آيا تورم طرف عرضه داريم؟

مدت ها بود ميخواستم در مورد تورم طرف عرضه بنويسم. يكي از نظريه هاي تورم ميگه علت تورم فشار عرضه است، يعني قيمت نهاده هاي توليد افزايش مي يابد و منحني عرضه با بالا منتقل مي شود و تورم ركودي رخ مي دهد. يك نمونه تاريخي هم تورم دهه 70 ميلادي به خاطر شوك نفتي است. در مورد طرح هدفمند سازي يارانه ها هم برخي اعتقاد دارند افزايش قيمت حامل هاي انرژي به عنوان يك نهاده توليد موجب تورم طرف عرضه ميشود. اما نگاه ديگري هم وجود داره كه ميگه تورم فقط و فقط پديده پولي دارد.

يك دنياي ريكاردويي بدون پول را در نظر بگيريد، براي مثال 100 واحد گندم و 50 واحد برنج داريم. قيمت يك واحد برنج مي شود2 واحد ‹گندم و قيمت يك واحد گندم مي شود 1/2 برنج. حال اگر مثلا عرضه گندم به 75 واحد كاهش يابد قيمت برنج كاهش مي يابد و قيمت گندم افزايش مي يابد، پس قيمت هاي نسبي تغيير كرده اما تورم نداريم.

حالا فرض كنيد پول وجود دارد. ابتدا بلند مدت را لحث ميكنيم بعد ميان مدت. در بلند مدت همه کالاها با کشش هستند پس کاهش عرضه منابع باعث می شود کالاهای دیگر جانشین انرژی شوند و نهايتا تقاضا و قیمت منابع کاهش یابد. پس در بلند مدت تورم رخ نخواهد داد چون تقاضا و قیمت انرژی در بلند مدت کاهش می یابد. شواهد هم همين را نشان ميدهد، يكبار ديگر هم همينجا گفتم كه مشاهدات 100 ساله قيمت هاي انرژي يك كاهش قيمت معنادار را نشان مي دهد.

اما شوک های انرژی و افزایش قیمت های ان در کوتاه مدت و میان مدت تورم ایجاد می کند.  اما می توان گفت که این تورم به خاطر مصرف و وابستگی بیش از حد به انرژی است چون اگر بيش از اندازه انرژي مصرف نكنيم و وابستگي به منابع نداشته باشيم تورم نخواهيم داشت و فقط قيمت هاي نسبي تغيير مي كند چون كشش تقاضا عمل كرده و مصرف كالاي گران كاهش مي يابد. اما علت اين وابستگي و كشش نا پذيري چيست؟ نرخ بهره، نرخ ترجيح زماني مثبت است كه باعث مي شود بي صبري براي مصرف و استخراج منابع وجود داشته باشد، پس در میان مدت هم تورم پديده پولی است.

قيمت هاي بالاتر و فروش بيشتر

تريا سنگي دانشگاه ما (ظاهرا اين سنگيش خيلي مهمه) 5 و 6 نوع غذا داره از جمله همبر گر هات داگ سوسيس ژامبون و … تمام قيمت ها متفاوت است بالاترين قيمت 1000 و كمترين ان 500 تومان از ان سوسيس است اما من تا به حال كسي را نديده ام كه سوسيس بخرد با وجود اينكه ارزانترين است شايد بگوييد چون كسي دوست ندارد اما شما ميدانيد بين سوسيس و هات داگ خيلي تفاوت چشم گيري چه در حجم چه در مزه وجود ندارد وتفاوت قيمت هات داگ 150 تومان است و به وفور ديده ام افراد نسبتا زيادي هات داگ كه قيمت پايين اما نه كمترين را دارد ترجيح ميدهند. اين رفتار يك رفتار بر اساس ترجيحات است. در اين حالت قيمت براي افراد مطلوبيت زاست. مثلا فردي با دوست دخترش براي اولين بار مي ايند تريا ببخشيد تريا سنگي احتمالا در اين دامنه ضعيف از قيمت ها آنها بالاترين قيمت را ترجييح ميدهند. اين مساله را بارها در مورد كالاهاي مختلف ديده ام خصوصا لباس كه قيمتش مثل يك برند عمل ميكند يك مثال خوب ديگر كه ديده ام عينك افتابي است، عينك افتابي مرغوب و غير مرغوب در بازار وجود دارد از طرفي تشخيص مرغوبيت سخت و هزينه بر است اولا تخصص مي خواهد ثانيا بطور چشمي و شهودي قابل تشخيص نيست به همين خاطر مصرف كننده ها از قيمت عينك سيگنالي مبني بر مرغوبيت عينك ميگيرند هرچه قيمت بالاتر مرغوبيت بهتر و تمايل براي خريد بيشتراست حالا فروشندگان و بازارياب ها خودشان ببينند چه كالاهايي امكان فروش بيشتر با قيمت هاي بالاتر را دارند.

