آيا تورم طرف عرضه داريم؟

مدت ها بود ميخواستم در مورد تورم طرف عرضه بنويسم. يكي از نظريه هاي تورم ميگه علت تورم فشار عرضه است، يعني قيمت نهاده هاي توليد افزايش مي يابد و منحني عرضه با بالا منتقل مي شود و تورم ركودي رخ مي دهد. يك نمونه تاريخي هم تورم دهه 70 ميلادي به خاطر شوك نفتي است. در مورد طرح هدفمند سازي يارانه ها هم برخي اعتقاد دارند افزايش قيمت حامل هاي انرژي به عنوان يك نهاده توليد موجب تورم طرف عرضه ميشود. اما نگاه ديگري هم وجود داره كه ميگه تورم فقط و فقط پديده پولي دارد.

يك دنياي ريكاردويي بدون پول را در نظر بگيريد، براي مثال 100 واحد گندم و 50 واحد برنج داريم. قيمت يك واحد برنج مي شود2 واحد ‹گندم و قيمت يك واحد گندم مي شود 1/2 برنج. حال اگر مثلا عرضه گندم به 75 واحد كاهش يابد قيمت برنج كاهش مي يابد و قيمت گندم افزايش مي يابد، پس قيمت هاي نسبي تغيير كرده اما تورم نداريم.

حالا فرض كنيد پول وجود دارد. ابتدا بلند مدت را لحث ميكنيم بعد ميان مدت. در بلند مدت همه کالاها با کشش هستند پس کاهش عرضه منابع باعث می شود کالاهای دیگر جانشین انرژی شوند و نهايتا تقاضا و قیمت منابع کاهش یابد. پس در بلند مدت تورم رخ نخواهد داد چون تقاضا و قیمت انرژی در بلند مدت کاهش می یابد. شواهد هم همين را نشان ميدهد، يكبار ديگر هم همينجا گفتم كه مشاهدات 100 ساله قيمت هاي انرژي يك كاهش قيمت معنادار را نشان مي دهد.

اما شوک های انرژی و افزایش قیمت های ان در کوتاه مدت و میان مدت تورم ایجاد می کند.  اما می توان گفت که این تورم به خاطر مصرف و وابستگی بیش از حد به انرژی است چون اگر بيش از اندازه انرژي مصرف نكنيم و وابستگي به منابع نداشته باشيم تورم نخواهيم داشت و فقط قيمت هاي نسبي تغيير مي كند چون كشش تقاضا عمل كرده و مصرف كالاي گران كاهش مي يابد. اما علت اين وابستگي و كشش نا پذيري چيست؟ نرخ بهره، نرخ ترجيح زماني مثبت است كه باعث مي شود بي صبري براي مصرف و استخراج منابع وجود داشته باشد، پس در میان مدت هم تورم پديده پولی است.

