اتفاقات ميماند تا تصميم خودش را بر اساس اتفاقاتي كه منتظرش نبوده چينش كند در اين حالت هر اتفاق جديد مستقيما در تصميم فرد براي اينده و حال حاضر اثر مي گذارد و فرد در انتظار اين اتفاقات مينشيند تا انتظاراتش را بر اساس آن تشكيل دهد

عملکرد انفعالی ضعف صاحبنظران اقتصادی

اخیرا با دستور کاهش صفر های پول ملی همه صاحبنظران به حرف امده اند که خوبست و بد است و …. 

اما فارغ از سود و زیان این سیاست و بحثهای فنی نکته قابل تامل اینجاست که چرا ژس از دستور رئیس جمهور هر جا میروی . سایت روزنامه وبلاگ دانشگاه همه شروع به بیان نظرات کرده اند چرا رشته ابتکار باید بدست مسولان اجرایی باشد نه دست روشنفکران دانشگاهی  تا زمانی که رکود دانشگاه های مارا و استادان مارا فرا گرفته امید به اینده روشن سخت است . دانشگاهیان و دانشجویان ما یا سر در کار خود دارند ویا اگر منتقدانه عمل میکنند انتقادات رویایی و اسمانی دارند از دو لت و مسولان چیزی را میخواهند که نشدنی است یا غیر منطقی است