اگر پزشك شما تخلف كند …

ديروزبا برادرم رفته بوديم پزشك متخصص پوست و مو و زيبايي (Dermatology). قسمتي از پوست صورتم نارسايي چربي دارد كه خيلي مهم نيست. برادرم كه قبلا پيش اين پزشك متخصص كه گويا از بهترين پزشك هاي اصفهان بنام دكتر ذوفن است  رفته بود همراه من آمد تا بپرسد چرا درمانش كار نكرده  اما پزشك به او جواب نداد و تلويحا گفت كه بايد يك ويزيت ديگر بگيرد. با خودم به اين فكر فرو رفتم كه چرا هيچ مكانيزم نظارتي براي مراقبت از تخلف پزشكان وجود ندارد اگر او تعمدا نسخه اي تجويز كند كه بيمارش دوباره به او مراجعه كند چه كسي از حقوق بيماران دفاع ميكند؟ دلايل زيادي وجود دارد كه اين پزشكان دست به اين نوع تخلف بزنند:

1-      در يك تجربه كه در مقايسه دو ايالت امريكا انجام شده استيون لويت به اين نتيجه رسيده كه در ايالتي كه زادو ولد در آن كمتر است و كنترل جمعيت بيشتر رعايت مي شود  نحوه زايمان بيشتر سزارين است تا طبيعي اما در ايالت هاي  با زاد و ولد بيشتر كمتر از نوع سزارين كه  گرانتر است استفاده مي شود پس نتيجه گرفته مي شود كه در ايالتي كه تقاضا كمتر است پزشكان دست به تخلف زده اند تا درامد خود را ازين طريق جبران كنند.

2-      خدمات پزشكان پوست و مو و زيبايي بدليل اينكه  در جامعه ما از نوع محصولات  لوكس به حساب مي آيد و تقاضا براي اين خدمات به مراتب كمتر است به همين خاطراحتمال اينكه رفتار اين پزشكان شبيه رفتار پزشكان متخلف امريكايي باشد زياد است (البته با در نظر گرفتن ساير فاكتورهاي موثر در فساد اداري از جمله ساختارهاي فرهنگي و رفتارهاي عادتي كشورهاي جهان سوم  ميزان نا هنجاري هاي اجتماعي ايران حتما از كشوري مثل امريكا بيشتر است)

3-      ممكن است بگوييد يك پزشك بدليل اعتبارش در بازار و به تبع آن كاهش درامدي كه گريبان گيرش مي شود دست به چنين كاري نمي زند اما اولا در كوتاه مدت درامدش افزايش مي يابد زيرا تا كاهش اعتبار بازاري پزشك اثر خودش را در بازار بگذارد دكتر ما پولش را به جيب زده ثانيا مگر ما در طول عمر خود چند بار مشكل زيبايي يا پوستي پيدا خواهيم كرد كه دوباره دست به انتخاب پزشك بزنيم ثالثا پزشك هم مراقب است كه از تعادل خارج نشود مثلا با توجه به قيمت خدمات بيمار بيشتر از مقدار معمول وعرف اور ا دنبال نخود سيا نمي فرستد.

