اينجا ايران است

ادم يه چيزايي از روزنامه هاي ايران ميبينه كه تعجب ميكنه و تاسف ميخوره، سال پيش يه مطلبي در مورد جمعيت اينجا نوشته بودم، چند شب پيش همون مطلب رو ديدم در سرمقاله 28 فروردين روزنامه آرمان چاپ شده به نام دكتر رناني. يكم تعجب كردم با دكتر صحبت كردم گفتم كه روزنامه داره از نام شهرت شما سو استفاده مي كنه ايشون هم شاكي بود و گفت بهشون تذكر داده كه چيزي رو به من نسبت ندن. اما جالب اينه كه هيچ اصلاحيه و ياداشتي در مورد اشتباهشون چاپ نكردن. در واقع اين روزنامه وزين با چاپ يك مقاله هم سرقت ادبي كرده و هم سوء استفاده از شهرت و نام ديگري.  وقتي  ميبينم يه روزنامه از طريق جستوجو در اينترنت مطالب وبلاگي رو توي روزنامه خودش به عنوان سرمقاله چاپ ميكنه و براي جذب مخاطب بيشتر از شهرت اساتيد سو استفاده ميكنه از خوندن روزنامه نااميد ميشم.

پا نوشت: اولا خواهش ميكنم اگه كسي ميخواد مطالب اين وبلاگ رو جاي ديگه منتشر كنه حتما من رو با خبر كنه كه اتفاقاتي مثل اين نيفته،. اين سايت اين مطلب رو كه يه مطلب كاملا وبلاگي و براي روشن كردن يك مساله داره و شبيه يك اصلاحيه است رو در اين خبر گزاري در قسمت سرمقاله هاش منتشر كرده.

پيش نهادي براي خروج از ركود و افزايش درامد اقتصاددانان (يك بهينه اجتماعي) :D

اين طرح نقدي كردن يارانه ها براي هركي بد باشه براي اقتصاددانان نيست 😀 اجراي اين طرح اگر چه براي اكثر نسل حاظر(منظورم كوتاه مدت است) كاهش دهنده رفاهه يا حداقل ترس از كاهش رفاه براي اين افراد وجود داره اما اقتصاددانان خوشحال اند كه فروششون زياد شده، فعلا بازار فروش اقتصاددانان داغه داغه دولت، بخش خصوصي، شهرداري ها، كارخانه ها همه و همه ميخوان بدونند چطوري و چقدرتحت تاثير سياست هدفمند سازي يارانه ها قرار مي گيرند. بازار اقتصاد از جمله اون بازار هاييه كه از اين طرح بي نصيب نميمونه مخصوصا اينكه همه، تقاضاي پيش بيني دارن و نتيجتا قبل از اينكه طرح اجرا بشه و آثار زيانبار طرح مثل تورم و كاهش قدرت خريد گريبان گيرشون بشه با افزايش درآمد روبرو ميشن و در واقع اگر نرخ زماني پول رو لحاظ كنيم درآمد اقتصاددانان بيش از اون مقداريه كه اسما به درامد ثابتشون اضافه ميشه. يكي نيست به اين اقتصاددانان بگه اخه چرا به فكر خودتون نيستيد؟ بجاي اينكه همش روي بازار بقيه تحليل مي كنيد يكم هم بازار فروش خودتون رو تحليل كنيد. من پيش نهادي دارم: بي شك روش معجزه آساي رگرسيون! به ما كمك ميكنه كه رابطه قوي و معنا داري بين درآمد اقتصاددانان و شاخص هاي توسعه اقتصادي پيدا كنيم با قدرت توضيح دهندگي و R2 بالا يعني درآمد اقتصاددانان ميتونه توسعه اقتصادي را به ارمغان بياره پس پروژه ي مفصلي انجام بديد و به دولت پيشنهاد بديد در برنامه پنجم توسعه درآمد اقتصاد دانان رو چند ده برابر كنه تا از اين ركود عميق خارج بشيم 😀 اين يك بهينه اجنماعي هم هست چونكه ازين به بعد اقتصاددانان با خيال راحت براي رفع مشكلات اقتصادي جامعه مخ ميتركونند! 😀

پس از مدتها ننوشتن+عقلانيت جديد در اقتصاد

اين سايت ويدئو كورس هاي قابل دانلود و جالبي از دانشگاه oregon  در رشته اقتصاد دارد و اينجا هم ويدئو هاي كلاس هاي دانشگاه بركلي است.

و اما وبلاگ من، وبلاگ براي من ابزاري است كه كمك مي كند بيشتر و دقيق تر فكر كنم، يك سفالگر را در نظر بگيريد او تا قبل از خشك شدن سفالش هر تغييري براي بهبود سفال مي تواند اعمال كند اما وقتي از كوره بيرون آمد براي اصلاح آن چاره اي جز شكستنش وجود ندارد وبلاگ نيز اينطور است تا ايده اي از ذهن به بايت هاي اينترنتي تبديل نشده فرصت برايي اصلاحش فراهم است به همين خاطر نوشتن ادم را تشويق به دقيق تر فكر كردن مي كند. اما متاسفانه مدت هاست اينجا تايپ نكرده ام و دليلش جز دوره هاي پر مشغله من نيست. مشغله هاي انسان نيز مانند اقتصاد دوره هاي ركود و رونق دارد تا كمي ذهن انسان آزاد ميشود مكانيزم هايي وجود دارد كه ذهن انسان را تنبل تر مي كند(عدم فعاليت ذهن يا برخورد نكردن با موضوع جديد در حين كار) اما بعد از عمق ركود انسان تني تكان مي دهد و كاري دست و پا ميكند اما دوباره مكانيزم هايي بر اين مشغله ها روز به روز مي افزايد تا جايي كه  از توانش خارج مي شود و شروع به نه گفتن به پيشنهادات مي كند و الي آخر مثلا يك ترم حل كلاس حل تمرين را مي پذيري ترم بعد هم درس ديگري را اداره ميكني يا پروژه اي را به نتيجه مطلوب ميرساني چند پروژه ديگر در صف انجام قرار ميگيرند، بايد مراقب باشي كه هميشه در توازن هستي. من از رونق خارج شده ام و مشغله هايم بحمدالله سير نزولي به خود گرفته است و بايد وقتي را براي مطالعات آزاد بگزارم .