تخصيص بچه به مادر واقعي

در دو پست قبلي در مورد راهكار كوز براي مساله سالمون گفتم، داستان از اين قرار بود كه دو زن بر سر بچه اي منازعه ميكنند و براي داوري به پيش پادشاه ميرن، پادشاه ميگه بچه را با شممشير دو نيم كنيد و به هر زن نصف بچه را بدهيد. هر زني از ادعاي خود عقب كشيد مادر واقعي است. گفتيم اگر بازيگران رشنال باشند ممكن است نقش بازي كنند و نتوان مادر واقعي را تشخيص داد. بعد راهكار كوز را بيان كرديم كه بچه را تصادفي به يكي از مدعيان دهيم، اگر به مادر واقعي داديم كه هيچ اگر به مادر قلابي داديم بدليل اينكه تمايل به پرداخت مادر واقعي بيشتر است نتيجه نهايي پس از مبادله ميان اين دو زن، تخصيص بچه به مادر واقعي است اما اين راه حل دور از انصاف بود. يك راه حل ممكن ديگر ويكري آكشن (Vickrey auction) است. چون هر زن ارزش واقعي بجه براي خود را مي داند، مي توانيم مزايده اي برگزار كنيم كه هر زن قيمتي كه مايل است براي بچه پرداخت كند را در كاغذي نوشته و تحويل پادشاه دهد و هر زني كه قيمت بالاتري پيشنهاد داد، بچه با قيمت دومين پيشنهاد دهنده به او داده مي شود. اثبات مي شود كه در اين آكشن هر بازيگر ارزش واقعي خود را اظهار مي كند. اما مشكل همچنان پا برجاست و مادر واقعي براي بچه اش بايد پول پرداخت كند و اگر پادشاه پول را نگيرد ممكن است مادر تقلبي قيمت خود را بيش از اندازه اظهار كند و نتيجه نهايي بهينه نباشد. يك راه حل ديگر كه مي تواند اين مشكل را رفع كند برگزاري يك بازي مشاركت (participation game) قبل از برگزاري ويكري آكشن است. به اين صورت كه پادشاه دو طرف را نسبت به اكشن ويكري اشنا مي كند و اعلام مي كند كه براي شركت در اين آكشن بايد قيمتي را پرداخت كنيد، اين قيمت بايد بين ارزش بچه براي مادر واقعي و مادر غير واقعي باشد. در اين حالت از زن ها سوال مي شود كه ايا مايل به شركت در آكشن هستند اگر يك زن جواب «بله» داد و ديگري «خير»، بچه به زني داده ميشود كه جوابش مثبت بوده. اگر هر دو زن جواب مثبت دادند آكشن برگزار مي شود و زني كه قيمت بالاتر پيشنهاد داده با دومين قيمت بچه را مي خرد و اگر هيچ كدام تمايل به شركت در بازي نداشتند راه حل اول اجرا مي شود.

سالنامه آماري وبلاگ من توسط وردپرس

The stats helper monkeys at WordPress.com mulled over how this blog did in 2010, and here’s a high level summary of its overall blog health:

Healthy blog!

The Blog-Health-o-Meter™ reads Wow.

Crunchy numbers

Featured image

The average container ship can carry about 4,500 containers. This blog was viewed about 16,000 times in 2010. If each view were a shipping container, your blog would have filled about 4 fully loaded ships.

In 2010, there were 19 new posts, growing the total archive of this blog to 99 posts. There were 13 pictures uploaded, taking up a total of 9mb. That’s about a picture per month.

The busiest day of the year was April 13th with 111 views. The most popular post that day was رابطه نرخ تورم و نرخ بهره را در ايران ياد بگيريد.

Where did they come from?

The top referring sites in 2010 were google.com, farhady.com, alhosseini.org, isfecon.blogfa.com, and search.conduit.com.

Some visitors came searching, mostly for دنیای اقتصاد, روزنامه دنیای اقتصاد, محسن رنانی, دنياي اقتصاد, and نگاه آزاد.

Attractions in 2010

These are the posts and pages that got the most views in 2010.