4-      با توجه به اينكه خدمات زيبايي و پوست و مو كالايي لوكس است پس داراي كشش بالايي است  و مصرف كننده نسبت به قيمت حساسيت بالايي دارد (مانند يك شامپو يا كرم گران قيمت)  به همين خاطر افزايش قيمت ممكن است به كاهش درامد بنگاه ارائه دهنده خدمات منجر شود زيرا قيمت كه افزايش مي يابد p ميزان تقاضا بيش از آن كاهش مي يابدq پس اثر جمعي درامد كه ضرب اين دو متغير است منفي است p.q و كاهش مي يابد پس براي بنگاه انگيزه زيادي وجود دارد كه درامدش را از طرق غير از دستكاري قيمت افزايش دهد.

5-      يك ويژگي ديگر كه احتمال اين تخلفات را بالا مي برد تخصصي بودن اين حرفه است  مثلا اگر يك دارويي را براي من تجويز كند حتي اگر اطلاعات كافي  در اختيار داشته باشم و دسترسي كامل به منابع برايم وجود داشته باشد نمي توانم صحت تجويز پزشك را تشخيص دهم تازه در فرهنگ ما يك مثال خوب براي تابعيت يا تقليد بي چون و چرا مثال پزشك و بيمار است كه خوب در اذهان ما رخنه كرده و ديگر آدم جرات نمي كند بگويد بالاي چشم شما ابروست.

6-      يك تجربه شخصي از 6 سال پيش دارم يك هفته از مهر ماه گذشته بود كه آپپانديسم اوت كرد جراح آپانديس من كه يك پزشك داش مشتي لات سبيل در رفته و ورزشكار زورخونه هاي سنتي (به نام بختيار مالكي) بود مرا يك هفته در بيمارستان  و يك ماه در خانه زمين گير كرده بود طوري كه  وقتي رفتم سر كلاس هيچ كدام از همكلاسي ها مرا نشناختند در حالي كه يك بيمار آپانديسي بعد از 2 روز استراحت  كاملا سر حال و سالم مي تواند به كارش برسد اما من تا ما ه ها فقط براي معاينه به مطب اين يارو مي رفتم و كلي پول ويزيت مي دادم (فكنم اون موقه 10 هزار بود خوبه اينم بگم كه مطبش مثل زورخونه هاي قديمي بود و منشي دكتر هم شبيه مرشدهاي زورخونه بود) پزشك شيفت بيمارستان يه بار به من گفت كه همه بيماران اين يارو وضعشان مثل من بوده بعد از دوره معالجه تازه فهميدم جريان از چه قراره.

به نظر مي رسد يك مكانيزم نظارتي لازمه بي چون و چراي صنف پزشكان باشد چون  سرو كارشان با جان انسان است و بسيار حساس است البته اين دغدغه ها از همان ابتدا وجود داشته و قسم نامه بغراط كه پزشكان پس از فارغ التحصيلي ياد مي كنند از همين نوع است اما انگار اثر چنداني ندارد يك پيشنهاد ميتواند اين باشد كه نظام مهندسي پزشكي نسخه هاي پزشكان را بطور رندم انتخاب كند و دست به بررسي بزند البته هزينه اش بالاست شايد شما پيشنهاد هاي بهتري داشته باشيد.