اما در مورد اقتصاد: عقلانيت در اقتصاد معمولا به دو شكل تعبير و تعريف مي شود اولا رفتار حداكثر سازي مطلوبت يا سود، تعريف دوم كه عام تر است اينگونه گفته مي شود كه بين رفتار انسان براي يك هدف معين سازگاري وجود دارد مثلا اگر حداكثر سازي سود را بعنوان هدف تعيين مي كند هنگام افزايش هزينه ها كمتر توليد مي كند. اما اين انسان عقلايي كه شخصيت داستان ما در كتابهاي اقتصاد خرد است و توسط اقتصاددانان كلاسيك پرورانده شده توسط اقتصاددانان نهاد گرا مورد حمله قرار گرفته و فرض تناسب در رفتار يا رفتار عقلايي در مطالعات متعدد آزمايشگاهي نقض شده نمونه اش داستان بيماري آسيايي است كه در اين پست توضيحش را دادم. اما رويكرد سومي هم وجود دارد كه معتقد است انسان عقلايي  رفتار مي كند اما در عين حال به انسان اقتصادي (economic human يا homo econonicus ) اعتقاد ندارد.

در اين رويكرد قويا فرض بر رفتار عقلايي انسان مي شود اما در عين حال انسان اقتصادي كاملا خيالي و غير قابل اتكا است. تفاوت هايي كه ميان اين دو رويكرد وجود دارد بدين صورت است:

اولا: انسان اقتصادي در اين رويكرد لزوما خود پرست نيست و لزوما نسبت به پول وسواس ندارد. انسان ها با هرگونه از احساسات نرمال انساني براي انجام يا عدم انجام يك عمل انگيخته مي شوند كه انها لزوما خود خواهانه يا خود محور نيستند اما حساسيت آن ها به اين تغييرات عقلايي است

دوما:  ما براي نتيجه گرفتن از رفتار هاي عقلايي انسان ممكن است محاسبات و نتايج پيچيده اي انجام دهي و استخراج مي كنيم اما معمولا انسان بطور نا خوداگاه عقلايي رفتار مي كند. دقيقا شبيه زماني كه فردي توپ بسكت بال به سمت شما پرتاب مي كند و شما دستانتان را براي گرفتن آن بالا مي بريد. ما براي اينكه توپ را بگيريم معادلات رياضي پيچيده اي را محاسبه نمي كنيم كه مثلا كي و كجا توپ با زمين برخورد مي كند. اين براي يك تحليل هزينه و فايده يك رفتار عقلايي يكسان است.  اما انسان اقتصادي ممكن است در آن واحد بتواند محاسبات دقيق بازدهي يك سرمايه گذاري را انجام دهد و آن را با نرخ بهره بازار مقايسه كند و تصميم به سرمايه گذاري بگيرد يا نگيريد. آزمايش بر روي موشها اين نتيجه را به ما مي دهد. پس وقتي موشها به تغيير هزينه ها حساسيت نشان ميدهند(عقلايي رفتار مي كنند) پس انسان هم ميتواند. براي مثال در فرض انتظارات عقلايي فرض مي شود عاملان اقتصادي با استفاده از مدل هاي پيچيده اقتصاد كلان انتظاراتشان را تعديل مي كند. يا در مدل هاي جستو جوي شغل براي توضيح بيكاري فرض ميشود افرادي كه بدنبال شغل جديد مي گردند هزينه هاي مستقيم تغيير شغل مانند هزينه جابه جا شدن و از دست دادن حقوق بازنشستگي در دوران جستو جو و همچنين هزينه هاي مستقيم جست و جوي شغل مانند هزينه حمل و نقل و هزينه از دست دادن حقوق دوران جست و جو و هزينه فرضت مدت زمان جست و جو را در برابر درامد انتظاري افزايش يافته در شغل جديد را با هم مقايسه مي كنند و تصميم به رها كردن شغل فعلي و جست و جوي شغل جديد مي گيرند.

سوما: آنها مدعي نيستند انسان عقلايي معمول يك انسان با توانايي نا محدود است و مي تواند آينده را ببيند. ماده نقض آن اين است كه انسان تصميم ميگيرد و سپس تغيير نظر مي دهد. در اين رويكرد حتي به انسان اجازه داده مي شود غيرعقلايي رفتار كند حتي گاهي غير عقلايي رفتار كردن عقلايي است. مثلا در انتخابات جمع اوري اطلاعات هزينه بر است به همين خاطر افراد تعمدا يا به طور عقلايي خود را به غفلت يا رفتار غيرعقلايي ميزنند. يا داشتن يك اعتقاد غير واقعي در صورتي كه شما از آن لذت ميبريد يك رفتار عقلايي است با وجود اينكه شما داريد يك رفتار غير عقلايي انجام مي دهيد زيرا مي دانيد اين اعتقاد غلط يا كذب است. به اينگونه رفتارها عقلانيت غيرعقلايي مي گويند (irrational rational). در واقع انسان ها درست است كه عقلايي رفتار مي كنند اما اشتباه هم مي كنند. (مثال مطالعات اقتصاد رفتاري مانند بيماري اسيايي) اما جان ليست  در مطالعه اش با استفاده از آزمايش در دنياي واقعي به اين نتيجه ميرسد كه كساني كه در كارشان مهارت دارند اشتباه نميكنند.

اقتصاد دانش محور

اقتصاد دانش محور (knowledge-based economy)  به اقتصادی گفته می شود که تولیداتش مستقیما متکی بر دانش باشد نه بر نیروهای فیزیکی و ملموس در تعریف دانش هم گفته می شود انباره ای از اطلاعات و مهارت ها است که خود تولید دانش و مهارت می کند گفته می شود دانش همان چیزی است که نتیجه توسعه مبتنی بر صنایع تکنولوژی برتر است این نوع اقتصاد ویژگی هایی دارد یکی از ویژگی های آن عدم کمیابی منابع است اما این عدم کمیابی منابع گاهی اشتباه فهم می شود بطوری که گاهی برخی می گویند تعریف سنتی اقتصاد مبنی بر تخصیص منابع محدود به خواسته های نا محدود دیگر در عصر تکنولوژی معنایی ندارد زیرا امروزه ما با عدم محدودیت در نهاده ها در اقتصاد دانایی محور مواجهیم و حرف از تغییر پارادایم علم اقتصاد می زنند اما معنای عدم  کمیابی منابع نداشتن قید در تخصیص این منابع نیست منظور این است که این نهاده و عامل تولیدی بر عکس دیگر نهاده های فیزیکی که در فرایند تولید مستهلک میشود نه تنها مستهلک نمی شود بلکه انباشته تر می شود که ما از آن با عنوان سرریز دانش (spillover) یا اثرات خارجی (externalities) می توانیم نام ببریم که در بازار های تحقیق و توسعه(r&d market) بسیار شناخته شده است. اصلا چه بسا ما برای تولید علم و دانش نیاز به نهاده های فیزیکی داشته باشیم که خود به معنای محدودیت در تولید این نهاده هاست.