1

رابطه نرخ تورم و نرخ بهره را در ايران ياد بگيريد May 2008
7 comments

2

منبع درس اقتصاد خرد پيشرفته (واريان) September 2008
10 comments

3

دكتر محسن رناني و توصيف او از اقتصاد May 2008
1 comment

4

آينده جمعيت جهان!!! February 2009
7 comments

5

در باره من April 2008
38 comments

راه حل اقتصادي براي داستان قضاوت سالمون

يادمه تو بچگي يكي از قسمت هاي كارتون ايكيوسان در مورد دو زن بود كه سر بچه اي نزاع داشتن و ايكيوسان يك قاعده بازي پيشنهاد ميكنه كه هر زن يك طرف بچه را بگيره و بكشه، هركس قدرت بيشتري داشت بچه مال اون ميشه. با كنار كشيدن مادر واقعي از اين بازي مادر اصلي از مادر قلابي معلوم ميشه. داستان مشابهي هم در مورد پادشاه سالمون وجود داره كه پيشنهاد ميكنه بچه را با شمشير دو نيم كنند تا به هر زن نصف بچه برسد، هر زني كه از ادعاي خود عقب كشيد مادر واقعيه. اما اين راه حل اگرچه هوشمندانه است اما مشكلش اينه كه ممكنه مادر قلابي نقش بازي كنه. براي يك انسان رشنال خيلي سخت نيست كه چنين كلكي را حدس بزنه و يك كلك ديگه رو كنه، يا حداقل ميشه گفت اين پيشنهاد فقط يك بار كار ميكنه و براي مشاجره هاي بعدي داستان براي هر دو طرف رو شده.
چند تا پيشنهاد ديگه توسط برخي اقتصاددونا مطرح شده كه در جاي خودش هم جالبه هم آموزشي.
قضيه كوز در اقتصاد ميگه اگر اثرات خارجي وجود داشته باشه و بازاري با هزينه انتقال صفر براي اون شكل بگيره، مبادلات منجر به تخصيص بهينه مي شود. اين تئوري نخست براي فركانس هاي راديويي در ايالات متحده مطرح شد. دعوا سر اين بود كه ايستگاه هاي راديويي از فركانس هاي مشابهي براي انتشار برنامه استفاده ميكردند و بين فركانس هاي مختلف تداخل بوجود ميومد. سوال اين بود كه چطوري اين فركانس هارو بين اين ايستگاه ها تخصيص كنن. قضيه كوز اطمينان ميده كه اگر براي فركانس هاي راديويي بازاري شكل بگيره كه هزينه انتقال نداشته باشه، و اين فركانس ها به هر نحوي(حتي دلبخواهي يا تصادفي) به تملك ايستگاه هاي راديويي در بياد نتيجه نهايي تخصيص بهينه مي باشد.
در مورد داستان ما هم رويكرد كوز ميگه اين بچه را بصورت رندم به يكي از زن ها بده از اونجايي كه مادر واقعي تمايل به پرداخت بيشتري نسبت به مادر قلابي داره، در صورت امكان مبادله بچه، مادر واقعي به عزيزش ميرسه.
اشكالي كه اين روش داره اينه كه دور از انصافه كه مادر واقعي براي رسيدن به بچش بايد هزينه پرداخت كنه
پيشنهاداي ديگه اي هم هست كه اين مشكل را حل ميكنه اما ميزارم براي پستاي بعدي تا شما هم بهش فكر كنيد و مغلوب جواب مساله نشيد.

داستان يارانه ها

بد نيست در مورد يارانه ها هم حرفي زده شود. دولت از 12 شب روز شنبه قيمت ازاد بنزين را 75 درصد، گاز طبيعي را 7.5 برابر و گازوئيل را 21 برابر افزايش داد. افزايش قيمت ها يكباره بوده، شايد دولت تعمدا اجراي قانون را به تعويق انداخته تا بتواند 20هزار ميليارد تومان را طوري تامين كند كه مجبور به ايجاد شوك باشد. يك نكته اي كه در اين افزايش قيمت ها بوده اينه كه قيمت هاي نسبي را هم به هم ريخته يعني قيمت نسبي بنزين به گاز و بنزين به گازوئيل كم شده. اين به معني از بين بردن جانشين هاي بنزين است. مثلا اگر هزينه انتقال در 100 كيلومتر با گاز يك دهم بنزين بود الان يك سوم بنزين شده. همين داستان هم براي گازوئيل رخ داده. اين كار نتيجه اي جز ايجاد مشقت براي مردم نداره با توجه به اينكه ساير جانشين ها هم در ايران در دسترس نيست. مثلا خدمات حمل و نقل با كيفيت و مناسب، يا خودروي كم مصرف و … به اعتقاد من حامل ها نبايد با هم افزايش پيدا مي كرد.

سرمقاله ام در دنیای اقتصاد در باب راهکار های اقتصادی مقابله با آلودگی هوا

مشکل آلودگی راه حل اقتصادی می خواهد, حالا هرچی بودجه فرهنگی, آموزشی تصویب کنند, کار فرهنگی کنند و الی اخر
به قول یکی از دوستان از هر کسی که میخواد وارد محدوده کثیف شهر بشه 10 هزار تومان پول بگیرند ببینند چگونه آلودگی حل میشه.
سرمقاله امروز دنیای اقتصاد هم در این مورد است که متنش در زیر آورده شده

 

راهكار اقتصادي مقابله با آلودگي

ناصر يارمحمديان
اين روز‌ها پديده آلودگي از مهم‌ترين مسائل شهر تهران و اصفهان به شمار مي‌رود كه منجر به تعطيلي چندين روز در اين دو شهر شده است.