تحليل تورم وارداتي و منابع ارشد

اينجا را ببينيد ايران با 45.48 ميليون دلار واردات در رده 43 امين كشور وارد كننده جهان قرار دارد همينطور به كشور سنگاپور وتايلند و مالزي دقت كنيد اين كشور ها در رده 15 و 16 و 23 قرار دارند حالا اينجا را نگاه كنيد رتبه كشور ها را از نظر تورم نشان مي دهد ايران در رتبه 7 قرار دارد اما كشور هاي در حال توسعه مذكور در رنكينگ 100 كشور اوليه از نظر تورماصلا وجود ندارند اگر كالاهاي جهاني دچار تورم شده اند كشور هايي كه داراي  واردات بيشتر از ايران هستند (حدود 5.5 برابر واردات ايران براي كشور سنگاپور) بايد داراي تورم بيشتر از ايران باشند اما اينگونه نيست پس مي توان نتيجه گرفت كه تورم در ايران اصلا ربطي به خارج ندارد و اينكه مي گويند تورم ايران وارداتي است حرف بي ربطي است و پايه و اساس علمي ندارد.

يكي از دوستان منابع ارشد اقتصاد را خواسته بود كه من از وبلاگ گذري بر اقتصاد منابع را با اصلاحاتي  در اينجا مي گذارم

اقتصاد خرد: سالواتوره، فرگوسن، 2000 تست اقتصاد خرد محسن نظری. اقتصاد خرد 2 عباس شاکری و كتاب تست تيمور محمدي كه خيلي عالي است

اقتصاد کلان 1 و 2 تیمور رحمانی، تست اقتصاد کلان، تیمور رحمانی

ریاضی: ریاضیات برای اقتصاد رنجبران (تست)، ریاضیات پورکاظمی 1 و 2 جزوه رياضي پارسه

آمار: آمار- رنجبران (تست)، آمار 1 و 2 نوفرستی، آمار 1 و 2 جلیل خشنود و جزوه آمارپارسه

قيمت هاي نسبي و تقاضاي نان

توي محله ما در اصفهان 4 نانوايي وجود دارد يك روز صبح از خواب پا شدم برم نون بگيرم 3 نانوايي نزديكتر را سر زدم اما با وجود اينكه ساعت كاريشون بود اما بسته بودن به نانوايي چهارم رفتم كه يه صف طولاني ديدم خلاصه 1 ساعتي معطل شديم و بلاخره نان را گرفتم بعدا كه پرس و جو كردم گفتند كه سهميه نانوايي ها تمام شده اما چرا اين اتفاق افتاده؟

علتش تورم است. تورم باعث تغيير قيمت هاي نسبي كالا ها شده كالاهاي خوراكي با افزايش شديد قيمت مواجه شده و نان بدليل  كنترل قيمت توسط دولت به همان اندازه گران نشده به همين دليل قيمت نسبي كالاها به نفع ساير كالاها در برابر كالاي  نان گران شده و تمايل براي مصرف نان زياد شده و تقاضايش افزوده شده و اينجا نانوا ها نمي توانند از افزايش تقاضا منفعت ببرند چون سهميه ها معين و ثابت هستند و نانوا ها در يك سطح قيمت سود اسمي ثابتي دارند كه راه چاره آن برداشتن سوبسيد از كالاي نان است در اين صورت هم مصرف كننده و هم نانوا منفعت خواهد برد اگرچه اين يارانه ها به همين شكل بيشتر هدفمند است (بدليل رابطه ميان مقدار مصرف و ميزان برخورداري از سوبسيد) اما مساله اساسي تر كه بايد پيش از اين پاسخ داد وجود سوبسيد به اين شكل واندازه است.

رابطه نرخ تورم و نرخ بهره را در ايران ياد بگيريد

اينجا سر مقاله روزنا مه سرمايه است كه كمي توانسته محيط نا اطميناني را كه در بازار وجود دارد تشريح كند