مدل جاذبه فيزيك در اقتصاد

مدل جاذبه (gravity model of trad) يك مدل كاملا موفق در علم اقتصاد و كاربردي در علوم اجتماعي بوده است (social sciences ) بوده است اين مدل كه از قانون گرانش جهاني نيوتن (newton’s law of universal gravitation ) ريشه گرفته است بطوري كه حتي نامش هم از ان وام گرفته  در تحقيقات تجربي موفق بوده اما در پايه هاي نظري كمي در ميدان منازعات قرار گرفته قانون گرانش جهاني نيوتن ميگويد هر جسمي كه جرم دارد يا به عبارتي فضا اشغال ميكند هرچه قدر هم كوچك و ذره باشد ديگر اجسام را به خود جذب ميكند. شدت اين جاذبه را با f نشان ميدهند كه در شكل زير ميبينيد

در اينجا g  يك نبروي جاذبه ثابت است يا يك عدد ثابت و m جرم هر يك از دو جسم است و  r فاصله ميان 2 جسم كه در فرمول به توان 2 ميرسد. اين مدل توسط جان تينبرگن (tinbergen 1962) برنده جايزه نوبل اقتصاد در علوم اجتماعي كاربردي شد. در مدل هاي اقتصادي گفته ميشود بين 2 كشور برخي متغير ها جاذبه تجاري ايجاد مي كند مثلا جمعيت توليد باعث جذب جريان تجاري ديگر كشور ها ميشود به همين خاطر بجاي m در مدل توليد ناخالص ملي جمعيت و … را قرار ميدهند در واقع اندازه اقتصاد در حكم جرم اجسام در فرمول قبلي است و با عمليات لوگاريتم گيري به يك رابطه خطي اقتصاد سنجي ميرسند و آنرا براورد ميكنند. همچنين ازين مدل براي جاذبه جريان مهاجرت بين كشور ها نيز استفاده ميشود.

بعد از گذشت ماه ها وبلاگنويسي بر خلاف انتظارم هنوز  نفهميده ام براي اقتصادي ها مينويسم يا غير اقتصادي ها يا هر دو يا اصلا كسي ميخواند اينجا را؟ اما انچه را كه تحثيقا ميدانم  اين است كه حداقل براي خودم مي نويسم

جايزه نوبل اقتصاد امسال براي كروگمن

پل كروگمن متخصص اقتصاد بين الملل امروز جايزه نوبل اقتصاد را برد تو وبلاگش با يك جمله ساده نوشته

A funny thing happened to me this morning …

اگه خواستيد بهش تبريك بگيد ميتونيد بريد اينجا و يه كامنت براش بزاريد.

خودخواهي اقتصاددانان؟

اول:

در مقاله اي كه از رابينستين (Ariel Rubinstein)خوندم نوشته بود:

A number of economists have already
argued that the study of economics influences students› views and, in particular,
makes them more selfish

البته ايشون فقط به نقل از برخي مطالعات ديگه اين ادعا را مطرح مي كند به نظر ميرسه بر اساس نظريه مكان يابي در نظريه بازي ايشون اكراه دارند كه مستقيما نظرشون را در مورد خودخواهي اقتصاددانان مطرح كنند چون حرف كوچيكي نيست و بايد جواب اين ادعا را به همه همكارانشون بدهند (در ضمن ايشون متخصص نظريه بازي هستند)

دوم: الحمد الله مقاله ام در كنفرانس تجارت الكترونيك و كشور هاي در حال توسعه پذيرفته شد 1 و 2 ابان اين كنفرانس در اصفهان برگزار ميشه يه دوروزي تو هتل عباسي خرابيم((: اگر كسي از دوستان  اونجا بود در خدمتش هستيم.

پراكنده هايي از محيط جديد تحصيلي

قبل از هر چيز اينكه، دوستاني كه مقالات معرفي شده براي مقدمه اقتصاد كلان دكتر واعظ را ميخواهند ميتوانند آنها را در اين پست و كتاب واريان و حل تمرينش را در اين پست دانلود كنند.

و اما پراكنده هاي خودم. ترم جديدم را در فضايي جديد شروع كرده ام با اساتيد و دوستاني جديد كه نظاره گر مشاهداتي بوده ام:

1- دانشكده اقتصاد دانشگاه اصفهان امسال شايد بيش از 100 درصد پذيرش دانشجويان ارشد را اضافه كرده است سر جمع شايد حدود 60 دانشجو گرفته، دانشكده درست مثل يك بنگاه عمل ميكند داده اي دارد و ستاده اي بيرون مي دهد و اين فرايند توليد با يك تكنولوژي كه در ضابطه و پارامتر هاي تابع خلاصه ميشود انجام ميشود سوال من اين است كه آفزايش يك نهاده كه دانشجو باشد به معناي افزايش توليد ميتواند باشد؟ با فرض بازده ثابت نسبت به مقياس كه فرض عقلايي است و فرض كنيد بنگاه از 2 نهاده دانشجوي ورودي جديد و استاد تمام استفاده ميكند(البته نهاده هاي ديگري هم مانند كلاس و كارمندان ميتوانند باشند)افزايش تمام نهاده ها به اندازه t بايد توليد را به همان اندازه زياد كند اما افزايش 100 درصدي دانشجويان ضرف يكسال هيچ وقت نميتواند همراه با 2 برابر شدن اساتيد كامل در يك دانشگاه باشد، زيرا نهاده استاد با محدوديت زماني و مكاني روبروست در اين حالت مطمئنا بازده كاهنده است نسبت به مقياس و حتما از كيفيت آموزشي كه مورد انتظار بود كاسته خواهد شد اما اين عمل (action) از يك دانشكده اقتصاد بعيد است اگر دانشكده ادبيات يا فني يا علوم پايه دست به اين تصميم مي زد خرده اي بر آنان نبود.

