برخي انگاره ها هستند كه وارونه براي ما بديهي شده اند.از ابتدا اشتباهي هستند اما با يك سري جمله هاي زيبا و شبهه وار به ذهن مي روند و بيرون آمدنشان كلي انرژي مي برد. يكي از اين مسائل انتخاب سرنوشت برتر براي من نوعي توسط ديگران است. شما چه فكر ميكنيد؟ آيا بهشت رفتن اجباري است؟ بله اتفاقا اجباري است. اجباري به اين معنا كه ديگران بايد در تلاش باشند كه اگر اجباري هم شده مرا به بهشت پذيرفته شده ام ببرند. هر مكتبي براي خود اهدافي دارد مثلا نظام اقتصاد سرمايه داري بدنبال بهبود كارايي و زندگي برتر با رفاه اجتماعي بالاتر است (اين هدف در نظام اقتصاد سرمايه داري بوضوح روشن است). حال بايد به دنبال سياست هايي باشد كه اين هدف را تضمين ميكند و حق ندارد آنرا به همه پرسي بگزارد. مثلا اگر سياست پيوستن به فلان اتحاديه بازدهي جمعي را افزايش ميدهد و رفاه قشري را بدون كاهش رفاه ديگر اقشار بالا ميبرد بايد اجرا شود زيرا كه بدينصورت مردم به بهشت مي روند(از ديدگام اهداف نظام سرمايه داري). پس انتخابات ديگر چه صيقه اي است؟ در پايين توضيح مي دهم. اما يك شاهد نقلي از قرآن: در مكتب اسلام هم همينگونه است اگر اسلام يك هدفي را براي انسان تعريف كرده و او هم پذيرفته پس بايد برخي تصميماتي كه محدوديت آور است را يك طرفه اتحاذ كند. يك شاهد نقلي از قرآن ايه 103 سوره توبه است كه ميگويد((خذ من اموالهم صدقة تطهرهم و تزكيهم بها )) يعني از اموالشان صدقه و ذكات بگيريدتا بدين وسيله آنهارا پاكيزه سازيد و پرورششان دهيد (فعل امر در قران در حكم دستور است و الزامي است مگر اينكه قرينه اي براي عدم دستور وجود داشته باشد). روشن است كه بطور دستوري گفته شده ذكات انهارا بگيريد براي اينكه آنهارا پاكيزه كنيد تا به سعادت برسند. اين است آن مفاهيمي كه وارونه وار براي ما بديهي شده. مثلا ميشنويم كه آقايان فقهاي اقتصاددان گفته اند بايد براي فلان طرح همه پرسي صورت گيرد. اگر اين طرح يك بهينه پرتو است پس همه پرسيش ديگر چه صيقه ايست؟ و اگر شما كه نخبگان جامعه هستيد نميدانيد بهينه است پس مردم از كجا بدانند كه بهينه است يا نه؟.
يك نكته در مورد راي گيري:
البته مكانيزم راي گيري براي برخي كالاها يك راه كار بهينه است، كالاهاي عمومي 2 ويژگي بدون رقيب(nonrival) و و غير محروم كردني(non-excludable) دارد مثلا مصرف روشنايي چراغ هاي شهرداري را نميتوان براي خانوار هاي الف محروم كرد و همچنين مصرف از اين روشنايي توسط خانوار الف مصرف خانوار ب را تحت فشار قرار نمي دهد.تخصيص اين نوع كالا ها بايد از طريق مكانيسم هاي راي گيري انجام شود زيرا كه اگر آن را به بازار بسپاريم ممكن است عرضه يك كالاي عمومي كه بهينه است اصلا صورت نگيرد. يك مثال ميزنم، فرض كنيد توليد يك واحد كالاي عمومي خاصي 100 واحد براي هر نفر منفعت ايجاد مي كند، فرض كنيد فقط 2 نفر وجود دارند، هزينه توليد اين يك كالا 150 واحد است، در اين حالت اگر يك نفر پول اين كالا را بپردازد 200 واحد منافع اجتماع افزايش مي يابد در حالي كه فقط 150 واحد هزينه صورت گرفته است. اما براي افراد خريد اين كالا هزينه دارد زيرا كه به ازاي 150 واحد پرداختي فقط 100 واحد منفعت كسب ميكند پس هر يكي منتظر مي مانند تا ديگري كالا را از بازار خريداري كند تا از سواري مجاني بهره ببرد اما هيچ گاه اين اتفاق نمي افتد، در اين شرايط است كه مكابيزم هاي راي گيري به كمك تخصيص بهينه در اقتصاد مي ايد. خلاصه كلام اينكه راي گيري اگر براي مردم بهشت ايجاد كند صورت ميگيرد نه براي هر تصميمي بلكه برخي تصميمات بايد يك جانبه صورت بگيرد.
سايت احساسات را ديده ايد؟ يك نفر در پست قبلي معرفي كرده. اگر چه بدرد من نميخورد اما طرح جالبي است.