اين نرخ بهره و تورم داستاني است براي خودش

اقتصاد ايران يك آزمايشگاه مناسبي است براي آموزش علم اقتصاد اتفاقا روش آموزش هم بهترين روش و البته پر هزينه ترين روش است. ما مي توانيم تمام روابط اقتصادي را با استفاده از برهان خلف در اقتصاد ايران بياموزيم  مثلا الان مردم در حال آموزش را بطه نرخ رشد حجم پول و تورم هستند و خوب هم دارند ياد مي گيرند فقط يكم طول مي كشد اخيرا مسئولين آموزش قصد آموزش رابطه نرخ بهره با تورم را دارند و شيوه آموزش هم همان برهان خلف است به اين صورت كه ابتدا يك گزاره اي را مطرح مي كنند و به اجرا مي گذارند كه دقيقا مخالف تمام ادبيات علمي اقتصاد است و در هيچ كجا مطرح نشده ( كاهش نرخ تورم از طريق كاهش نرخ سود بانكي) و بعد عدم ارتباط اين دو متغير را مطرح مي كنند و در آخر كه اين گزاره ها در عمل نقض شد به ادبيات علمي رجوع مي كنند و همان تحقيقاتي كه در اين حوزه انجام شده است مثل تعديل نرخ بهره با استفاده از تورم انتظاري و را بطه منفي نرخ تورم و نرخ بهره و قاعده تيلور و فيشرو از اين دست مطالب.

درجه علمي بودن كاهش نرخ بهره

پس از چند روز مرخصي به خاطر امتحان درس روش هاي مقداري دكتر رضوي بنظرم رسيد در مورد استدلال سرپرست وزارت اقتصاد مبني بر كاهش نرخ بهره بنويسم، ايشان اعتقاد دارند بدليل افزايش عرضه واقعي پول بازار پول دچار مازاد عرضه شده و نرخ بهره بانكي بايد كاهش يابد براي اين استدلال 4 نكته را پي در پي مينويسم.

محمد مهدي ناسوتي فرد همچنين در روزنامه دنياي اقتصاد مطلبي مرتبط نوشته اند.

1- اولا در ايران افزايش عرضه واقعي بدليل تسلط سياستهاي مالي بر پولي همراه با انتقال منحني IS به سمت راست است و اين را ميتوان از كسري بودجه سالانه دولت فهميد يعني اگر چه منحني LM به سمت راست شيفت كرده اما منحني IS هم به سمت راست شيفت كرده و نميتوان گفت نرخ بهره كاهش يا افزايش مي يابد ( البته اين در يك مدل ساده IS-LM صادق است با فرض ثابت بودن قيمت ها در شماره 2 مدل واقعي تري را بحث ميكنم )

2-افزايش عرضه پول اگرچه منجر به كاهش نرخ بهره در كوتاه مدت ميشود اما در يك مدل عرضه و تقاضاي كل با فروض الگوي تلفيقي فريدمن (نئوكلاسيك ها) نشان داده ميشود كه در بلند مدت نرخ بهره ثابت مي ماند، زماني كه عرضه واقعي پول زياد ميشود تقاضاي كل هم به سمت راست جابجا ميشود و قيمت ها افزوده ميشود افزايش قيمت ها در اين مدل باعث افزايش قيمت هاي مورد انتتظار در دوره هاي بعد ميشود و باعث انتقال منحني عرضه نيروي كار به سمت چپ و افزايش هزينه هاي توليد ميشود و در طرف عرضه شاهد انتقال منحني ss يا عرضه كل به سمت چپ هستيم و بدين خاطر سطح قيمت ها دوباره افزوده شده افزايش قيمت ها در اين دو مرحله ( يكبار بدليل انتقال منحني تقاضاي كل و يكبار بدليل انتقال منحني عرضه كل) باعث كاهش حجم حقيقي پول ميشود و منحني LM در دو مرحله به مكان اوليه خود باز ميگردد كه به معناي سطح اوليه توليد و سطح اوليه نرخ بهره است ( ميتوان اين مكانيزم را در الگوي كلاسيك ها نيز بحث كرد كه ديگر وقفه زماني براي انتقال منحني LM  تصور نميشود زيرا منحني عرضه كل كلاسيك ها عمودي است اما بنظر مي رسد اين الگو براي اقتصاد ايران مناسب تر باشد زيرا قيمت ها انعطاف پذير نيستند) در اين حالت بد نيست دقت شود كه نرخ بهره اي كه در الگو است نرخ بهره حقيقي است كه ثابت مانده اما نرخ بهره اسمي افزايش يافته زيرا سطح قيمت ها افزايش يافته.