با وجود اينكه هدف از تعطيلي‌ها حفظ سلامت شهروندان و محافظت آنان در برابر آلودگي ذكر شده، اما كاهش آلودگي از طريق كاهش تردد در شهر هم از جمله اهدافي بوده كه مسوولان را ترغيب به اعلام رسمي ‌تعطيلي كرده است؛ اما متاسفانه با وجود تعطيلات براي فروكش كردن آلودگي نه تنها شاهد بهبود آلودگي نبوديم، بلكه حتي با افزايش تردد‌هاي شخصي به دليل تعطيلي‌ها، سايه تيره آلودگي بر سطح شهر اصفهان بيشتر شده است.
حوزه اقتصاد محيط زيست سال‌ها است براي پديده آلودگي هوا، پيشنهادهايي ارائه داده و اجراي آن در بسياري كشور‌ها با موفقيت روبه‌رو بوده است. آلودگي هوا يك پديده خارجي است كه داراي اثرات خارجي منفي مي‌باشد؛ به اين معني كه عاملاني كه فعاليتشان منجر به انتشار آلودگي مي‌شود، خود هزينه انتشار آلودگي را تحمل نمي‌كنند و اين هزينه را به ساير عاملاني كه مسووليتي در انتشار آلودگي ندارند، تحميل مي‌كنند. اثرات خارجي هميشه باعث مي‌شود ميان فايده‌هاي اجتماعي و خصوصي تفاوت ايجاد شود؛ به اين معني كه رفتار بهينه يابي شخصي با بهينه اجتماعي در تضاد است و بهينه‌يابي خصوصي منجر به بهينه اجتماعي نمي‌شود.
اگر بخواهيم از دريچه علم اقتصاد به علت آلودگي نگاه كنيم، علت آلودگي را بايد در وجود اختلاف ميان فايده خالص شخصي و فايده خالص اجتماعي ببينيم.
زماني كه خالص فايده خصوصي انتشار آلودگي بيشتر از فايده اجتماعي آن باشد، عاملان اقتصادي تمايل دارند بيش از مقدار بهينه اجتماعي، آلودگي توليد كنند، به همين خاطر پيگو پيشنهاد مي‌دهد براي رفع مشكل آلودگي، خالص فايده اجتماعي بايد برابر خالص فايده خصوصي باشد. رويكرد پيگو يا رويكرد مالياتي بيان مي‌كند كه براي برقراري برابري فايده اجتماعي و فايده خصوصي بايد از ابزار ماليات استفاده كرد. شرايط پيگو بيان مي‌دارد كه اولا ماليات بايد برابر هزينه نهايي آلودگي باشد و نرخ ماليات بايد در هر واحد نشر يکسان باشد، زيرا اگر آلوده‌كنندگان با نرخ‌هاي متفاوتي روبه‌رو باشند، عاملان اقتصادي تمايل دارند، فعاليت اقتصادي را به بخش‌هاي با نرخ كمتر انتقال دهند. ماليات سبز با همين هدف طراحي شده است.
ماليات كربن (Carbon Tax) يكي ديگر از انواع ماليات‌هاي زيست محيطي است كه به عنوان سياست حفظ محيط‌زيست در بسياري كشور‌ها انجام شده است. اساسا دو نوع سياست‌هاي كنترلي وجود دارد؛ يكي سياست‌هاي بازاري و مبتني بر قيمت بازار و ديگري ايجاد محدوديت‌هاي مقداري. تمايل به سياست‌هاي نوع اول در جهان امروز بيشتر بوده است، زيرا برقراري شرايط پيكو ساده‌تر اتفاق مي‌افتد. مطالعات نشان داده است كه يكي از عوامل موثر در كاهش گرماي زمين ماليات كربن بوده است. اين نوع ماليات بر مصرف منابع يا وسايلي بسته مي‌شود كه توليد دي اكسيد كربن co2 مي‌كنند، مثلا وسايل نقليه با موتور‌هاي سوخت فسيلي يا بر مصرف سوخت فسيلي. طبق محاسبه (EIA) اگر بر هر تن دي‌اكسيد كربن 100 دلار ماليات بسته شود، بر هر گالن (2/4 كيلوگرم) يك دلار ماليات بسته مي‌شود؛ اما چرا ماليات بر كربن بسته مي‌شود و چگونه آلودگي را كاهش مي‌دهد؟ مصرف بنزين از دو طريق بر محيط زيست خسران وارد مي‌كند؛ يكي كاهش منابع انرژي زمين و يكي آلودگي كره زمين ناشي از انتشار دي‌اكسيد كربن. آنقدر كه صاحب‌نظران محيط زيست نگران آلودگي سوخت فسيلي هستند، نگران كاهش منابع نفتي نيستند! علتش بازار است. چون كميابي منابع نفتي به دليل داشتن بازار در قيمت‌هاي بازاري منعكس مي‌شود و چون هميشه در بلندمدت كالاها با كشش هستند، مصرف‌كنندگان مصرفشان را كاهش مي‌دهند و به دنبال جانشين‌ها مي‌گردند، به همين خاطر است كه عرضه بالقوه منابع معدني و انرژي بر تقاضايش پيشي گرفته كه دليلش توسعه تكنولوژي و تلاش براي يافتن جانشين‌هايي براي مواد معدني و زيرزميني بوده است. اين را مي‌توان از نزول قيمت‌هاي صد سال اخير منابع معدني هم استنباط كرد؛ اما منابعي كه داراي دسترسي آزاد هستند (Open Access) با مصرف مفرط روبه‌رو هستند (مانند هوا و آب). مصرف‌كنندگان در اين موارد هيچ حساسيتي براي تغيير رويه مصرف نشان نمي‌دهند. پس يك روش براي بازاري كردن آن، ماليات بستن بر آنها است (در پرانتز بگويم كه يكي از روش‌هاي رفع دسترسي آزاد به اين منابع خصوصي كردن آنها است، مانند خصوصي كردن زمين‌ها و مراتع و جنگل‌ها كه در برخي كشور‌ها انجام شده و نتايج مطلوبي براي بهبود استفاده از اين منابع طبيعي داده است، اين روش به عنوان روش كوز معروف است). پس چرايي و چگونگي كاهش آلودگي هوا از طريق ماليات محيط زيست روشن است، زيرا كه مصرف‌كنندكان نسبت به استفاده از جانشين‌ها حساسيت نشان دهند و زماني اين اتفاق مي‌افتد كه هزينه اجتماعي آلودگي هوا را بر توليدكنندگان آلودگي تحميل كرد و شكاف بين هزينه اجتماعي و هزينه شخصي را از طريق وضع ماليات كاهش داد.