2- تا به حال 3 نفر از دوستان را ديده ام كه از رشته كامپوتر و فيزيك به اقتصاد آمده اند كه احتمالا بيشتر هم هستند چون هنوز من با همه اشنا نشده ام اين تعداد در نوع خودش زياد است حتما ديگر دانشكده هاي اقتصاد در سراسر كشور نيز همينگونه است كه به اين دوستان هم خوشامد ميگوييم((: اخه يكي نيست بگه تو اين وسط چيكاره اي

3- دانشگاه اصفهان وسعتي عريض دارد بطوري كه از در ورودي تا دورترين دانشكده اگر تنها پياده روي كني شايد 1 تا 1.5 ساعت طول بكشد(اگر با دوستت پياده روي كني بيشتر طول ميكشد اما احساس ميكني كمتر طول كشيده، چرا؟) بهر حال در اين ايستگاه ها از بس كه علاف شدم يه محاسبه سر پايي در يك مدل اقتصادي انجام دادم ديدم در هر روز كاري كه 12 ساعت باشد 1140 ساعت وقت دانشجويان به انتظار اتوبوس تلف مي شود با فرض اينكه هر 20 دقيقه يك اتوبوس بيايد كه خيلي خوشبينانه است چون نتايج خيلي نجومي بود دراين زمينه يك تحقيق سرپايي 3 صفحه اي نوشتم و يكسري پيشنهادات مبتني بر اقتصاد خرد هم دادم كه اصلي ترين آن استفاده از حمل و نقل خصوصي بدون سوبسيد بود يعني به تاكسي ها اجازه رفت و آمد بدهند تا كساني كه هزينه فرصت بالايي دارند وقتشان را بخرند اين سياست يك سياست بهينه است زيرا بر اساس بهينه پرتو مطلوبيت عده اي زياد مي شود و مطلوبيت عده ديگز اگر افزايش نيابد (زيرا اتوبوس ها خلوت تر ميشود) كاهش نميابد. اين مقاله هم را با عنوان»مدلي براي براورد هزينه انتظار اتوبوس و يك پيشنهاد مبتني بر اقتصاد خرد»  در اينجاميگزارم.

4- اين مقالات و كتاب هايي كه براي استفاده دانشجويان گذاشته ام تا حالا چيزي حدود 40شايدم بيشتر بار كليك خورده اند اما هنوز يك نظر هم در اين باره گذاشته نشده است، از دوستان تشكر مي كنم كه رعايت فضاي در اختيار گذاشته شده توسط ورد پرس را براي وبلاگ من ميكنند اما دوستان نگران نباشيد چون اين فضا مجاني است اگر هم تمام شد يك وبلاگ جديد درست مي كنم پس نگران نباشيد )):

مقالاتي كه دكتر واعظ معرفي كرد

مقالاتي كه دكتر واعظ معرفي كرد بشرح زير است كه مي توانيد با كليك راست بر روي آن و زدن گزينه save as  يا  save link as آنرا دانلود كنيد

تفسيري نوين از اقتصاد كلان

از دكتر احمد جعفري صميمي

مروري تاريخي بر روند نظريه اقتصاد كلان

از دكتر عباس شاكري

اين مدت وبلاگ شده كتابخانه دانشجويان اقتصاد كه مطمئنا در آينده اينگونه نخواهد بود و مباحث اقتصادي مثل گذشته نوشته خواهد شد در ضمن كتاب اقتصاد خرد پيشرفته هال واريان و حل تمريناتش را نيز ميتوانيد از اينجا و اينجا دانلود كنيد

منبع درس اقتصاد خرد پيشرفته (واريان)

همكلاسي هاي عزيز مي توانند كتاب اقتصاد خرد پيشرفته واريان را از لينك زير دانلود كنند(حجم 8 مگابايت)

براي دانلود روي لينك مربوطه راست كليك كنيد و گزينه save as يا save link as را بزنيد.

microeconomic_analysis_hal_varian_3rd_edn_1992

دوستان بين خودمان بماند و دكتر خوش اخلاق بويي نبرد حل تمرين كتاب واريان را هم مي توانيد از لينك زير دانلود كنيد اما من هم توصيه استاد را مي كنم كه بهتر است خودتان تمارين را حل كنيد چون ممكن است پاي تابلو ضايع شويم

answers-to-varian

دو پست قبلی هم مطلبی در باب سرمایه اجتماعی است که خالی از لطف نیست مخصوصا برای من که خیلی دوست دارم بازخورد  خوانندگان را بدانم

پا نوشت: دوستان نميدونم مشكل چيه كه نميشه حل تمرين را دانلود كرد احتمالا مشكل ورد پرس باشه شما ميتونيد بريد اينجا و در ششمين كامنت با عنوان solutions are here روي گزينه download  كليك كنيد و فايل مورد نظر را برداريد خود كتاب هم مشكلي براي دانلود ندارد شايد چون حجمش بالاست بخوبي دانلود نميشود.