3- نكته سوم كه مهمتر است اين است كه در اقتصاد ايران براي نرخ بهره، سقف قيمت تعيين شده بطوري كه اگر تعيين نرخ بهره را به عهده بازار بگزاريم با وجود افزايش عرضه حقيقي پول باز نرخ بهره افزايش مي يابد در اين رابطه پويا جبل عاملي مقاله اي نوشته كه از تكرار مكررات ميگزرم.

4-نكته ديگر اينكه در تعادل بازار پول نرخ بهره اي كه بر روي محور عمودي استفاده ميشود ميانگين نرخ هاي بازدهي جانشين هاي پول است يعني اگر پول را بطور نقد نگهداري كنيد هزينه فرصت پول چقدر است براي محاسبه هزينه فرصت پول ما حق انتخاب هاي مختلفي داريم سهام، اوراق قرضه، سرمايه گذاري و سپرده بانكي حال ميانگين بازدهي اين انتخاب ها را كه محاسبه كنيم ميشود نرخ بهره اقتصاد و اگر اشكالات بالا را ناديده بگيريم بايد گفت نرخ بهره اقتصاد بايد كاهش يابد نه لزوما نرخ سود بانكي، اگرچه در تعادل عمومي همه نرخ هاي بازدهي با هم برابر است اما اولا اقتصاد هميشه در نقطه تعادل نيست بلكه هميشه به سمت تعادل حركت ميكند ثانيا اين امر در يك اقتصاد آزاد صادق است نه در يك اقتصاد دستوري.

از اين كه طولاني شد ببخشيد واگر شما هم چيزي به ذهنتان ميرسد بنويسيد.

اثر تورم بر روي خريد سهام

تورم چه تاثيري بر روي رفتار بورس بازان براي خري سهام ميگزارد؟ 1 با افزايش تورم هزينه نگهداري پول افزايش مييابد و مردم بدنبال جايگزين مناسبي براي آن ميگردند 2 خود تورم ميتواند شرايط را براي خريد كالا هايي كه داراي تورم بيش از ميانگين تورم جامعه هستند منلسب كند به اين معني كه كالايي مثل مسكن كه به مراتب داراي رشد قيمت هاي بيش از تورم در جامعه است ميتواند جايگزين مناسبي براي پول نقد باشد 3 افزايش قيمت ها از كانال ديگري نيز شرايط را براي سهام مناسب ميكند در شرايط تورمي قيمت فروش كالا اافزايش ميابد معناي اين حرف اين است كه درامد فروش توليد كنندگاه افزايش ميابد و سودشان نيز كه موجب بالارفتن نسبت p/e ميشود و اگر فرض كنيم كه قيمت جاري يك سهام 900 تومان باشد با افزايش p/e قيمت مورد انتظار در تالار افزوده شده و به صرفه است كه با همان قيمت 900 تومان خريده شود اما تا چه حدي تورم از اين مكانيزم پيروي ميكند؟ اينجا يك مساله اقتصادي مهم مطرح ميشود و آن بحث كشش elasticity) است. در يك تابع تقاضاي خطي افزايش قيمت ها فقط تا حايي موجب افزايش درامد ميشود كه كشش كمتر از يك باشد حال بايد به كشش تقاضاي صنعتي كه قرار است از آن سهام خريداري كنيم نگاه كنيم در صنايع مختلف منحني تقاضا با كشش هاي متفاوتي روبروست مثلا اگر ميخواهيد سهام يك شركت مواد غذايي رو خريداري كنيد بهترين انتخاب رو كرديد اما معلوم نيست تورم موجب افزايش سود كالا هاي لوكس بشه  پس بايد به تابع تقاضا و كشش تابع تقاضاي اون صنعت نگاه كنيد

خريد و فروش هاي اينترنتي

 