هدفمند سازي، نقدينگي و تورم

تعجب مي كنم از اينكه بر خي اقتصاد خوانده ها فكر مي كنند اجراي هدفمند سازي يارانه ها حجم نقدينگي را افزايش مي دهد. حرف از عدم افزايش تورم نميزنم اما اين روشن است كه حجم پول به خاطر اجراي هدفمند سازي يارانه ها افزايش نمي يابد چون فقط تركيب نوع يارانه هايي كه دولت پرداخت مي كند تغيير مي كند حتي اگر مخارج دولت تغيير كند (با استقراض از مردم) حجم پول ثابت مي ماند. يكي از دلايلي كه ممكن است اين طرح باعث افزايش نقدينگي شود كسري بودجه اي است كه به خاطر افزايش قيمت ها اتفاق مي افتد البته به شرطي كه دولت كسري بودجه را با انتشار پول تامين كند كه اين ربطي به خود طرح ندارد، پس اجراي اين طرح به خودي خود نبايد تورم پولي ايجاد كند.

اما از چه جهت تورم ممكن است شدت گيرد؟ سه عامل ممكن است تورم را افزايش دهد:1- از آنجايي كه حجم پول ثابت است فقط نحوه توزيع آن تغيير مي كند، قيمت هاي نسبي دستخوش تغيير قرار مي گيرد و ممكن است انتظارات تورمي افزايش يابد. 2- بدليل اينكه قيمت حامل هاي انرژي به عنوان نهاده توليد واقعي مي شود هزينه توليد افزايش يافته و منحني عرضه اقتصاد به سمن بالا انتقال مي شود كه تاثيرش تورم ركودي است (از نوع تورم فشار هزينه). 3- از آنجايي كه دولت خود يكي از مهمترين مصرف كنندگان انرژي مي باشد اجراي اين قانون باعث افزايش افسارگسيخته هزينه هاي دولت مي شود و دولت براي جبران اين هزينه ها دست به گريبان كسري بودجه مي شود كه باعث افزايش تورم مي شود.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.