حاج آقاي مسجد ما در نيم ساعت 10 ميليون تومان جمع كرد، او يك اقتصاددان بود

هجدهم ماه مبارك براي نماز ظهر رفتم مسجد كه شاهد اجراي يك سناريوي جمع آوري كمك براي مسجد بودم كه در اين سناريو با هوشياري امام جماعت مكانيزمي طراحي شده بود كه با همسويي منافع سه گروه امام جماعت، مامومين، و خيرين بتوانند كمك هاي مردمي را جذب مسجد كنند اين سناريو 2 ويژگي داشت اول همسويي منافع دوم نظام انگيزشي قوي
ابتدا حاج آقا در بين الصلاتين احاديث فراواني مبني بر ثواب كمك و احداث مسجد گفت و از اجر دنيوي و اخروي كمك به بناي مسجد و جهاد با مال در راه خدا
دوم ايشان از خيرين گذشته مسجد تشكر كرد و با ذكر نام ايشان براي خود و خانوادشان دعا كرد و از مردم خواست بلند آمين بگويند
سوم اين مراسم همزمان با اولين شب قدر بر گزار ميشد كه روزه داران و نمازگزاران خودشان را براي شب قدر آماده ميكردند
چهارم حاج آقا نگفت بعد از نماز كمك هايتان را تحويل من يا دفتر مسجد بدهيد بلكه گفت همين جا بين دو نماز خودتان را با ميزان مبلغ پرداختي معرفي كنيد و بعد در حق ايشان خير دنيا و اخرت را طلب ميكرد و  از مردم هم درخواست ميشد بلند آمين بگويند
پنجم نكته جالب اين بود كه حاج آقا بعد از اينكه از اهميت تعمير دستشويي هاي و بهداشت عمومي مسجد و جامعه مومنين سخن گفت يك قيمت تقريبي20 ميليون تومان را مطرح كرد و با اقتدار تمام گفت اين پول بايد همين الان جور شود يا 1 نفر تمام پول را تقبل كند يا 20 نفر 1 ميليوني پيدا شود يا 40 نفر 500 هزار توماني من مينشينم اينجا تا پول جور شود و تا پول جور نشود از نماز خبري نيست
در اين حالت ريش سفيدان و بزرگان مسجد كه در صفوف اول نشسته بودند احتمالا خيس عرق شده اند و درد ناچاري چند نفر 500 هزار توماني خودشان را معرفي كردند و با ذكر نامشان حاج آقا برايشان و خانوادشان دعا ميكرد و مردم با شور خاصي آمين ميگفتند اينجا بود كه مكانيزم به كار افتاد و همسويي منافع باعث تحريك دادن پول شد. در اينجا هركس پول بيشتري ميداد مشمول دعاي بيشتر و بهتري ميشد و آمين هاي بلند تري نصيبش ميشد در واقع دراين مكانيزم سه گروه بازيگر سناريو منفعت ميبردند هم امام جماعت كه به هدفش رسيده بود هم نمازگزاران كه انتظار استفاده از خدمات بهتري را در اينده ميكشيدند و به همين خاطر با كمك بيشتر آمين بلندتري ميگفتند و هم خيرين كه با دعاها و آمين هاي بلند تر مردم تحريك ميشدند پول بيشتري پرداخت كنند و بدين ترتيب با دادن پول بيشتر مطلوبيت سه گروه به حداكثر ميرسيد تا اينكه در سطح 10 ميليون تومان به تعادل رسيدند
سال اول دانشگاه به ما ميگفتند جامعه آزمايشگاه اقتصاددانان است حقيقتا همينطور است من در اينچنين اتفاقاتي است كه خوانده هاي داخل كتاب هايم را ياد ميگيرم در اينجا بود كه به قدرت همسويي منافع پي بردم و به ياد آدام اسميت افتادم، هنر ادام اسميت به عنوان پدر علم اقتصاد همين بود او با ارائه چهارچوب اقتصاد آزاد و آزادي اقتصادي منافع جمع و فرد را در يك جهت همسو كرد و مكانيزمي را از داخل آن بيرون كشيد كه منابع در آن بهينه تخصيص مي يابد، حاج اقاي مسجد ما يك اقتصاددان بود همانگونه كه آدام اسميت بود.

اگر به مباحث سرمايه اجتماعي علاقه داريد پست قبلي را بخوانيد و نظر دهيد

چگونگي انباشت سرمايه اجتماعي؟ دولت به جاي توليد كالاهاي فرهنگي بدنبال ابداع قراردادهاي مناسب باشد

يكي از توجيهان اقتصادي براي هزينه هاي فرهنگي و مذهبي دولت ها اثرات خارجي ناشي از افزايش سرمايه هاي اجتماعي در جامعه است اگر از تعاريف پيچيده و بسيط صرف نظر كنيم بطور ساده منظور از سرمايه اجتماعي پيوند عميق ميان تك تك افراد با هم و با سازمان ها و نهادهاي يك جامعه است كه با صفاتي چون اعتماد به يكديگر و به سازمانها و نهاد ها نمود مي يابد سرمايه اجتماعي به شدت موجب تسهيل و كاهش هزينه هاي مبادلات تجاري و اقتصادي مي شود و ديگر سرمايه هاي فيزيكي را بدنبال خود مي اورد. من خيلي با ادبيات موضوع سرمايه اجتماعي آشنا نيستم اما 2 مثال برايم پيش آمد كه باعث ايجاد يك ايده در ذهن من شد.

1- يكي از دوستانمان كه داشت از وضع فرهنگي و ارزشي سال هاي اخير انتقاد ميكرد در ضمن حرف هايش خاطره اي گفت: گفت روزگاري در اين شهر پدر بزرگ من قصد داشت از بقالي سركوچه خريد مثلا يك ماهه اش را بكند و نيمي از هزينه را نقد ونيم ديگر را مي خواست پس دريافت دستمزدش بطور نسيه بپردازد، به پيش فروشنده رفت و قسم حضرت عباس خورد كه نصف ديگر پولش را يك ماه ديگر مي آورد حالا به قول اين دوستمان فروشنده اينقدر غيرت داشت كه تا نام حضرت عباس را شنيد گفت اصلا نمي خواهد پول بدهي تمام پول را ماه آينده بياور، و خلاصه اين دوستمان شاكي بود كه چرا ديگر كسي به اين نام هاي مقدس ارزش نمي نهد و البته تمام حرف ايشان اين بود كه اين رفتار به اعتقادات مردم لطمه ميزند و نبايد اينطور باشد اما اين واكنش از نظر يك اقتصاد خوانده كاملا دليل دارد كه در ادامه شرحش مي آيد.

2- مي خواستيم براي يكي از اقوام يك سيستم برداريم به سراغ يكي از فروشندگان كامپوتر در نظر اصفهان رفتيم و ليست خود را به همراه 500 هزار تومان نقد بعنوان پيش پرداخت به ايشان داديم. قرار شد يك هفته ديگر سيستم تحويل داده شود فروشنده هم قصد مهاجرت به امريكا طي 20 روز آينده را داشت ما اعتماد كرديم و بدون هيچ رسيدي پول را نقد پرداخت كرديم و بعد از يك بد قولي 2 هفته گذشت و سيستم را تحويل گرفتيم و بقيه پول را ،300 هزار تومان، با يك چك 20 روزه پرداخت كرديم كه پس از تاريخ مهاجرت ايشان بود اما ايشان هم به ما اعتماد كرد و پذيرفت و خلاصه مبادله ما به سهولت و سرعت بدون هزينه هاي جانبي مثل هزينه ايجاد اعتبار و تضمين براي فروشنده و كسب اعتبار از فوشنده انجام شد.