اگرتا بحال از طريق شبكه جهاني كالا و خدمات خريداري نكرده ايد احتمالا تابحال با فروشگاه هاي اينترنتي برخورد كرده ايد شما ميتوانيد با استفاده از كارتهاي نقدي و اعتباري (نه به معناي بين المللي آن)  اقدام به خريد كالا كه توسط ايرانيان در داخل عرضه ميشود كنيد ( بحث ما درمورد خريدهاي با واسطه بانك است حتما توجه داريد بعضي خريد و فروش ها با واسطه شركت هاي پست انجام ميشود) اما اگر قصد خريد از كشوري ديگر داشته باشيد حتما با مشكل روبرو خواهيد شد زيرا نياز به كارتهاي اعتباري بين المللي(credit card) خواهيد داشت كه توسط عرضه كنندگان خارجي معتبر باشند مانند ويزا كارد يا مستر كارد كه ازجمله معتبر ترين كارتهاي بين الملي ميباشند اما چرا ما نميتوانيم از اين طريق خريداري كنيم؟ خوب دليلش عدم عضويت در شبكه جهاني بانك و نداشتن زبان مشترك شبكه ارتباطي است . در سال 1973 حدود 300 بانك از 15 كشور با ايجاد سازمان سوئيفت دست به ايجاد يك زبان ارتباطي زدند تا بتوانند از طريق شبكه جهاني به هم متصل شوند، اما مشكل اينجاست كه ايران بدليل تحريم هاي سياسي حق عضويت در اين سازمان را ندارد. البته ممكن است شما ادعا كنيد كارتهاي اعتباري بين اللمللي در ايران ديده ايد. بله اين كارتها با واسطه توليد شده اند مثلا يك شركت با واسطه اقدام به صدور ويزا كارد كرده يا يك شخص با استفاده از حساب خود بصورت يك زير حساب يك كارت صادر ميكند(subaccount) كه از درجه اعتبار كافي برخوردار نيست و در موقع خريد اينگونه كارتها بايد به درجه اطمينان صادر كننده دقت فرماييد

البته بانك هاي خصوصي ايران دست به توليد كارتهاي بين المللي زده اند مانند كارت بين المللي پارسيان و با يكسري از فروشگاه ها و هتل هاي خارجي و داخلي قرارداد تضمين (ضمان) پرداخت  انجام داده اند كه حتما توجه داريد كه اين مراكز فروش بسيار محدود  هستند و همان مشكل اعتبار در خارج را دارند

 

 

تاثير بي اعتباري سياستهاي دولت

بارها شنيده بودم كه اگر دولت اعتبارش را نزد مردم از دست دهد سياستهايش اب را از اب تكان نميدهد اما برايم روشن نبود كه چرا؟ تا اينكه سر كلاس سياستهاي پولي مالي استاد با يك ترفند جالب و آموزنده به شيوه آموزش پيشينيان اين مطلب را تفهيم كرد. جلسه پيش دكتر درگاهي از اينكه بچه ها دروس جلسات پيش را مطالعه نكرده بودند ناراحت بود و گفت جلسه آينده امتحان است و بچه ها كلي اعتراض كردند اما همه ميدانستند كه استاد پاي حرف خود محكم ايستاده خلاصه اكثر بچه ها آماده امتحان بودند اما اين جلسه دكتر از امتحان گرفتن منصرف شد اما اتفاقي كه افتاده بود اين بود كه بچه ها دروس جلسات پيش را مطالعه كردند بعد دكتر شرو كرد به توضيح دادن كه دولت هم همين گونه است اگر نزد مردم اعتبار داشته باشد سياستش مؤثر است در غير اينصورت هيچ اثري بر بخش واقعي اقتصاد نخواهد داشت. اما نكته جالب، هوشمندي دكتر درگاهي بود كه چگونه از اعتبارش به گونه اي بهره برد كه به نفع تمام افراد تمام شود اين هوشمندي را بايد يك سياستگذار اقتصادي داشته باشد اما نكته ديگري كه به ذهنم ميرسد اينست كه به ازاي هر بار استفاده از اعتبار ميزان اعتبار كاهش ميابد يعني معلوم نيست كه دوباره دكتر درگاهي به همان نسبت قبلي موفق بشود دانشجويان را وادار به درس خواندن بكند بلكه تعداد افرادي كه تحت تاثير اين سياستقرار ميگيرند نسبت به بار اول كاهش ميابد اعتبار دولت هم همينطور است مانند يك انباره ايست كه به ازاي هر بار استفاده از آن كاهش مييابد و سياستگذار بايد به دنبال نقطه بهينه باشد

سخني در باب انتطارات عقلايي

كلاسيك هاي جديد روش تشكيل انتظارات را (expectation formation) شيوه انتظارات عقلايي ميدانند در اين الگو فرض مي شود كه فرد بر حسب يك بسته از اطلاعات كه با متغير هاي مورد انتظارش در ارتباط است مي تواند به در ستي آنها را پيش بيني كند  و در واقع همان پيش بيني دولت را مي تواند انجام دهد البته بر اساس فرض اين امكان وجود دارد كه فرد اشتباها به خاطر داشتن اطلاعات غلط  يش بيني كند ، در اين الگو حتي اگر فرد اشتباه هم پيش بيني كند روش تشكيل انتظارات  همان انتظارات عقلايي است زيرا فرد همان اصول نئو كلاسيك ها  را براي پيش بيني عمل كرده و مثلا براي تورم نه تنها به نرخ هاي سالهاي گذشته بلكه به متغيرهاي ديگري از جمله توليد، نقدينگي و… هم نگاه كرده  پس ساختار پيش بيني اهميت دارد نه نتيجه پييش بيني، اما به نظر نگارنده اين فرض  و اين الگو در شرايط خاصي كار ميكند و در شرايط خاصي كار نمي كند اگر ما سه شرايط مختلف اطميناني، ريسكي و نا اطميناني را متصور شويم مي توان گفت كه در شايط اطميناني و ريسكي اين الگو بدرستي كار ميكند اما در شرايط نا اطميناني مردم از تشكيل انتظارات بگونه اي غير از عقلايي استفاده مي كنند، شرايط ريسكي به شرايطي گفته مي شود كه ميتوان آينده را حداقل با يك توزيع احتمال تشريح كرد و بر اساس يك سطح اطميناني گفت كه مثلا تورم انتظاري چگونه است اما شرايط نا اطميناني كه نوعي بي ثباتي در اقتصاد حاكم است ديگر قدرت پيش بيني از افراد به هر نحوي گرفته مي شود و فرد با تعدد خطاهايي كه مي كند  دست از پيش بيني ميكشد، در لين شرايط  كه عدم اطمينان بر اقتصاد حاكم است همه چيز بطور غير منتظره در حال تغيير است، قوانين، سياستها، روابط دروني و بروني دولتها و غيره و ذلك در اين شرايط فرد منتظر اتفاقات ميماند تا تصميم خودش را بر اساس اتفاقاتي كه منتظرش نبوده چينش كند در اين حالت هر اتفاق جديد مستقيما در تصميم فرد براي اينده و حال حاضر اثر مي گذارد و فرد در انتظار اين اتفاقات مينشيند تا انتظاراتش را بر اساس آن تشكيل دهد

اثار کاهش نرخ سود بانکی در شرایط تورمی ایران

در روزنا مه دنیای اقتصاد ۲۷ دی ۸۵ سر مقاله ای با عنوان عاقبت سیاست مداخله گرایانه نوشته شد در این سر مقاله  اثار زیانبار کاهش نرخ سور بانکی در شرایط تورمی ایران را توضیح دادم و گفتم چگونه انتقال منافع جامعه از قشر ضعیف به غنی با این کار شدت داده میشود. اين مقاله را ميتوانيد در اينجا ملاحظه كنيد