در مثال اولي ما شاهد عدم انباشت سرمايه اجتماعي در بلند مدت بوديم يعني زماني نام هاي مقدس براي فروشنده ها اعتبار داشته اما در بلند مدت بدليل سو استفاده هاي افراد سود جو اعتبار اين اسامي در مبادلات تجاري از بين رفته و باعث ناليدن معتقدان به اين ارزش ها شده زيرا تصور ميكنند اين رفتار خود از تقدس اين اسامي مي كاهد.

در مثال دوم سرمايه اجتماعي در حال انباشت است زيرا هرچه تعداد معاملات من با فروشگاه فرد مذكور و يا صنعت مورد نظر افزايش يابد اعتماد من و اعتبار فروشندگان افزايش مي يابد.

اما چه فرقي ميان اين دو معامله وجود دارد كه يكي موجب انباشت سرمايه اجتماعي مي شود و ديگري سرمايه موجود را تخريب مي كند؟

يك تفاوت ظريف و اساسي وجود دارد. در مثال اول اگر دقت كنيد توزيع ريسك يك طرفه است اما در مثال دوم ريسك بطور متعادل توزيع شده. يعني اينكه فروشنده مثال اول در يك دوره زماني تمام ريسك را تحمل كرد و هيچ گونه ريسكي متوجه خريدار نبود اما در مثال دوم در يك دوره ريسك بر ما نشانه رفته بود و در يك دوره بر دوش فروشنده،  وقتي ما پول را نقد پرداختيم تا زماني كه سيستم را تحويل بگيريم ريسك متوجه ما بود اما از زمان تحويل سيستم تا زمان پول شدن چك ريسك متوجه فروشنده بود در واقع ما شاهد تعادل در توزيع ريسك بوديم، يعني در قراردادهايي كه توزيع ريسك متعادل است شاهد انباشت سرمايه اجتماعي هستيم. اگر بتوان اين مساله را در چهارچوب يك مدل طراحي و آزمون كرد شايد موجب توسعه ادبيات موضوع سرمايه اجتماعي شود، شايد هم قبلا شده و ما بي خبريم. بهر حال اگر صحيح باشد نتيجه اي كه مي توان از آن گرفت اين است كه دولت بهتر است بجاي توليد كالا هاي فرهنگي و سرمايه گذاري هاي فرهنگي و ارزشي بدنبال ابداع قرارداد هايي باشد كه موجب تعديل ريسك ميان طرفين قرارداد شود و سرمايه اجتماعي را از اين طريق افزايش دهد و موجبات رشد و توسعه كشور را به همراه آورد زيرا كه دولت در توليد كالا و خدمات داراي كارايي بسيار پايين است چه اين كالا فرهنگي باشد چه اقتصادي، اينجا را ببينيد (البته خيلي ربط ندارد اما جالب است) يك سازمان بزرگ دولتي در يك آيه از قرآن چندين اشتباه دارد اين خود نشان از عدم كارايي دولت در توليد اين نوع كالاهاست.

اقتصاددانان در مورد اعتقاد شما به بشقاب پرنده چه مي گويند

يكي از موضوعات و شاخه هاي علم اقتصاد كه اخيرا در مطالعات برخي از اقتصاددانان پي گيري ميشود اقتصاد عجايب (freakeconomics) ناميده مي شود موضوعات مورد مطالعه در اين شاخص هر چيزي مي تواند باشد منتهي نحوه مطالعه پديده مورد نظر بر اساس روش ها و ابزار هاي اقتصادي مي باشد يكي از اين موضوعات كه توسط يكي از دانشجويان اقتصاد در وبلاگ تخصصي اين رشته آمده است رابطه بين مشاهده تعداد اشيا پرنده ناشناخته u.f.o يا همان بشقاب پرنده با تعداد پاگنده (bigfoot) در ايالات مختلف امريكاست  در شكل زير رابطه اين دو متغير بين سال هاي  1997 تا سال 2007 است. هر نقطه نشان دهنده يك ايالت است همانگونه كه بصورت شهودي مشخص است يك را بطه معنادار مثبت بين مشاهده اين دو شيء وجود دارد، ايالت هاي مشاهده كننده بشقاب پرنده بيشتر همينطور تعداد پا گنده هاي بيشتري را مشاهده كرده اند و در ايالت هايي كه بشقاب پرنده كمتر ديده شده پاگنده كمتري هم ديده شده بطوري كه از 10 ايالت اول در مشاهده هر يك از اين موجودات 6 ايالت مشترك وجود دارد (Washington, Oregon, New Mexico, Alaska, Wyoming, and Colorado). اما آيا شما به بشقاب پرنده و موجود ناشناخته پا گنده اعتقاد داريد؟ اين مشاهدات چه اثري بر اعتقاد شما مي گزارد؟

negaheazad.wordpress.com

negaheazad.wordpress.com

negaheazad.wordpress.com

negaheazad.wordpress.com

اولا اگر شما معتقد باشيد گه پاگنده ها غير واقعي هستند (همانگونه كه تعدادي از اين موجودات ناشناخته لاستيكي در برخي ايالت ها از جمله جورجيا ديده شده اند) شايد نتيجه گيري كنيد كه بشقاب پرنده هم جعلي است زيرا در ايالتهايي كه تمايل بيشتري به ديده شدن پاگنده جعلي وجود دارد بشقاب پرنده بيشتري ديده شده

دوما ممكن است ايالت هاي با بيشترين مشاهده اشيا عجيب و غريب ايالت هاي مرموز تر شناخته شوند چون در اين ايالتها ما بيشترين مشاهدات غير طبيعي داشته ايم پس امكان ترديد بيشتر را براي اين مكان ها بالا مي برد و از اعتقاد شما مي كاهد.

سوما اگر اين موجودات واقعي باشند اين نمودار هرگز به ما توضيح نميدهد كه چرا در ايالتهايي كه پشقاب پرنده تمايل بيشتري به ابراز وجود دارد پا گنده هاي بيشتري هم ديده مي شوند و بالعكس در واقع اين رابطه همبستگي بين اين دو لزوما رابطه عليت را توضيح نميدهد.

چهارم برخي از اين ايالتهايي كه بيشترين مشاهده را داشته اند از اشتراكات برون مدلي برخوردار بوده اند براي مثال ايالتهاي (Washington, Oregon, Alaska, and Colorado)  در ميان ايالتهاي كمتر مذهبي امريكا هستند كه بعيد نيست كه بر اين مشاهدات بي اثر نباشد

نهايتا در عمده ايالتهاي مشاهده كننده  اين موجودات صنعت توريست يك مساله مهم است و اين ايالت ها ميزبان توريست هاي كنجكاو و از همه جا بي خبرند كه كيف پولشان را نه براي پيتزا بلكه براي احتمال ديدن چيز هاي عجيب و غريب حاضرند خالي كنند

negaheazad.wordpress.com

negaheazad.wordpress.com

پا نوشت: اين مطلب از وبلاگ اقتصاد عجايب برداشت شده است.

يك مدل هندسي براي اثرات خارجي در شبكه

اين چند روز مشغول خواندن مقالاتي در مورد اثرات خارجي شبكه بودم و لذتي وافر بردم، علم اقتصاد در حال گسترش سريع در تمام حوزه ها حتي حوزه هاي غير اقتصادي است يكي ازين حوزه ها كه جذابيت زيادي دارد اثرات خارجي شبكه است كه ادبياتش به دهه هاي اخير بر مي گردد.

در شكل زير كه يك مدل براي نشان دادن شبكه است (مانند شبكه تلفن ايميل و يا هر شبكه ديگر) S مركز شبكه است و هر يك از a,b,c…  هر يك مصرف كننده هاي شبكه هستند. حال ما كالاها (خدمات) را در اين شبكه با نماد ASB, ASCو… نشان مي دهيم و به هر يك از AS, BS, CSو … يك جرء(component) مي گوييم حال با اضافه شدن يك عضو به شبكه مثلا HSبه اندازه 2n كالاي جديد به شبكه افزوده مي شود (در اينجا n تعداد كاربران سيستم است) در اين حالت گفته ميشود بنگاه از صرفه هاي تنوع(economy of scope) نه صرفه هاي مقياس (economy of scale) استفاده ميكند البته شايد ترجمه بهتر و پر كاربردتري وجود داشته باشد كه من ندانم.

صرفه هاي تنوع به بهره گيري بنگاه از توليد كالا هاي متنوع گويند كه موجب توزيع كارايي بيشتر و ثبات در درامد بنگاه مي شود يك مثال از صرفه هاي تنوع توليد كننده هاي كولر و بخاري هستند كه با ايجاد تنوع در توليد درامد فصلي خود را ثبات بيشتري بخشيدند

صرفه هاي مقياس به سرشكن شدن هزينه توليد كالا در مقياس هاي بزرگ توليد گفته مي شود. هرچه بنگاه از تشكيلات بزرگتري استفاده كند هزينه متوسط بنگاه كاهش مي يابد(همانگونه كه در شكل دوم با افزايش توليد q هزينه متوسط كاهش يافته)

صرفه هاي مقياس از طرف عرضه ايجاد مي شود و صرفه هاي تنوع از طرف تقاضا ، صرفه هاي مقياس براي توليد يك نوع كالا مطرح است اما صرفه هاي تنوع با توليد كالاهاي متنوع ايجاد مي شود

اينجا را هم ببينيد چگونه حامد قدوسي به خاطر جذابيت تحقيق اقتصاديش دست از پا نمي شناسد

كنفرانس تجارت الكترونيك در اصفهان

اول: آبان ماه كنفرانسي بين المللي با موضوع تجارت الكترونيك در اصفهان برگزار ميشه، مهلت ارسال چكيده مقالات تا 1ول سپتامبر مي باشد كه البته شايد تمديد شود و 10 سپتامبر هم اطلاع از پذيرش مقاله در كنفرانس داده خواهد شد و روز همايش در 22 و 23 اكتبر است كه در آبان ماه مي افتد. در جريان بعضي از كاراش هستم كنفرانس بزرگي است و اساتيد مطرحي از تمام دنيا براي ارائه و سخنراني پيش از كنفرانس به اصفهان مي آيند براي ثبت نام و اطلاعات بيشتر براي ارسال مقالات اينجا را ببينيد

دوم: دوستاني كه از خوراك rss استفاده مي كنند ازين به بعد از خوراك فيدبرنر من استفاده كنند.

آزادي راه حل اقتصاددانان توسعه

مطالعات اخير در زمينه اقتصاد توسعه خط بطلاني بر تمام نظريات قبلي كشيده اين مطالعات كه توسعه اقتصادي را ناشي از تلاش مردم يك كشور براي توسعه مي داند تلاشي كه كارافرينان و كارفرمايان اقتصادي براي كسب سود انجام مي دهند را در توسعه اقتصادي بيش از هر چيز ديگر موثر ميداند البته اين نتايج خيلي هم تازه نيست در تاريخ توسعه انديشه هاي اقتصادي نيز برخي از نظريه پردازان توسعه از جمله شومپيتر ريشه توسعه نيافتگي را در دلايل فرهنگي و حتي اقليمي و جغرافيايي (از آن جهت كه بر رفتار فردي و اجتماعي افراد اثر مي گذارد) مي دانستند.  حال اين مطالعات كه توسعه اقتصادي را برايند نوآوري كارافرينان مي داند چه پيشنهادي براي كشور هاي درحال توسعه دارد؟

چرا در كشوري خلاقيت و نوآوري در سطح مطلوب صورت مي گيرد اما كشور ديگر فقط مصرف كننده نوآوريست؟

آيا كارافرينان در ملت هاي دنيا بطور غير متناسب توزيع شده اند يا داراي توزيع نرمال هستند؟

واقعيت اين است همانطور كه افراد از نظر هوش بطور نرمال در ملت ها توزيع شده اند كارافرينان هم داراي توزيع نرمال هستد و درصدي از سطح زير منحني جمعيت هر كشوري را كارافرينان تشكيل مي دهند اما چگونه مي شود كه نسبت اختراعات در كشور هاي جهان مطلقا غير متناسب است؟

مطالعات اخير به جاي اينكه تفاوت در سطح توسعه را در اختلافات فرهنگ اقتصادي و يا اقليم گرم يا سرد يك كشور بدانند آن را در ميزان آزادي افراد براي خلاقيت و نوآوري براي كسب سود مي دانند بله امروزه ازادي اقتصادي لازمه توسعه اقتصادي است اما به نظر مي رسد دولت ها بدليل كاهش قدرتشان بدليل آزادي سياسي منتج شده از آزادي اقتصادي مي ترسند و حركت به سمت آزادي اقتصادي به كندي صورت مي گيرد

مطالب مرتبط:

از ويليام ايسترلي و ترجمه اش از صادق الحسيني كه پيداش نكردم

اينجا هم چنين خبري مرتبط است

مهندسي كه غير مهندسي خوانده

اول- فكر نمي كردم هزينه خدمات دندانپزشكي اينقدر زياد باشه ما كه توي دانشگاه با قيمت هاي دولتي ميرفتيم دندانپزشكي اما حالا كه آزاد ميروم مي بينم يه خانواده دستمزد بگير بسختي ميتونند درمان دندانشان را انجام بدهند ترميم دندان 30 هزار تومان عصب كشي هم 70 هزار تومان حالا اين دكتر عزيز ما كلي لطف داره  و 20% تخفيف دانشجويي به ما داده اما بقيه چي؟ و ديگه اينكه خيلي كار سختيه من كه نميتونم اصلا يه دندانپزشك بشوم و اگر در انتخاب رشته آزادم بگزارند خواندن اقتصاد را ترجيح ميدهم البته خوب درامدشونم بالاست و تو ايران اين به آن در مي شه اما در خارج نمي دونم وضعيت به چه صورته چون درامد اقتصاددان ها به گفته مجله فوربس ظاهرا بالاتره (به يه پست كاتالاكسي رجوع شود)
دوم-مهندس جماليان داراي ليسانس مديريت و فوق ليسانس اقتصاد!!! واقعا تعجب آوره! اين جمله مجري صدا و سيما است كه در برنامه خانواده شبكه 1 پخش شد

1- يا اينكه به نظر اين مجري يك اقتصاددان مهندس اقتصاد جامعه است پس چرا به بقيه اقتصاددان ها مهندس نميگن

2-يا اينكه ميخواستند وجهه برنامه و ميهمان برنامه را بالا ببرند به همين خاطر يك تحصيلكرده اقتصاد را مهندس خطاب كردند كه مفهوم مخالف اين حرف اينه كه اقتصاد وجهه علمي نداره!!

كدام سناريو عادلانه تر است؟

فرض كنيد دولت براي اجراي يك سياست اقتصادي جهت تحقق عدالت اجتماعي بيشتر دو سناريو پيش رو دارد با توجه به مفروضات بفرماييد كدام سناريو به عدالت نزديكتر است و چرا؟

مفروضات:

1-جامعه از دو قشر تشكيل شده يك قشر زير خط فقر هستند و گروه ديگر  قشر مرفه جامعه هستند در واقع شما يك جامعه دو قطبي صفر و يك را تصور كنيد.

2- سياست مورد نظر يك سياست جمع مثبت است نه يك سياست جمع صفر (zero-sum)  يعني هر دو گروه با هم از سياست بهره مند يا زيان مي بينند.

سناريوي اول- دولت با اجراي يك سياست  انبساطي باعث انتقال قشر فقير به بالاي خط فقر مي شود  اما قشر غني هم از اين سياست بهره مند مي شود و نتيجتا شكاف طبقاتي ميان اين دو گروه شدت مي گيرد

سناريوي دوم- دولت با اجراي سياست انقباضي تفاوت درامد غني و فقير كم مي كند اما اينبار فقيران از خط فقر فاصله بيشتري مي گيرند و عملا زندگي براي فقيران سخت تر مي شود 

توهین به فهم و شعور اقتصاددان

اگر کلیدواژه «نرخ بهره» را در گوگل سرچ کنید با انبوهی از مقاله ها و مطالب و وب نوشته های اقتصادی برخورد می کنید که توسط اقتصاددانان در مخالفت از کاهش نرخ بهره نوشته شده در آن میان اخباری را نیز ملاحظه خواهید کرد مبنی برکاهش شجاعانه نرخ بهره توسط دستور رئیس جمهور برای گسترش عدالت در جامعه، این رفتار چه معنایی میتواند داشته باشد؟

من از این حرکت چیزی جز توهین به فهم و شعور اقتصاددانان ملاحظه نمیکنم و نمیدانم اقتصاددانان چگونه کلام خود را باید تفهیم کنند اگر باز هم مقاله پشت مقاله نوشته شود که نرخ بهره را کاهش ندهید!! به اقتصاددانان احساس حقارت بیشتر دست میدهد اگر سکوت کنند پس وظیفه و مسئولیتشان در برابر جامعه چه میشود؟

تاثير بي اعتباري سياستهاي دولت

بارها شنيده بودم كه اگر دولت اعتبارش را نزد مردم از دست دهد سياستهايش اب را از اب تكان نميدهد اما برايم روشن نبود كه چرا؟ تا اينكه سر كلاس سياستهاي پولي مالي استاد با يك ترفند جالب و آموزنده به شيوه آموزش پيشينيان اين مطلب را تفهيم كرد. جلسه پيش دكتر درگاهي از اينكه بچه ها دروس جلسات پيش را مطالعه نكرده بودند ناراحت بود و گفت جلسه آينده امتحان است و بچه ها كلي اعتراض كردند اما همه ميدانستند كه استاد پاي حرف خود محكم ايستاده خلاصه اكثر بچه ها آماده امتحان بودند اما اين جلسه دكتر از امتحان گرفتن منصرف شد اما اتفاقي كه افتاده بود اين بود كه بچه ها دروس جلسات پيش را مطالعه كردند بعد دكتر شرو كرد به توضيح دادن كه دولت هم همين گونه است اگر نزد مردم اعتبار داشته باشد سياستش مؤثر است در غير اينصورت هيچ اثري بر بخش واقعي اقتصاد نخواهد داشت. اما نكته جالب، هوشمندي دكتر درگاهي بود كه چگونه از اعتبارش به گونه اي بهره برد كه به نفع تمام افراد تمام شود اين هوشمندي را بايد يك سياستگذار اقتصادي داشته باشد اما نكته ديگري كه به ذهنم ميرسد اينست كه به ازاي هر بار استفاده از اعتبار ميزان اعتبار كاهش ميابد يعني معلوم نيست كه دوباره دكتر درگاهي به همان نسبت قبلي موفق بشود دانشجويان را وادار به درس خواندن بكند بلكه تعداد افرادي كه تحت تاثير اين سياستقرار ميگيرند نسبت به بار اول كاهش ميابد اعتبار دولت هم همينطور است مانند يك انباره ايست كه به ازاي هر بار استفاده از آن كاهش مييابد و سياستگذار بايد به دنبال نقطه بهينه باشد